پروندههای علمی امامت | شماره چهارم
دعای فرج (عظم البلاء)؛ تقابل با توحید قرآنی یا جلوه وسایط فیض؟
طرح مسئله: پروندههای علمی امامت با هدف بررسی دیدگاههای مختلف پیرامون مسائل بنیادین امامتپژوهی، مسائل اختلافی را در معرض مطالعه و داوری محققان قرار میدهد. در این شماره، مناقشه مهم «انطباق مفاهیم دعای فرج (عظم البلاء) با نصوص قرآنی و توحید افعالی» به بحث گذاشته شده است.
آیا استمداد از پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین با تعبیر «اکفیانی» و ساختار پایانی این دعا با آیات ناظر بر انحصار کفایت الهی و اصول مسلّم قرآنی ناسازگار است؟ یا اینکه در چارچوب توحید افعالی و نظام وسایط فیض، کفایت معصومان در طول فاعلیت پروردگار و جلوهای از سنتهای الهی شمرده میشود؟
در این پرونده، متن دو دیدگاه مختلف پیرامون این دعا بدون هیچگونه سوگیری جهت داوری علمی نخبگان ارائه میشود.
بخش اول | دیدگاه نخست
رویکرد سنجش با ظواهر قرآن؛ نقد مأثوربودن و شبهه تعارض با انحصار کفایت الهی
برگرفته از: مجموعه یادداشتهای حوزوی «گشت و گذاری در کوچه و خیابان»
|
از “دُوستِ مُحتَرم” تا “فُرصتِ مُغتَنم” یکی از لوازم اصلی زندگی انسان دوست و دوستان خوب و محترم است، چنانکه یکی از نعمت های خداوند، زمان و فرصتِ در اختیار انسان است، تلاقی این دو، نعمتِ افزوده دیگری است، به هر حال باید قدر این دو را، در کنار خیلی چیزهای دیگر دانست و شکر گذار نعمت دهنده اصلی شد. من به لطف خدا دوستان خوبِ زیادی در طبقات مختلف دارم ،گاهی توفیق بهره مندی از فرصت را هم به دست می آورم. امروز از آنها “گاه ها”بود. اول صبح در خلال جلسه علمی کلام مدارج، بحثِ مختصری درباره برخی کارهای جامعه پیش آمد، گسترشِ زیاد دعای فرج (عظم البلا) یکی از کارهای محل تامل بنده است، این دعا ظاهرا ماثورنیست، فرازهای میانی آن “اکفیانی فانکما کافیان” با نصِ صریح آیات قرآن “أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُۥۖ (زمر: ٣٦)” سازگار نیست، چنانکه تقدم نام امیرمؤمنان بر پیامبر اعظم با فرمایشات حضرت امیر همخوان نیست، برخی دوستان اصرار بر توجیه داشتند، وقتی دعا ماثور نیست و با اصول مسلم قرآن کریم جور در نمیاد دلیلی برای توجیه آن وجود ندارد، دوست محترمِ استادِ تفسیر و موفقِ در فهم کلام خدا در قرآن کریم در تایید نگاه این ناچیز فرمودند:” ابهام دیگر اینست که چند فراز پایانی خطاب به حضرت حجت علیه السلام است اما ناگهان با “ارحم الراحمین” پایان می پذیرد”. من در تجمع های شبانه وقتی به فراز یا محمد و یاعلی میرسیدم می گفتم” یا الله بمحمد و علی فانهما وسیلتان و…..”. دوست ارجمند مانوسِ با قرآن، به این آیه هم استناد کردند: مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَآ أَمَرْتَنِي بِهِۦٓ أَنِ ٱعْبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدࣰا مَّا دُمْتُ فِيهِمْۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ ٱلرَّقِيبَ عَلَيْهِمْۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءࣲ شَهِيدٌ(مائده/١١٧)، برای ضرورت امام حی و زنده به آن استناد کردند تا آن حضرت شاهد بر امت باشند. خوشبختانه امروز در مسیر برگشت از مرکز تخصصی کلامِ پردیسان به قم با جناب ایشان همراه بودم دربین مسیر از نقش اصلی قرآن