حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۱۴ آذر , ۱۴۰۱ 12 جماد أول 1444 Monday, 5 December , 2022 ساعت ×
ناسازگاری های رویداد «رزیه یوم الخمیس» با آیات قرآن
۰۳ مهر ۱۴۰۱ - ۱۳:۳۸
شناسه : 2752
بازدید 87
2
مقاله
نویسنده : محمد کاظم اسماعیلی منبع : بنیاد بین المللی امامت
پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنا

هنگامی که برگ هائی از دفترِ تاریخ، در آخرین روزهای حیات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ورق می زدم با رویدادی تلخ و ناگوار مواجه شدم که خبر از واقعه ای تأسف بار می داد که بخشی از وسعت فاجعه آن را، ابن عباس درک نموده بود و اندوه خویش را نسبت به این رویداد، با اشک های مانند دانه های مرواید، بر گونه هایش شرح می داد[۱] و به گونه ای اشک می ریخت که  سنگ ریزه هایِ در مقابلش را خیس می کرد.[۲]

به یقین می توان این فاجعه را یکی از بزرگ ترین مصیبت های ناگوار در تاریخ اسلام برشمرد که به فرموده سید بن طاوس اگر مسلمانان سیاه بپوشند و اقامه ماتم کنند و نهایت حزن و اندوه را درباره این مصیبت داشته باشند، جا دارد؛[۳]  زیرا یکی از پایه های ناسازگاریِ با پیامبر، تفرقه امت به هفتاد و سه فرقه و گمراهی گروهیِ از مسلمانان، در این واقعه رقم خورده است.

این واقعهِ ناگوار به «رزیه یوم الخمیس» یا مصیبت روز پنج شنبه شناخته می شود که پیامبر صلی الله علیه و آله در بستر بیماری، دغدغه ای داشت که می هراسید نانوشته ماندن آن سبب گمراهی امت شود؛ به همین دلیل برای آن که وصیتش بی کم و کاست به دیگران برسد، امر فرمود تا آن را بنگارند. بر پایه این گزارش ها، پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین پنج شنبه حیات خویش-چهار روز پیش از رحلت- از کسانی که در کنار بسترش بودند خواست: لوح و قلم آورند تا سخنی بنویسند که هرگز گمراه نشوند؛ اما برخی از حاضران به جای این که امر ایشان را از دل و جان فرمان برند، بر آشفتند و در حضورش با برخی دیگر، به درگیری پرداختند. شگفتا که به این بسنده نکرده، سخن آن حضرت را هذیان شمردند و بر قرآن بسندگی و شعار «قرآن ما را بس است» علم مخالفت را بالا بردند.

این واقعهِ ناگوار، در مهم ترین منابع حدیثی فریقین انعکاس یافته است از باب نمونه در هفت روایت صحیح بخاری[۴] و سه روایت صحیح مسلم[۵] گزارش شده است که گزارش این رویداد در منابع اهل سنت گاه با حذف و تحریف نقل می شود و در انتقال جمله اهانت آمیز یا گوینده آن، با سانسور مواجه می شویم[۶] و یا با توجیه، از بیان حقایق چشم پوشی می شود.[۷]

گفتنی است در منابع امامیه به نکته ای مهم اشاره شده است، که پیامبر اکرم پس از رفتن گروه مخالفان، به نگاشتن وصیت توسط امیرمومنان پرداختند و جانشینان پس از خود را معرفی کردند و برخی از صحابه از جمله سلمان، اباذر و مقداد را بر آن شاهد گرفتند.[۸]

‏لازم به ذکر است اصل این رویداد مورد پذیرش فریقین است اما آن چه به قلم فرسایی نیاز دارد محتوای این گزارش ها است که رفتار صادر شده از سوی مخالفان، به سرکردگی خلیفه دوم، با کدام یک از آیات قرآن، ناسازگاری است و بر این اساس با معیارِ آیات قرآن این رویداد ارزیابی شود.[۹]

این نوشتار با توجه به هشت رفتارِ ناشایست، از سوی مخالفان و تعارض آن با دستکم ۲۴ آیه قرآن، به نگارش در آمده است.

