اگر تمام سخنان وهابیان راجع به این آیه را بپذیریم باز هم نمیتوانیم بگوییم اعمال کسانی که قائل به توسل و استغاثه و ... هستند شرک است. چون نهایت چیزی که وهابیان میتوانند به این اعمال نسبت بدهند این است که بگویند این کار لغو است، اگرچه این سخن آنها هم باطل است و لغویتی در کار نیست، اما نهایت سخن آنها میتواند این باشد و هیچگاه نمیتوانند بر اساس آن شرک را به مسلمانان نسبت دهند.
شاید در اینجا وهابیان، که ظاهرگرا هستند، به این نکته اشکال کنند که اولیای الهی تا زمانی که زندهاند میتوانند کاری انجام دهند، ولی وقتی مردند دیگر کاری از دستشان برنمیآید. در پاسخ آنها باید گفت تمام مسلمانان بر این نکته اتفاق نظر دارند که اعمال خارقالعاده و کراماتی که از پیامبران و اولیای الهی سر میزند به سبب وجود جسم و از طریق جسم آنها نیست، بلکه ناشی از قدرت روحی و مقامی است که نزد خداوند دارند. پس زندهبودن یا مردهبودن آنها دخالتی در قدرت الهیشان، ندارد.
در برخی کتب متأخر نقل شده که پس از شهادت امام کاظم(ع)، مردم مدینه به لحاظ شخصیت و سن احمد، به در خانه او رفته و با وی بیعت کردند و او پیشاپیشِ جمعیت به مسجد پیامبر(ص) رفت و خطبهای خواند و به مردم گفت: «ای کسانی که با من بیعت نمودهاید! بدانید که من خودم با برادرم علی(امام رضا) بیعت کردهام و او واجب الاطاعه است. بر من و شما است که از او اطاعت کنیم».
برخی از مسائل مربوط به این نفوس مقدس، با دیگر انسانها متفاوت است. از اینرو، اگر شیوه دستیابی این افراد به مقامات و درجات والا، همچون امامت، عصمت و علوم آسمانی متفاوت از دیگر مخلوقات باشد، جای تعجب ندارد. با این همه، برخی متون دینی از نوعی امتحان شدن این انوار مقدس قبل از آفرینش مادی آنان خبر میدهند.
آیهای از قرآن، مؤمنان را به اطاعت از خدا و رسول او و اولیالامر، امر میکند: "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم".[10] و پیامبر (ص) در روایات متعدد "اولی الامر" را بر حضرت علی (ع) تفسیر میکند.[11] و آن حضرت(ص) در روایاتی به اطاعت از امام علی (ع) امر میکند از جمله آنها میفرماید: "و ان امامکم علی بن ابیطالب، فناصحوه و صدقوه؛ فان جبرئیل اخبرنی بذلک".
موقعیت امام به منزله موقعیت پیامبر است پس از تبلیغ (یعنی احکام تبلیغ شده است) پس با پنهان بودن او، مردم اگرچه از دیدارش محروم اند، عبث رها نخواهند شد بلکه باید به تمامی احکامی که در دست است عمل کنند. البته اگر روزی تمام نوامیس دین ضایع گردد، آناً ظهور خواهد کرد.
پیامبران با همه علوّ مقام و شأن و عصمتى که دارند؛ مانند دیگران انسانهایى هستند که داراى شهوت و غضب و غرایز و امیال نفسانى بوده و نیازمند راهنمایى و ارشاد الهى میباشند و اگر لحظهاى به خود واگذار شوند، هلاک خواهند شد و براى چنین اشخاص مهمى که رهبرى جامعه را به عهده دارند، یک لحظه غفلت یا ضعف و سستى در کار رسالت، گناهى بزرگ محسوب میشود. لذا چنین تعبیرات شدیدى در مورد آنان بیان شده، کما اینکه هیچگاه مستغنى از دعا و آمرزش و عفو الهى نیستند.
على(ع) صبحدم بیست و یکم رمضان کشته شد. حسن(ع) در خطبهاى در مناقب على(ع) میگفت: «شب نزول قرآن کشته شد، شبى که عیسى را به معراج بردند، شبى که موسى جان باخت». حسن بن على(ع) بر وى نماز گزارد.
از این روایات بر میآید که امام حسن(ع) و حسین(ع) در جنگها کنار امام علی(ع) حضور داشتند و در مواردی هم میجنگیدند.
سفير چهارم امام عصر شيخ جليل ابوالحسن علي بن محمد سَمَري است.