کریم سخن گفته شد از نگاه استاد شهید مطهری و قائد شهید خامنهای بحث کردیم و شاهد آوردیم. استاد مطهری در چندجای آثارش ازجمله ج۴ از کم توجهی به قرآن گله مند است، قائد شهید در تفسیر سوره برائت” قَٰتِلُواْ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَلَا بِٱلْيَوْمِ ٱلْأٓخِرِ وَلَا يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَلَا يَدِينُونَ دِينَ ٱلْحَقِّ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُواْ ٱلْكِتَٰبَ حَتَّىٰ يُعْطُواْ ٱلْجِزْيَةَ عَن يَدࣲ وَهُمْ صَٰغِرُونَ ( توبه: ٢٩)”به مناسبت به بیان ناهمخوانی برخی فتاوی فقهی و دیدگاه های تفسیری با اصول و مبانی قرآن می پردازد. عصری با دیگر دوستِ اهلِ علم و فضل سلام و علیک داشتم، به مناسبت حدیث نبوی در یادداشت های این حقیر(۱۰۱) بحث کوتاهی شد، ایشان توجه قشنگی به آیات قرآن داشت فرمودند: هرجا خداوند از آخرت سخن گفته است از واژه سرور “فَوَقَىٰهُمُ ٱللَّهُ شَرَّ ذَٰلِكَ ٱلْيَوْمِ وَلَقَّىٰهُمْ نَضْرَةࣰ وَسُرُورࣰا ( انسان: ١١)” و مسرور”وَيَنقَلِبُ إِلَىٰٓ أَهْلِهِۦ مَسْرُورࣰا (انشقاق٩، ۱۱) “بهره گرفته است، اما نسبت به دنیا از واژه فرح و فرحین استفاده کرده است، سرور خالص است اما فَرَح آغشته به سختی و دردسر و مربوط به لذّات دنیایی و گذران است، من عرض کردم از این مبنای قرآنی در دانش کلام به عنوان لزوم خلوص در ثواب و عقاب بحث شده است(ر.ک:کشف المراد، تعلیقات آیت الله سبحانی، ص ۲۶۸) شب توفیق داشتم با استفاده از نرم افزار قرآن در تلفنِ همراه، آیات مورد بحث و استناد دوستان بزرگوارم را مطالعه کنم دو واژه سرور و فرح را در”المفردات” راغب اصفهانی و “قاموس قرآن” آیتالله سید علی اکبر قرشی ببینم، از بیان آن تفاوت ظریف در این دو منبع دم دست، بیشتربهره مندشدم و لذت بردم.
|
بخش دوم | دیدگاه دوم
رویکرد کلامی-روایی؛ اثبات توثیق سندی و انطباق کفایت اولیاء با توحید افعالی
برگرفته از: نوشتار تحلیلی «بازخوانی شبههای درباره دعای عظم البلاء»
|
بازخوانی شبهاتی درباره دعای «عظم البلاء» شبهه کمک خواستن از غیرخداوند، از شبهات کُهنی است که دشمنان شیعه از دیرباز به بهانه شرکآمیز بودنش، بر ضدِّ شیعه مطرح کردهاند؛ و با وجود دهها پاسخِ اجمالی و تفصیلی و نیز تقریرهای عقلانیِ هماهنگ با قرآن و سنّت، همچنان ادامه یافته و به بهانههای تازه تکرار میشود. دعای فرج با آغازِ «اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ»، که همزمان با شیوع ویروس کرونا و پس از آن در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل بر ضد ایران اسلامی، مورد توجه بیشتر مردم مسلمان قرار گرفت، از جمله دعاهایی است که پس از درخواست و مسألت از خداوند متعال و در فرازهای پایانیِ خود، با مخاطب قرار دادنِ رسول اکرم، امیرالمؤمنین و امام عصر علیهمالسلام، ترکیبی از دعا و توسل را به نمایش گذاشته است؛ و همین امر سبب شده تا برخی، با طرح اشکالاتی بیپایه، اصلِ صدورِ این دعا را انکار کنند یا از بر زبان جاری ساختنِ فرازهایی که دربردارنده کمک خواستن از معصومان علیهمالسلام است، خودداری ورزند. در پاسخ به این اشکال، دو محور در این نوشتار دنبال خواهد شد: الف. تبیین محتوایی دعا؛ ب. مشابهیابی دعا و فرازهای محل بحث در دیگرمنابع حدیثی شیعه.
