اهلبیت علیهمالسلام از عالم نور و پیش از این عالم شناخته شدهاند، و در عالم ذر، ولایت و امامت ایشان بر خلق عرضه شده است. در این جهان نیز پذیرش دین و عمل، بدون معرفت و ولایت ایشان پذیرفته نیست. افزون بر این، در قیامت نیز مقام شفاعت، حاکمیت و داوری به اذن الهی در اختیار آنان است. پس جایگاه ایشان صرفاً یک جایگاه تاریخی یا اخلاقی نیست، بلکه مقامی قدسی، الهی و منحصر بهفرد است.
گریه های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در فراق پسرشان ابراهیم پیامبر در فراق فرزندشان ابراهیم فرمودند: «ای ابراهیم، کاری از ما برای تو ساخته نیست، تقدیر الهی برگشت پذیر نیست، چشم پدرت در مرگ تو گریان و دلش محزون و غمگین است، ولی هرگز سخنی که مایه خشم خداست، بر زبان جاری نمیسازد، اگر وعده صادق و حتمی خدا نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراقت بیش از این گریه میکردم و محزون میشدم.»
طبق ادله روایی و تاریخی فراوانی كه در آثار فریقین وجود دارد مشخص می شود كه ائمه اهل البیت (علیهم السلام) و سلف امت، هنگام عزای اولیاء الهی، مشكی بر تن می كردند و پوشیدن لباس مشكی، امری مخصوص به بنی العباس نبوده است. بنابراین ادعای تقلید شیعیان از بنی العباس در سیاه پوشیدن هنگام عزا، بی اساس و غیر علمی است.
شیعیان در اقامه عزای سید الشهداء علیه السلام از ابتدای محرّم الحرام، از دستورات و سیره عملی امامان خود پیروی نموده ،و آن را وسیلهای برای ابراز محبت و ارادت خود به اهل بیت علیهم السلام می دانند.
ایام مباهله، تنها یادآور یک واقعه تاریخی در مدینه نیست، بلکه دریچهای است به سوی درک مفاهیم بنیادین خلقت و هدایت. از پاسخهای امام رضا(ع) به مأمون عباسی تا تحلیل خطبه قاصعه، یک رشته به هم پیوسته از «حجت» و «ولایت» را میتوان دنبال کرد.
بازخوانی دوباره شاخصه های غلو، ضرورتی است تا روشن گردد که در بطن اعتقادات شیعیان نسبت به اهل بیت علیهم السلام، فارغ از جریان ها و اشخاصِ تندرو، غلوی وجود ندارد.
روایتی از پنج علامت قطعی پیش از قیام امام عصر عجل الله فرجه و تفاوت آن با نشانههای غیر حتمی
چنانکه اهل معرفت نیک میدانند، یکی از آفات دیرینهی عرصه دیانت، پدیدهی غلو است؛ غالیانی که در هر عصری با چهرهای تازه پدید آمدهاند و با افراط در مقامبخشی، حقیقت ناب دین را به گرداب انحراف کشاندهاند.
سالروز شهادت امام جواد (ع) فقط یادآور یک مصیبت تاریخی نیست؛ بلکه بازخوانی یک الگوی تمدنی است؛ اینکه چگونه میتوان در فضای فشار، تحریف و جنگ روانی، هویت دینی و مرجعیت حق را حفظ کرد و اجازه نداد حقیقت در غوغای تبلیغات قدرتهای سیاسی دفن شود.
در مقاله حاضر با بررسی شواهد تاریخی، لغوی و تفسیری، روشن می شود که تفسیر «مساجد» به اعضای سجود، نه تفسیری باطنی است و نه تقطیعی و نه خارج از سیاق و نه شاهدی بر استعمال لفظ در اکثر از معنا.