۱٫     تنازع در محضر رسول خدا و واگذار نکردن مورد تنازع به رسول خدا صلی الله علیه و آله

اصل درگیری در مقابل رسول خدا نهی شده است: «از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و با هم نزاع نكنيد كه سُست شويد» [۱۰]که در جریان فرمان بر آوردن قلم و لوح اصحاب دو دسته شدند و به نزاع در برابر پیامبر پرداختند.

اما در صورت نزاع و درگیری، قرآن خدا و رسول را مرجع رفع تنازع معرفی می کند: «پس هر گاه در امرى [دينى‏] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، به خدا و رسول مراجعه کنید.»[۱۱]اما سوگمندانه در این درگیری، چنین رجوعی از سوی مخالفان فرمان پیامبر صورت نگرفت.

۲٫     بالا بردن صداها و ایجاد سر و صدا در محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله

قرآن کریم آدابی را برای حفظ حریم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و رعایت ادب در برابر آن حضرت بیان می کند که در صورت نافرمانی، تباهی اعمال را در پی دارد. از جمله آداب،چنین است: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر نكنيد … مبادا بى‏آنكه بدانيد كرده‏هايتان تباه شود».[۱۲] اما با نهایت تأسف، صدای برخی از اصحاب در جریان لوح و قلم در مقابل پیامبر بلند شد که ناراحتی پیامبر را در پی داشت.

۳٫     نسبت های ناروا به همسر رسول خدا صلی الله علیه و آله

قرآن کریم مسلمانان را از نسبت های ناروا و لقب های زشت بر حذر می دارد[۱۳]و آزار و اذیت اهل ایمان را گناه بزرگی می شمارد: «و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بى‏آنكه مرتكب [عمل زشتى‏] شده باشند آزار مى‏رسانند، قطعاً تهمت و گناهى آشكار به گردن گرفته‏اند».[۱۴]

این دستورات در حالی بیان شده است که در «رزیه یوم الخمیس» پس از اعتراض یکی از زنان حاضر در مجلس، به رفتارهای ناشایست از سوی مخالفان، نسبت بی عقلی و بی خردی به او داده می شود و به او گفته می شود: «اسکتی فانه لا عقل لک»[۱۵] افزون بر نسبت ناروا، سبب آزار و اذیت او شده است؛ این اهانت در حالی صورت می گیرد که شیعیان را به اهانت به همسران پیامبر صلی الله علیه و آله نکوهش می کنند.

۴٫     غضبناک نمودن رسول خدا صلی الله علیه و آله

قرآن پیامبر اکرم را «رحمه للعالمین» معرفی می کند [۱۶]و خداوند اخلاق نیکوی آن حضرت را می ستاید[۱۷] و آن حضرت را نرمخو می داند که اگر دارای اخلاق تندی بود، مردم از کنار او پراکنده می شدند.[۱۸]

شیوه رفتاری آن حضرت به گونه ای بود که در برابر بسیاری از ناملایمات صبر می کردند همان گونه که قرآن می فرماید: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، داخل اتاقهاى پيامبر مشويد، مگر آنكه براى [خوردنِ‏] طعامى به شما اجازه داده شود، آن هم‏ بى‏آنكه در انتظار پخته‏شدن آن باشيد؛ ولى هنگامى كه دعوت شديد داخل گرديد، و وقتى غذا خورديد پراكنده شويد بى‏آنكه سرگرم سخنى گرديد. اين رفتارِ شما پيامبر را مى‏رنجاند ولی از شما شرم مى‏دارد.[۱۹]

اما چه رویداد ناگواری رخ داده است که پیامبر اکرم را به حدی ناراحت و غضبناک نموده است که آنان را از خود دور نموده و فرمان بر بیرون رفتن از نزد خویش را صادر کرده است؛ حال پرسش این جاست آیا صحابه از این آیه قرآن بی خبرند که قرآن می فرماید: «كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى‏رسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفّت‏آور آماده ساخته است»  [۲۰]و وعده عذاب  بر اذیت کنندگان می دهد: «كسانى كه پيامبر خدا را آزار مى‏رسانند، عذابى پر درد [در پيش‏] خواهند داشت».[۲۱]