بخش اول: همخوانی فرازهای پایانی دعای «عظم البلاء» با معارف ثقلین هرچند که مضمون دعای «عظم البلاء» به خودیِ خود، از هر گونه شائبه شرک و چالشِ اعتقادی پیراسته است، امّا آنچه این دعا را در زمره متونِ بحثبرانگیز قرار میدهد، فرازهای پایانیِ آن است که با مددجویی و استغاثه به رسول اکرم، امیرالمؤمنین و امام عصر علیهمالسلام آمیخته شده است. پیش از آنکه به نمایشِ مواردِ مشابه از استغاثه به غیرخداوند در دیگر ادعیه بپردازیم، لازم است یادآور شویم که پشتوانه عقلی-کلامیِ استغاثه به معصومان علیهمالسلام، ذیل ادلّه عام و خاصِّ «توسل» و «شفاعت» قرار میگیرد که مبتنی بر نصوصِ قرآنی و سنّتِ اسلامی است. توضیحِ روشنتر آنکه، سفارش به استغاثه به معصومان، بردنِ نامِ آنان و حتی یاد کردنِ نامِ برخی از ملائکه در سجده، از جمله دستوراتِ ائمّه اطهار علیهمالسلام در زمانِ گرفتاری و مشکلات به شمار میآید که در چارچوبِ کلیِ «توسل» جای میگیرد؛ و نمازهای استغاثه نیز در همین راستا قرار دارند. این دستورالعملهای دینی را در روایاتِ متعدّد و با عباراتی گوناگون، حتی در معتبرترین منابع حدیثی شیعه میتوان یافت. جالب توجه آنکه در برخی از این ادعیه و احادیث، این استغاثه، در سجده، که تبلور بندگی و عبودیت است، اعلام شده است. در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:
به جز این چند حدیث، همچنین میتوان به گزارشی که محمد بن هارون تلعکبری از «ابوالحسین بن ابیبغل کاتب« نقل میکند، اشاره کرد. امام زمان سلام الله علیه در این دعا، به تعلیم دعایی برای گشایش در گرفتاری آن شخص پرداختهاند: «من کاری را از سوی [مقام دولتی] “ابومنصور بن صالحان” بر عهده گرفتم، اما میان من و او اتفاقی افتاد که باعث شد [از ترس او] پنهان شوم. او مرا تعقیب کرد و ترساند، به همین دلیل مدتی را در ترس و مخفیانه گذراندم. سپس شب جمعهای قصدِ رفتن به “مقابر قریش” (کاظمین) کردم و تصمیم گرفتم شب را برای دعا و درخواست حاجت در آنجا بمانم. آن شب، شبی بود که باد و باران شدیدی میوزید. از ابنجعفر، خادم (قیم) آنجا، خواستم که درها را ببندد و تلاش کند که فضا را خلوت نگه دارد تا بتوانم با خیالی آسوده به دعا و نیایش بپردازم و از ورود کسی که از او در امان نبودم و میترسیدم با او برخورد کنم، ایمن باشم. او نیز چنین کرد و درها را قفل نمود. پاسی از شب گذشت و شدت باد و باران به قدری بود که مانع آمدن مردم به آن مکان شده بود. من همچنان مشغول دعا، زیارت و نماز بودم. در همان حال که مشغول بودم، ناگهان صدای قدمهایی را در نزدیکی مرقد مولایمان موسی (علیهالسلام) شنیدم. دیدم مردی [وارد شد] که مشغول زیارت است؛ او بر حضرت آدم و پیامبران اولوا العزم (علیهمالسلام) سلام داد، سپس [یکییکی] بر امامان سلام داد تا اینکه به نام صاحبالزمان (علیهالسلام) رسید [و نام ایشان را نبرد]. از این موضوع تعجب کردم و با خود گفتم: شاید فراموش کرده است، یا او را نمیشناسد، و یا این اعتقادِ این مرد است. وقتی زیارتش تمام شد، دو رکعت نماز خواند و به سوی مرقد مولایمان ابوجعفر [امام جواد] (علیهالسلام) آمد و همانند زیارتِ قبل، آن زیارت و سلام را خواند و دو رکعت نماز گزارد. من از او میترسیدم، چرا که او را نمیشناختم. دیدم جوانی کامل و برازنده است، جامههایی سفید بر تن داشت و عمامهای بر سر که گوشهی آن (حنک) را زیر چانه انداخته بود و بخشی از آن را (ذؤابه) بر دوشش رها کرده بود. [آن مرد] رو به من کرد و گفت: ای ابوالحسین بن ابیالبغل، چرا از «دعای فرج» غافلی (أَيْنَ أَنْتَ عَنْ دُعَاءِ الْفَرَجِ)؟ گفتم: ای سرور من، آن دعا چیست؟ ایشان فرمود: دو رکعت نماز بخوان و سپس این دعا را بخوان: «يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ، وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ، يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ، وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ، يَا عَظِيمَ الْمَنِّ، يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ، يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ، يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، يَا مُنْتَهَى كُلِّ نَجْوَى، يَا غَايَةَ كُلِّ شَكْوَى، يَا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعِينٍ، يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا، يَا رَبَّاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- يَا سَيِّدَاهْ- عَشْرَةَ مَرَّاتٍ- يَا مَوْلَيَاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- يَا غَايَتَاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- يَا مُنْتَهَى رَغْبَتَاهْ- عَشْرَ مَرَّاتٍ- أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ، وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) إِلَّا مَا كَشَفْتَ كَرْبِي، وَ نَفَّسْتَ هَمِّي، وَ فَرَّجْتَ عَنِّي ، وَ أَصْلَحْتَ حَالِي» وَ تَدْعُو بَعْدَ ذَلِكَ بِمَا شِئْتَ وَ تَسْأَلُ حَاجَتَكَ. حضرت فرمود: سپس گونه راستت را بر زمین قرار ده و صد بار در سجدهات بگو: «يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُ، يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ، اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ، وَ انْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ». و سپس گونه چپ را بر زمین بگذار و صد بار بگو: « أَدْرِكْنِي» و بگو: «الْغَوْثَ الْغَوْثَ» تا اینکه به خواست خدا، حاجتت برآورده شود.[۴]
نکتهای در باب ذکر نام غیرخدا در سجده و کفایت کردن معصومان علیهمالسلام در پاسخ به این اشکال که سجده، حیطه اختصاصیِ رب و مربوب است و سجده بر غیرِ خداوند جایز نیست – چه رسد به اینکه در این حالت که نزدیکترین حالتِ بنده به خداوند است، نامِ غیرخداوند آورده شود و از او درخواستِ کمک و پناه گردد – باید گفت: اولا: هرگز سجده بر غیرِ خداوند جایز نبوده و تنها خداوند متعال است که سزاوارِ پرستش و عبودیّت است؛ و هیچیک از آموزههای دینی، دعوت به چنین کاری ندارند. ثانیا: بردنِ نامِ غیرخداوند در سجده، به معنای سجده کردن بر صاحبِ آن نام نیست؛ همانگونه که در سجده سهو، دستور به سلام دادن به رسول اکرم صلواتاللهعلیهوآله داده شده است، و هیچیک از مکلفان، هنگامِ انجامِ این سجده، خود را عبادتکننده رسول خدا نمیدانند و هیچیک از فقیهان، به این دلیل، این روایت را غیرقابل قبول اعلام نداشته و بدان فتوا دادهاند: أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ: تَقُولُ فِي سَجْدَتَيِ السَّهْوِ- بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. قَالَ الْحَلَبِيُّ وَ سَمِعْتُهُ مَرَّةً أُخْرَى يَقُولُ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ.[۵] ثالثا: تکیه بر ظاهر عمل سجده، بدون توجه به نیتی که پشت آن قرار دارد، اگر رساننده «پرستش» باشد، پس به سجده ملائکه بر حضرت آدم چه باید گفت؟ آیا آن نیز پرستش بوده و خداوند ایشان را امر به پرستش غیرخویش کرده است؟! حاشا و کلا؛ چه اینکه سجده ملائکه، به دستور الهی، به سمت و سوی آدم بود و نه بر آدم. رابعا: درخواست کفایت از اهلبیت علیهمالسلام منافاتی با انحصار کفایت خداوندمتعال ندارد و حصردر این زمینه حقیقی نیست؛ درست مانند پادشاهی که وزیر خود را متصدی برطرف کردن مشکلات مردم قرار داده و وزیر به اذن پادشاه متکفل کفایت امور مراجعه کنندگان شده است و همه میدانند که مراجعه به وزیر در واقع امتثال امر پادشاه است و فعالیت وزیر در حیطۀ اختیارات مشخص شده از جانب پادشاه هیچ منافاتب با سلطنت و کفایتگری