روایاتی پیرامون ضرورت شناخت امام در منابع روایی فریقین نقل شده است؛ و به عبارتی مورد پذیرش تمام مسلمانان بوده و از چنان تواتری برخوردار است که در اصل آن نمیتوان تردید کرد، با این توضیح که شیعیان آنها را به ضرورت بیعت با امام معصوم(علیه السلام) دانسته، اما برخی از اهلسنت، دایره آنها را گسترش داده و این روایات را شامل افراد غیر معصوم نیز میدانند.
شایسته است زندگی شخصی رهبر جامعه اسلامی در حد پایینترین مردم باشد، آنها نیز زندگی سادهای داشتهاند. امام على(علیه السلام) در پاسخ به این سؤال که چرا آنحضرت از نعمتهای دنیا کمتر استفاده میکنند، فرمود: «خداوند بر رهبران عادل واجب کرده که زندگى خود را چنان ساده و تنگ بگیرند که تحمل تنگدستی بر فقرا چندان سخت نباشد».
در حالی که بر اساس منابع لغت عرب، قرآن و سنت، اصولا غیبت، به معنای اختفا و فقدان شخص از جامعه نیست. امام غایب موجود است؛ فعالیت دارد؛ با امت مرتبط است؛ ولی هر کسی به تشخیص او موفق نمی شود؛ درست مانند غیبت حضرت یوسف علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام؛ نه غیبت حضرت عیسی علیه السلام. این نوشتار تلاش می کند با استناد به قرآن، سنت و منابع کلامی، پاسخی نسبتا جدید و یا دست کم با روش نو ارائه دهد که در پرتو آن، عمق بیش تری از فواید امام غایب کشف می شود.
با مراجعه به آیات نورانی قرآن کریم و همچنین روایات باب می توان به خوبی دریافت که والدین نبی گرامی اسلام (صلی الله علیهم اجمعین) ایمان داشته اند و بر دین اجدادشان که همان دین ابراهیم علیه السلام بوده، بوده اند. افزون بر اینکه پاکترین خلق خدا نمی تواند از والدین کافری که نجس است متولد شود.
به این ترتیب، صورت استدلال چنین میشود که؛ از نظر قرآن - که مورد پذیرش همه مذاهب اسلامى است - پیروزى حقطلبان، حتمى و قطعى است. این پیروزى - که وعده الهى است - هنوز محقق نشده و تحقق آن، نیازمند یک رهبر الهى است و آن رهبر را رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) در سخنان خود معرفى نموده است؛ مانند: «یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِب»؛[14] یعنی: حکومتش به شرق و غرب عالم خواهد رسید.
آنچه امروزه مشهور است، آن است که این لقب را برای توصیف امام رضا(علیه السلام) به کار میبرند، اما این لقب در بحار الانوار در «باب زیارة الإمام المستتر عن الأبصار الحاضر فی قلوب الأخیار المنتظر فی اللیل و النهار الحجة بن الحسن»، در زیارتی برای توصیف امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) نیز به کار رفته است: «... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَمْسَ الشُّمُوسِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَهْدِیَّ الْأَرْضِ وَ مُبِیِّنَ عَیْنِ الْفَرْضِ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَان...».
هر چند که به دلائل امنیتی و علل دیگر، شیعیان بسیاری از وجود فرزند پسری برای امام حسن عسکری(ع) – حتی بعد از شهادت حضرتشان – مطلع نبودند، اما آن حضرت با تدابیر حکیمانهای این موضوع را به اطلاع بزرگانی از شیعیان رساند و در برخی موارد، فرزندشان امام مهدی(عج) را نیز به آنان نشان دادند تا بعدها این خبر در میان شیعیان مطرح شده و حقیقت برایشان آشکار شود. نتیجه این اقدام نیز این بود که در همان سالهای ابتدایی بعد از رحلت امام یازدهم، جز اندکی از شیعیان، تمام آنها وجود چنین فرزندی را به عنوان امام دوازدهم پذیرفتند.
علاوه بر روایاتی که ناهی از عزاداری و نوحه سرایی می باشند، روایات فراوانی نیز در مشروعیت این مسائل وارد شده است. بر همین اساس باید راه جمعی بین این 2 دسته از روایات متعارض، بدست آورد.
روز بیست و چهارم ذی الحجه در تاریخ اسلام، روزی بسیار مهم و سرنوشت ساز است، روزی است که بر اثر یک حادثه کوچک، ولی بسیار عظیم و دارای اهمیت، یکی از آیات الهی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد. در اثر نزول همین آیه، پیامبر صلی الله علیه و آله […]
اهل سنّت در تفسیر آیهی اولی الامر گرفتار تشتّت و اختلاف آراء گستردهای شدهاند. برخی از آنان اصل دلالت آیه بر ولایت معصوم را پذیرفتهاند امّا در مصداقشناسی مسأله آراء پراکنده و جمعناپذیری دارند