سه شنبه, ۸ اسفند , ۱۴۰۲ Tuesday, 27 February , 2024 ساعت ×
مذمت ساختگی برای محو فضیلت جاودانه
۰۴ آذر ۱۴۰۲ - ۱۱:۳۹
شناسه : 6846
4
یادداشت؛ احادیث ساختگی، در ابواب گوناگونی نشر یافتند و انسجام درونی دین و همنوایی دستورهای شریعت را به هم می ریزند و باورهای اساسی دین را متزلزل می سازند، افزون بر آن که باب خرافه ها و داستان سرایی ها، را نسبت به شخصیت های دین می گشاید و چنان حرفه ای حق و باطل را با یکدیگر می آمیزند که بنا بر فرمایش امیرمومنان علیه السلام تشخیص حق از باطل سخت می شود.
نویسنده : حجت الاسلام والمسلمین محمد کاظم اسماعیلی منبع : بنیاد بین‌المللی امامت
پ
پ

پروژه احادیث ساختگی

پروژه احادیث ساختگی پیرامون اهل بیت علیهم السلام در زمان خلفا استارت خورد و با وجود هشدارهای پیامبر و امامان علیهم السلام، حدیث سازان، برخی از افراد زودباور را فریفتند و با پوشاندن جامه حدیث به امیال و خواسته های خود، آن ها را به توده مردم قبولاندند.

این احادیث ساختگی، در ابواب گوناگونی نشر یافتند و انسجام درونی دین و همنوایی دستورهای شریعت را به هم می ریزند و باورهای اساسی دین را متزلزل می سازند، افزون بر آن که باب خرافه ها و داستان سرایی ها، را نسبت به شخصیت های دین می گشاید و چنان حرفه ای حق و باطل را با یکدیگر می آمیزند که بنا بر فرمایش امیرمومنان علیه السلام تشخیص حق از باطل سخت می شود.

فاطمه پاره‌ای از وجود من است، هر کس او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است

از جمله روایات مشهوری که در منابع فریقین انعکاس یافته، روایت «فاطمه پاره‌ای از وجود من است، هر کس او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است» (۱) اما در کنار این روایات، روایتی در منابع اهل سنت انعکاس یافته که در عمده روایت، راوی آن شخصی به نام «مسور بن مخرمه» جریان خواستگاری امیرمومنان علیه السلام از دختر ابوجهل را نقل می کند و ادعا می کند که در حالی که به حد بلوغ رسیده و محتلم می‌شدم شاهد ماجرا بودم.(۲)

با شنیدن چنین ماجرایی، حضرت فاطمه علیها السلام خشمگین شد و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله گلایه نمود و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با ناراحتی به مسجد آمد و پس از تمجید از داماد دیگرش، «ابوالعاص بن ربیع» حدیث یاد شده را در وصف حضرت زهرا بیان نمود و قسم یاد کرد دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا در يك جا جمع نمي شوند پس از اين بود كه علي از خواستگاري دختر ابوجهل منصرف شد.(۳)

در منابع دیگر اهل سنت نیز گونه هایی از این جریان، گزارش شده است و تمام نويسندگان صحاح شش‌گانه و بسیاری از مسندها و سنن، آن را روايت كرده‌اند.

در نقد چنین ماجرائی باید گفت:

جمع بین دختر رسول خدا با دختر دشمن خدا توسط عثمان: اهل سنت از این نکته غافل شده اند که در صورت پذیرش این داستان، بیشتر از خرده گیری بر مقام امیرمؤمنان علیه‌السّلام، خلیفه سوم خود را زیر سؤال برده اند؛ زیرا عثمان بن عفان در زمان زندگی با دختران پیامبر صلی الله علیه و آله نه یک بار، بلکه چندین بار بین دختران پیامبر و دختران دشمنان خدا جمع کرده است. اگر صدور چنین عملی از امیرمومنان علیه السلام مورد نهی رسول خدا قرار گرفته است چرا عثمان، این عمل حرام را بارها و بارها مرتکب شده است؟ و اگر حرام نبوده، چرا پیامبر اسلام اجازه چنین کاری را به امیرمؤمنان نداد؟

بررسی اعتبار روایت:

عمده روایات خواستگاری از خاندان آل زبیر و همفکران آنان از جمله «مِسْوَر بن مخرمه» نقل شده که نگاهی به شرایط سنی وی، ایجاد شک و تردید در اصل جریان می کند در حالی که مسور، در سال دوم هجری در مکه به دنیا آمده و در سال هشتم در حالی که شش ساله بود، وارد مدینه شده است.(۴)

این تردید از سوی برخی از نویسندگان اهل سنت مانند «ابن حجر عسقلانی» نیز ایجاد شده است که این داستان در سن شش یا هفت سالگی مسور رخ داده است از این رو چگونه می توان احتلام او را پذیرفت؟ سپس توجیهی را نقل می کند که جای شگفتی است.(۵)

افزون بر آن که مسور بن مخرمه، از دشمنان سر سخت اهل بیت علیهم السلام است که از مریدان معاویه و لشکریان خاص عبدالله بن زبیر است که با خوارج نیز تردد دارد؛ حال پرسش این جاست کسی که به دشمنی با اهل بیت علیهم السلام شناخته شده آیا روایتش پیرامون اهل بیت علیهم‌السّلام مورد پذیرش است؟

ناسازگاری روایت با معیار سنت:

روایت یاد شده با سنت قطعی ناسازگار است زیرا همان گونه که سید مرتضی تأکید می کند امیرمومنان علیه السلام هیچ گونه مخالفتی با شریعت ننموده است که ازدواج با چهار همسر در سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله مباح است و رسول خدا صلی الله علیه و آله امر مباح را انکار نمی کند و همان گونه که در آیه ۳ نساء از حلیت و جواز تعدد زوجات سخن گفته شده است.

همچنین گزارش چنین رفتاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله در اظهار ناراحتی و نکوهش امیرمومنان علیه السلام و علنی نمودن در مقابل همگان بر روی منبر، بر خلاف سیره رسول خدا است این رفتار را چگونه می توان پذیرفت با آن که در مورد مامون که قابل قیاس با رسول خدا نیست وقتی دخترش گلایه از ازدواج مجدد محمد بن علی الرضا علیهما السلام کرد در جواب از مباح بودن این امر سخن گفت که ما در برابر آن نافرمانی نمی کنیم در حالی که مامون بر رفتار ناشایست اولی است.

مرحوم سید مرتضی در این قسمت قسم یاد می کند که در این روایت سرزنش و عیب جوئی نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله روشن تر از حضرت علی علیه‌السّلام است و این داستان را جز فردی بی‌دین نساخته که هدفش تنقیص پیامبر و علی علیهما ‌السّلام است.(۶)

گفتنی است که ناقلان حدیث اختلافی ندارند که خداوند متعال، علی را برای فاطمه برگزیده بود از این رو رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: من فاطمه را به عقد علی در نیاوردم، مگر آنکه خدا در آسمان او را به همسری علی در آورد و آگاهیم که خداوند متعال، از بین مردم کسی که حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را اذیت و مغموم نماید انتخاب نفرموده ، لذا این خود قوی‌ترین دلیل بر دروغگویی راوی است.

همچنین در داستان سپاه یمن که بسیاری از بزرگان اهل سنت از جمله احمد بن حنبل و بخاری بیان نموده اند هنگامی که خالد بن ولید پیرامون برداشت کنیزی از غنائم از امیرمومنان علیه السلام سعایت کرد و قصد عیب جوئی از آن حضرت را داشت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: از على بدگويى نكن ، زيرا او از من است و من از او هستم و همو پس از من، ولىّ شماست(۷) بر این اساس پیامبری که شیوه رفتاری او در مقابل دیگران در دفاع از امیرمومنان علیه السلام این گونه است چگونه احتمال چنین برخورد و رفتاری با امیرمومنان در جمع عمومی و بر روی منبر دارد؟

ناسازگاری روایت با سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله:

طبق آن‌چه بخاری گفته است، رسول خدا قسم یاد می‌کند که دختر رسول خدا با دختر دشمن خدا در یک خانه جمع نمی‌شود اما طبق گزارش های اهل سنت، شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با دختران کافران همچون دختران حارث بن ابی ضرار، حی بن اخطب، ابوسفیان در دوران کفر او و دختر زمعة بن قیس ازدواج کرده که اگر خود پیامبر با دختر کافر قابل جمع باشد چگونه دختر پیامبر با دختر کافر نتواند جمع شود؟