پادشاه ندارد. براین اساس، فراز «اکفیانی فانکما کافیان» با آیات قرآن از جمله آیۀ «أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَه» در سازگاری کامل قرار دارد زیرا از مسلمات عقائد شیعه است که کفایت کننده و پناهدهندۀ حقیقی فقط خداوند متعال است و حجج الهی به واسطۀ شأن و جایگاه ویژهای که در نظام خلقت و هدایت الهی دارند و ارادۀ الهی در ارادۀ ایشان قرار دارد، از سوی خداوند متعال و با اذن ایشان قادر به شفاعت و کفایت بندگان هستند. مسأله «کفایت بنده»، همانند مسائل دیگری همچون: «شفاعت» و «علم غیب» است. در قرآن کریم، از سویی، آیاتی است که علم غیب را منحصر در خدا اعلام میکند: «قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلاَّ اللَّهُ» (نمل:۶۵) «ِفَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ » (یونس:۲۰) و از دیگر سوی، فرستادگان برگزیده را نیز واجد این علم برمینمایاند: «عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُول» (الجن،۲۶-۲۷). و یا در مسأله شفاعت، از سویی در برخی آیات، وجود شفیع در قیامت را انکار میکند: «ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفيع» (سجده:۴) ولی در آیاتی دیگر، شفاعت بدون اذن خدا را مشمول آن دانسته، شفاعت را برای برخی از مخلوقات، ثابت میداند: «مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِه» (بقره: ۲۵۵) و «ما مِنْ شَفيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِه» (یونس:۳) اسباب صدور مختلف دعای عظم البلاءبا مرور و کاوش در منابع حدیثی، میتوان به گزارشهای متعددی دست یافت که از حیث اسبابِ صدور، با یکدیگر تفاوت دارند، امّا از نظر مضمون، محتوا و الفاظ، شباهتهای چشمگیری میان آنها به چشم میخورد. تکرارِ یک داده معرفتی در گزارشهای مختلف، خود میتواند نشاندهنده اهمیّتِ مضمون و سیاقِ محتواییِ آن مطلب باشد. از این رو، با تأمّل در روایتهای نقلشده از دعای «عظم البلاء» در منابع گوناگون، میتوان دریافت که این دعا دارای پنج سببِ صدورِ متفاوت است که هر یک ماجرای ویژۀ خود را دارد. جدول زیر، منابع و الفاظِ هر یک از این گزارشها را به نمایش میگذارد:
با تأمّل در سیرِ تاریخیِ گزارشهای دعای «عظم البلاء»، نکاتِ مهمّی به دست میآید که در ادامه به آنها پرداخته میشود: ۱. تمامیِ نقلهای موجود از این دعا – به جز نقلِ راوندی – همگی در زمره احادیثِ مهدوی قرار میگیرند و حاویِ فرازِ استغاثه «یا محمد یا علی» هستند؛ و تنها نقلِ راوندی که از احادیثِ نبوی به شمار میآید فاقدِ این فرازهای پایانی است. ۲. نخستین گزارشِ دعای «عظم البلاء» در منابعِ شیعه، به کتابِ «قصص الانبیاء» راوندی تعلّق دارد که با سندی کامل از امام جواد علیهالسلام نقل شده است. در این روایت، امام جواد علیهالسلام با اسناد به پدرانِ معصومِ خود، از قولِ رسول خدا صلواتاللهعلیهوآله چنین نقل میکند: روزی امام حسین علیهالسلام بر پیامبر وارد شد، در حالی که اُبَیّ بن کعب نزد آن حضرت حضور داشت. رسول خدا با جمله «ای زینتِ آسمانها و زمین» به استقبالِ امام حسین رفت. اُبَیّ بن کعب که از این تعبیرِ والا شگفتزده شده بود، پرسید: مگر جز شما کس دیگری زینتِ آسمانها و زمین است؟ پیامبر در پاسخ، به بیانِ نام و اوصافِ تکتکِ امامانی پرداخت که از صلبِ امام حسین علیهالسلام به دنیا میآیند و فرمود: در صلبِ فرزندم حسین، نطفههای پاکیزهای هستند که هر یک دعاهایِ ویژۀ خود را دارند. در پایان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ضمنِ یادکردِ امام عصر علیهالسلام و اشاره به وقایعِ پیش و پس از ظهورِ آن حضرت، دعایِ مخصوصِ ایشان – یعنی دعای «عظم البلاء» – و نیز دعای دیگری را بیان فرمود: حدثنا أبو الحسن أحمد بن ثابت الدواليبي حدثنا محمد بن الفضل النحوي حدثنا محمد بن علي بن