جَعْل حدیث یکی از آسیب های است که جامعه اسلامی از دوران پیامبر بدان دچار شد و ازجمله اهداف آن، ترور شخصیت پیشوایان دینی و سیاسی بوده است. امام حسن علیه السلام از کسانی است که تیر مسموم جعل حدیث، سیره انسان ساز و الگوآفرین ایشان را وارونه جلوه داده است.
سرگذشت حضرت رقیه در منابع تاریخی چگونه آمده و به دنبال آن در مورد نام، نام مادر، تاریخ ولادت و وفات حضرت، سن و محل دفن ایشان تحقیق شده، است. این تحقیق به دنبال کشف سرگذشتی روشن در مورد ایشان می باشد.
در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی آن دسته از سخنان امام سجاد(ع) که حاوی پرسش هایی استدلال محور بوده است مورد بررسی قرار گرفته است و جبنه استدلالی مورد تحلیل و بررسی واقع شده است.
عبقات الأنوار فی إمامة الأئمّة الأطهارِ علّامه میرحامد حسین علیه الرحمة بهمثابۀ «بزرگترین حجّت مذهب»، نقطۀ عطفی در میان اندیشهورزانِ امامتپژوه پدید آورده است و با منهجی راست و درست، نامور و پایامانده و بسط و پیشرفتِ دانش امامت به بهانۀ آن، کممانند مینماید.
هدف این نوشتار، بررسی تاکتیک های نظامی و روان شناختی امام حسین (علیه السلام) در قیام عاشوراست. پرداختن به این موضوع می تواند به دست یابی به روش های فکری و نظامی اسلامی کمک کند.
این حدیث ساخته و پرداخته افرادی است که خواسته اند مسائل اخلاقی و عبادی را درجامعه ترویج کنند و به گمان اینکه جعل احادیث، می تواند اخلاق را در جامعه رواج دهد به ساختن چنین احادیثی رو آورده اند.
عاشورا مکتب دینداری است و شاخصی دقیق برای بازشناسی حق از باطل. این رویداد، در تداومِ راهِ پیامبران و اولیای الهی گام برداشته و طریقِ عبودیت را به تمامی انسانها آموخته است؛ و از همینروست که همواره حیّ و حاضر است.
اهلبیت علیهمالسلام از عالم نور و پیش از این عالم شناخته شدهاند، و در عالم ذر، ولایت و امامت ایشان بر خلق عرضه شده است. در این جهان نیز پذیرش دین و عمل، بدون معرفت و ولایت ایشان پذیرفته نیست. افزون بر این، در قیامت نیز مقام شفاعت، حاکمیت و داوری به اذن الهی در اختیار آنان است. پس جایگاه ایشان صرفاً یک جایگاه تاریخی یا اخلاقی نیست، بلکه مقامی قدسی، الهی و منحصر بهفرد است.
گریه های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در فراق پسرشان ابراهیم پیامبر در فراق فرزندشان ابراهیم فرمودند: «ای ابراهیم، کاری از ما برای تو ساخته نیست، تقدیر الهی برگشت پذیر نیست، چشم پدرت در مرگ تو گریان و دلش محزون و غمگین است، ولی هرگز سخنی که مایه خشم خداست، بر زبان جاری نمیسازد، اگر وعده صادق و حتمی خدا نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراقت بیش از این گریه میکردم و محزون میشدم.»
طبق ادله روایی و تاریخی فراوانی كه در آثار فریقین وجود دارد مشخص می شود كه ائمه اهل البیت (علیهم السلام) و سلف امت، هنگام عزای اولیاء الهی، مشكی بر تن می كردند و پوشیدن لباس مشكی، امری مخصوص به بنی العباس نبوده است. بنابراین ادعای تقلید شیعیان از بنی العباس در سیاه پوشیدن هنگام عزا، بی اساس و غیر علمی است.