برخی از اظهار نظر های بزرگان اهل تسنن سخن مطابق با منابع و مبانی خودشان نیست و لازم و سزاوار است منابع خود اهل تسنن به صورت دقیق بازخوانی شود تا در هنگام اظهار نظر، سخن خلاف منابع خودشان گفته نشود. همچنین مخاطبان گمان نکنند دیدگاه اهل تسنن دیدگاهی مردم گرا، عدالت محور و انتقاد پذیر هست.
تمام شبهات افرادی مانند مولوی عبد الحمید در باب امامت، به تطبیق دادن نظام فکری سیاسی در حکومت های بشری و پادشاهی بر نظام امامت و خلافت الهی برمی گردد.
تصویر کلی، که این کتاب از امام حسین «علیه السلام» ارائه میدهد، تصویری ماورایی و بدون توجه به جنبه مادی و تاریخی زندگی ایشان است. این تصویر، حتی در ارائه حادثه خونبار عاشورای 61 هجری نیز دنبال شده است. در خصوص علت عدم ذکر اسناد، به نظر میرسد مؤلف این کتاب، علاقه وافری به نقلِ مضمون اخبار داشته است.
نه از جهت نظری و نه از جهت عملی، مردم هیچگاه نقشی در تعیین خلفای اهل سنت نداشتهاند. جای شگفتی باقی است که چگونه مولوی عبدالحمید ادعا میکند بر اساس دیدگاه اهل سنت، مردم هستند که باید سرنوشت خود را تعیین و حاکم را مشخص کنند.
تفحص در باب احادیث مربوط به حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف»، در کتب عامه و نیز امامیه، واژهای مشترک برای بیان ظهور حضرت مهدی«عجل الله تعالی فرجه الشریف» به دست میدهد که از جهت مفهوم دینی، بسیار حائز اهمیت است.
حجت الاسلام احمدی گفت: مبعث رسول اکرم (ص) بزرگترین تجلی الهی در عالم است و در این راستا بزرگترین شریعت، کتاب و ولی الهی در زمین معرفی شده و به جهت سه ویژگی یادشده چنین عظمتی پیدا کرده است.
نشست ماه امامت بستر و فرصت مناسبی است که افراد دیدگاه خود را بهطور حضوری و به دور از هرگونه تفسیر به رأی و برداشتهای ناصواب مطرح کنند و در مقام پاسخگویی به آنها برآیند.
حضرت زینب عالمه و عقیله بنی هاشم نیز به نوبه خود تلاشی وافر در پاسداری از ولایت و امامت داشته و اقدامات فراوانی در این زمینه انجام داده است. این مقاله بر آن است تا ضمن تبیین مختصر مقام امامت و ولایت و جایگاه آن در دین اسلام، نحوه و میزان اهتمام و کوشش حضرت زینب را در دفاع از این مقام رفیع مورد بررسی و کاوش قرار دهد.
معاون فرهنگی بنیاد بین المللی امامت حجت الاسلام سبزواری گفت: سیره امیر مومنان علی(ع) فراتر از بیان رویدادها و حوادث و رقم خوردن آن در طول زمان است.
حادثه بنی قریظه از جمله حوادثی است كه مستشرقان روی آن حساسیت زیادی دارند. از آن جمله ویلیام مولر در كتاب «حیاة محمد»(The Life Muhammad) این داستان را به صورت فوق العاده دراماتیك وصف كرده است و گروه های دیگری از اسلام ستیزان بر فراوانی کشتار در این واقعه که هفتصد نفر از مردان بنی قریظه توسط امیرمومنان صورت گرفته انتقاد هائی نموده و کینه و دشمنی یهودیان نسبت به امیرمومنان را با این مساله پیوند زده اند.