عبد الصمد الكوفي حدثنا علي بن عاصم عن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب عن آبائه عن الحسين ع قال دخلت على رسول الله ص و عنده أبي بن كعب …. و دعاؤه «اللهم عظم البلاء و برح الخفاء و انقطع الرجاء و انكشف الغطاء و ضاقت الأرض و منعت السماء و أنت المستعان و إليك المشتكى و عليك التوكل في الشدة و الرخاء فصل على محمد و آل محمد و على أولي الأمر الذين فرضت طاعتهم و عرفتنا بذلك منزلتهم ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا قريبا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ» و من دعائه «يا من إذا تضايقت الأمور فتح لنا بابا لم تذهب إليه الأوهام فصل على محمد و آل محمد و افتح لأموري المتضايقة بابا لم يذهب إليه وهم يا أرحم الراحمين»[۶] ۳. شیخ صدوق این روایت را بهصورتِ مسند در دو کتابِ «عیون اخبار الرضا علیهالسلام» و «کمال الدین» نقل کرده و دعاهای تکتکِ ائمّه را از قول پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله آورده است؛ امّا در پایانِ روایت، دعایِ امام زمان علیهالسلام ذکر نشده است.از آنجا که راوندی همین روایت را از صدوق نقل کرده، میتوان احتمال داد که نسخهای از کتاب صدوق در دستِ راوندی بوده که آن دعا را داشته است. بنابراین، روایتِ نبوی در نگارشِ شیخ صدوق فاقدِ فرازِ «عظم البلاء» است، و در نسخهٔ «قصص الانبیاء» نیز بخشهایِ استغاثه نیامده؛ ولی همهٔ روایتهایِ مهدویِ مرتبط با این دعا – هرچند در سببِ صدور با هم تفاوت دارند – همگی به فرازهایِ پایانیِ استغاثهی «یا محمد یا علی…» ختم میشوند.از اینجا میتوان نتیجه گرفت که خودِ امام عصر علیهالسلام در مواقع متعدد با افزودنِ همین فرازهایِ پایانی، دعا را کامل فرمودهاند. ۴. گفتنی است که تمامیِ ناقلانِ حدیثهای مهدویِ دعای «عظم البلاء»، این دعا را به امام عصر علیهالسلام نسبت دادهاند و هیچیک از عالمان و محدّثانِ شیعه، مدّعیِ افزوده شدنِ متنِ استغاثی از سویِ شخصی غیر از امام معصوم نشده است. ۵. از مسلّماتِ مکتبِ شیعه است که جز معصوم، هیچکس را نسزد که عبادتی را از جانبِ خود تشریع کند. بنابر سفارشهایِ مؤکّدِ معصومان علیهمالسلام در موضوعِ خطیرِ دعا، اجازه کم و زیاد کردنِ الفاظِ دعایِ مأثور، از حیطه اختیاراتِ تمامیِ خواص و عوام خارج است؛ هرچند آن افزودههایِ لفظی، مطابق با آیاتِ قرآنی باشد. در برخی از اسبابِ صدورِ دعای «عظم البلاء» آمده است که این دعا در تعقیبِ نمازِ مستحبّی وارد شده است. از این رو، نماز و دعایِ پس از آن، از جمله مأثوراتی به شمار میآیند که کتبِ مشتمل بر این دعا، با تعابیری همچون: «یدعو بهذا الدعا بعد صلاة الزیارة فهو مروی عنه علیهالسلام»، «تدعو عقیبها» و «دعاء علمه صاحب الامر»، بر انتسابِ آن به شارعِ مقدّس و امام معصوم تصریح کردهاند.
پاسخ به چند شبهه پیرامون دعای «عظم البلاء»: الف) ماثور نبودن دعای عظم البلاء یاد نشدن سند برای این دعا در منابع معتبر دعایی شیعه، شاید این شبهه را در ذهن بیندازد که این، دعایی است «غیرمأثور». یعنی از ناحیه معصوم صادر نشده است. حال آنکه میان یاد نشدن سند برای یک حدیث و یا دعا، و ماثور نبودن آن تفاوت بسیار است. دعای عظم البلاء در تمام منابع یادشده، به امام عصر علیهالسلام منتسب شده و از این رو از ادعیه مأثور به شمار میآید. نداشتن سند به معنای ماثور نبودن آن نیست. چه اینکه در منابع دعایی، به جهت لحاظ ویژگیهای مخاطبان آن، معمولا برای دعاها سندی ذکر نمیشود؛ این ویژگی، یعنی یاد نشدن سند برای احادیث را حتی میتوان در کتابهای فقهی اصلی شیعه، همچون «کتاب من لایحضره الفقیه» و یا کتابهای حدیثی با رویکرد بلاغت همچون کتاب گرانسنگ «نهج البلاغه» و یا در کتابهای ادعیه و زیارات مانند مصباح المتهجد شیخ طوسی و المزار الکبیر ابنمشهدی نیز مشاهده کرد.