همچنین بنا بر دیدگاه اهل سنت، حکم حرمتی که در روایت بیان شده است حرمت فقهی نیست زیرا جویریه مسلمان بوده است و از جهت فقهی ازدواج او با امیرمومنان منعی ندارد بنا بر این از جهت حفظ حرمت رسول خدا یا دختر او این حکم بیان شده است در حالی که دختر خود، زینب را به همسری مردی مشرک در پیش از اسلام درآورد پس از بعثت نیز، این ازدواج ادامه داشت در حالی که اگر این حکم جاری بوده است نه از جهت فقهی بلکه از جهت حفظ حرمت دختر رسول خدا، باید بلافاصله پس از اسلام زینب، آن ها از یکدیگر جدا شوند در حالی که اهل سنت چنین حکمی را درباره زینب و ابا العاص نمی گویند. بر این اساس آیا  پذیرش این داستان به تناقض و تهافت در نحوه رفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله کشیده نمی شود؟

دیدگاه اهل بیت علیهم السلام پیرامون حدیث:

بررسی دیدگاه اهل‌بیت علیهم‌السّلام پیرامون این جریان  نشان از ساختگی بودن آن دارد همان گونه که امام صادق علیه‌السّلام ضمن برشمردن تهمت هائی که به برگزیدگان الاهی زده اند، به افسانه‌بودن این ماجرا تصریح می‌کنند.(۸)

همچنین امیرمؤمنان علیه‌السّلام نیز تصریح می‌کند هیچ گاه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها را به خشم نیاورده است. اما آن چه در منابع امامیه از جمله «علل الشرایع» انعکاس یافته است ضمن آن که امام صادق علیه السلام راوی آن را شقی از اشقیاء می دانند و امیرمومنان علیه السلام نیز وقوع چنین داستانی را انکار نمودند و پس از بیان ماجرای خواستگاری، عیادت شیخین از حضرت زهرا نقل می شود که واکنش منفی و اظهار ناراحتی از جانب حضرت زهرا صورت می گیرد. (۹)

در جمع بندی به این نتیجه رسیدیم خواستگاری امیرمؤمنان علیه‌السّلام از دختر ابوجهل، از اخبار ناپسندی است که معاویه آن را درباره امیرمومنان علیه السلام ساخته اند تا سبب طعن و دوری از او را فراهم کنند (۱۰)

و همان گونه که خطاکاران دنبال شریک جرم می گردند از افسانه‌هایی است که بنی‌امیه برای پیداکردن شریک جرم برای خلفا ساخته و پرداخته‌اند و در این صدد بودند که با ساختن این افسانه، این مطلب را القاء کنند که اگر ابوبکر فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها  را رنجانده است، امیرمؤمنان علیه‌السّلام نیز این کار را کرده است، در حالی که ثابت شد این ازدواج افسانه‌ای بیش نبوده و اگر چنین داستانی باشد عثمان نیز مرتکب شده و از جهت اعتبار مخدوش است افزون بر آن که با معیار سنت، سیره رسول خدا و بیانات اهل بیت علیهم السلام ناسازگار است.

 

—————

  1. صحیح بخاری، ۳/۱۱۴۴؛ امالی صدوق، ۱۰۴
  2. صحيح بخاري، ۳/۱۱۳۲
  3. صحیح بخاری، ۳/۱۳۶۴
  4. الاصابه فی تمییز الصحابه، ۶/۱۹۴؛ تهذیب الکمال ، ۲۷/۵۸۱؛ سیر اعلام النبلاء، ۳/۳۹۴
  5. تهذیب التهذیب، ۱۰/۱۳۸
  6. تلخیص الشافی، ۲/۲۷۷
  7. مسند احمد، ۵/۳۵۶
  8. ر.ک: امالی صدوق، ۱۰۴
  9. علل الشرایع، ۱/۱۸۶
  10. ر.ک: شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ۴/۶۳

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.