ب) تقدم نام امیرالمومنین علیهالسلام بر نام پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله ممکن است در ذهن برخی خوانندگان این دعا، این پرسش ایجاد شود که چرا در فراز میانی دعا «يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ» نام حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در بخش دوم، بر نام حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله مقدم شده است؟ این عبارت، با فرمایش حضرت امیر که فرمود: « أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّد» (الکافی: ج۱ ص۹۰) ناسازگار است. در پاسخ باید گفت که اولا، این فراز هم با نام نامی حضرت رسول آغاز شده است. ثانیا: قرار نیست که حکمت همه فرمایشات اهل بیت علیهم السلام را بدانیم و تا ندانیم، آن را نادرست بپنداریم. ولی شاید بتوان این تکرار و جابجایی را نشان از «یکی دانستنِ» این دو نور مقدس دانست. همان نکتهای که از مفاد آیه مباهله نیز برمیآید: «تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ» (آل عمران: ۶۱) یعنی علی علیه السلام، نفس و خود رسول الله صلی الله علیه و آله است. همانگونه که در حدیث نبوی مشهور مسند «حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْن» (کامل الزیارات: ص۵۲ و ۵۳) نیز ناظر بر همین واقعیت باشد؛ یعنی شدت قرابت و نزدیک بودن نفس رسول و امام حسین. بنابراین چنین جابجایی رسانندۀ یکسانی و نفسیّت رسول الله با امیرالمومنین صلوات الله علیهما است که از هر سو بنگریم به دیگری میرسیم.
ج) تغییر خطاب از امام به خدا یا بالعکس تغییر خطاب در آخرین فراز دعا، از امام زمان به خداوند متعالی (الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ) ممکن است ذهن برخی را شبههناک کند. در حالی که میدانیم تغییر خطاب از مخاطب به غائب یا از مخاطبی به مخاطب دیگر، امری مرسوم و پذیرفتهشده است که متناسب با اسلوبهای بلاغی است. در موارد متعددی از قرآن کریم و ادعیه و زیارات، میتوان آن را به راحتی دید. آیات قرآنی: تغییر خطاب ناگهانی، از مخاطبی به مخاطب دیگر: يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِري لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الْخاطِئين (یوسف،۲۹) تغییر خطاب ناگهانی، از مخاطب جمع به مخاطب مفردی دیگر: خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ (دخان، ۴۹-۴۸) زیارات معصومان: تغییر خطاب از خداوند متعال به امام علیه السلام، در زیارت امام حسین علیه السلام: إِلَيْكَ يَا رَبِّ صَمَدْتُ مِنْ أَرْضِي وَ إِلَى ابْنِ نَبِيِّكَ قَطَعْتُ الْبِلَادَ-رَجَاءً لِلْمَغْفِرَةِ فَكُنْ لِي يَا وَلِيَّ اللَّهِ سَكَناً وَ شَفِيعاً وَ كُنْ بِي رَحِيما[۷] تغییر خطابی دیگر از خداوند متعال به امام علیه السلام، در زیارت امام رضا علیه السلام: اللَّهُمَّ إِلَيْكَ صَمَدْتُ مِنْ أَرْضِي وَ قَطَعْتُ الْبِلَادَ رَجَاءَ رَحْمَتِكَ فَلَا تُخَيِّبْنِي وَ لَا تَرُدَّنِي بِغَيْرِ قَضَاءِ حَوَائِجِي وَ ارْحَمْ تَقَلُّبِي عَلَى قَبْرِ ابْنِ أَخِي نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ ص بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَتَيْتُكَ زَائِراً وَافِداً عَائِذاً مِمَّا جَنَيْتُ بِهِ عَلَى نَفْسِي وَ احْتَطَبْتُ عَلَى ظَهْرِي فَكُنْ لِي شَفِيعاً إِلَى رَبِّكَ يَوْمَ فَقْرِي وَ فَاقَتِي[۸]
د) دست بردن در متن دعا و تغییر الفاظ آن متأسفانه شنیده شده که برخی از متدینان ناآگاه، به خاطر دوری از شبهاتی که در این دعای فخیم در ذهن خود پروراندهاند، اقدام به تغییر عبارات دعا کرده و فرازهایی را از جانب خود بدان افزودهاند (برای مثال میگویند: یا الله بمحمد و علی فانهما وسیلتان). در حالی که این اقدام، کاملا بر خلاف دستورات صریح اهل بیت علیهم السلام است. توضیح بیشتر آنکه: با مراجعه به کلام معصومان علیهمالسلام و سیره علمای ابرار، درمییابیم که ادعیه مأثور، توقیفی است و باید دقیقا به همان شکلی که از سوی معصومان علیهمالسلام تعلیم داده و صادر شده، ادا شود. تغییر در الفاظ آن و اضافه بخشی به آن و یا کمنمودن فرازی به آن، نادرست و مردود است. برای فهم این نکته، به روایات زیر توجه شود: عبدالله بن سِنان از اصحاب نزدیک امام صادق علیه السلام، از آنحضرت درباره دعای غریق و چگونگی آن سؤال میپرسد. امام اینگونه تعلیم میفرماید: «یا اللَّهُ یا رَحْمَانُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک» عبدالله میگوید: من اینگونه دعا را قرائت کردم: «یا اللَّهُ یا رَحْمَانُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِک» [کلمه الابصار را اضافه نمودم]. امام صادق علیه السلام فرمود: شکی نیست که خداوند متعال، گرداننده قلوب و ابصار است، ولی شما همینگونه که تعلیمت دادم، دعا کن (وَ لَکنْ قُلْ کمَا أَقُولُ لَک ) و بگو: ای گرداننده قلبها، قلب مرا بر دینت ثابت گردان.[۹] مشابه این واقعه، روایت علاء بن کامل است که در دعای امام صادق علیه السلام، پس از عبارت «یحْیی وَ یمِیتُ وَ یمِیتُ وَ یحْیی» عبارت «بِیدِهِ الْخَیرُ» را اضافه نمود. امام در جواب فرمود: مطمئنا خیر در کنف قدرت خداست، ولی شما همینگونه که گفتم، دعا کن.[۱۰] و یا آنحضرت در واکنش به عمل اسماعیل بن فضل که جملهای را به دعا اضافه کرده بود، فرمود: یا هَذَا، لَا شَک فِی أَنَّ اللَّهَ یُحْیی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیی، وَ لَکنْ قُلْ کمَا أَقُولُ».[۱۱]
کوتاه سخن آنکه: دعای «عظم البلاء» در منابع شیعه با دو روایت اصلی نقل شده: روایت نبوی (فاقد استغاثه) و روایت مهدوی (دارای فرازهای «یا محمد یا علی»). نخستین نقل شیعی در «قصص الانبیاء» راوندی از امام جواد علیهالسلام رسیده که پیامبر در آن، دعاهای ویژه هر امام را برمیشمارد و دعای امام عصر را نیز بیان میفرمایند. همه ناقلان روایت مهدوی، این دعا را به امام عصر علیهالسلام نسبت دادهاند و هیچ محدثی آن را افزوده غیرمعصوم ندانسته است. با توجه به تصریح منابع به مأثور بودن این دعا در تعقیب نماز، کمو زیاد کردن آن جایز نیست.
[۱] الكافي (ط – الإسلامية)، ج۲، ص: ۵۵۹ [۲] مكارم الأخلاق، ص: ۳۳۱ [۳] البلد الأمين و الدرع الحصين / النص / ۱۵۹ / و مما يدخل في هذا الباب و يزيد في هذا النقاب ذكر الاستغاثات فمنها ….. ص : ۱۵۷ [۴] دلائل الامامة: ص۵۵۲ [۵] الكافي (ط – الإسلامية) / ج۳ / ۳۵۷ / باب من تكلم في صلاته أو انصرف قبل أن يتمها أو يقوم في موضع الجلوس ….. ص : ۳۵۵ [۶] قصص الانبیاء راوندی: ص۳۶۵ [۷] كامل الزيارات، النص، ص: ۲۳۶ [۸] همان، ص ۳۱۲ [۹] کمال الدین: ج۲ ص۳۵۱ [۱۰] الکافی: ج۲ ص۵۲۷ [۱۱] الخصال: ج۲ ص۴۵۲
|
شما کدام استدلال را قویتر میدانید؟
این پرونده با هدف آشنایی مخاطبان با دو تقریر متفاوت از مسئله منتشر شده است. مطالعه متن کامل هر دو دیدگاه میتواند زمینهای برای بررسی دقیقتر مسئله فراهم کند.
*******



















































































































































































































































































































ثبت دیدگاه