۵٫     اظهار نظر در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله

قرآن در جایگاه ی که حکمیِ از سوی خدا و رسول تعیین شده است، حق اظهار نظر را از دیگران سلب نموده است: « و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏اش به كارى فرمان دهند، براى آنان در كارشان اختيارى باشد»[۲۲] و نتیجه نافرمانی را گمراهىِ آشكارى می داند.[۲۳]

از سوی دیگر در برابر فرمان خدا و رسول امر به  تسلیم و پذیرش می کند و از شرائط ایمان برمی شمارد: «ولى چنين نيست، به پروردگارت قَسَم كه ايمان نمى‏آورند، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ سپس از حكمى كه كرده‏اى در دلهايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند، و كاملاً سرِ تسليم فرود آورند».[۲۴]

اما در این رویداد ناگوار در مقابل رسول خدا نه تنها تسلیم نبودند بلکه اظهار نظر در مقابل فرمان رسول خدا نمودند.

۶٫     نافرمانی نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله

در قرآن کریم حداقل در شش آیه، امر به پیروی از رسول اکرم صلی الله علیه و آله می کند و می فرماید: «اطیعوا الرسول».[۲۵] در کنار این آیات برخی دیگر از آیات پیامدهای منفی سرپیچی از رفتار رسول را گوشزد می کند از جمله نافرمانی از دستورات رسول خدا را و مخالفت با پیامبر اکرم سبب باطل شدن اعمال بیان می کند[۲۶] و رو بر تافتن از رسول خدا را از صفات منافقان بر می شمارد: چون به ايشان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر بياييد، منافقان را مى‏بينى كه از تو سخت، روى برمى‏تابند».[۲۷]

در برخی از آیات نیز نافرمانی از اوامر پیامبر را با کفر برابر می داند: «خدا و پيامبر را اطاعت كنيد. پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد»[۲۸] و جایگاه نافرمایان را آتش معرفی می کند: «هر كس، پس از آنكه راه هدايت براى او آشكار شد با پيامبر به مخالفت برخيزد، و [راهى‏] غير راه مؤمنان در پيش گيرد، وى را به آنچه روى خود را بدان سو كرده واگذاريم و به دوزخش كشانيم، و چه بازگشتگاه بدى است».[۲۹]

در این واقعه آشکارا فرمان رسول خدا، نافرمانی شده و در مقابل آن حضرت به مخالفت پرداخته شده است.

۷٫     تأکید بر قرآن بسندگی و بی اعتبار نمودن سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

از جمله شعارهای نادرستی که در جریان لوح و قلم سر داده شد قرآن بسندگی و نیاز نداشتن به فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله است در حالی که قرآن می فرماید: « آن چه را پیامبر فرمان می دهد بگیرد و آن چه نهی می کند واگذارید».[۳۰] و در کنار اطاعت از خدا، پیروی از رسول را فرمان می دهد[۳۱]اما در این واقعه ی اسفناک، بر طبلِ قرآن بسندگی کوبیده شد.

۸٫     نسبت هذیان گوئی به پیامبر صلی الله علیه و آله

قرآن کریم به زیبائی هر چه تمام تر پیامبر اکرم را برای مسلمانان معرفی می کند و چنین شخصیتی را، اسوه نیکو برای مومنان توصیف می کند‏[۳۲] که از سر هوس، سخن نمى‏گويد و سخن  او جز وحي نيست‏[۳۳]و از نسبت جنونی که به او داده می شود، دور می داند.[۳۴] همچنین پیامبر اکرم خود نیز بر وحی بودن سخنانش، تأکید می کند.[۳۵] اما با هزاران تأسف و تأثر چنین نسبت ناروایی به رسول خدا در مصیبت روز پنج شنبه رخ داد که نسبت هذیان گوئی به آن حضرت داده شد.

به نظر می رسد پیش فرض عدالت صحابه، بسیاری از واقعیت های روشن را برای یک عده ای تاریک نموده است و به توجیه رفتارهای ناشایست این ماجرا واداشته است حتی اگر به فروکاستن مقام عصمت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله بیانجامد؛ آنان با توجیهات واهی و چشم بستن نسبت به ناسازگاری رفتارهای ناشایست در جریان لوح و قلم، با حجم گسترده ای از آیات قرآن، عمل صادر شده از سوی برخی از اصحاب را عادی جلوه دهند و به دفاع از آن بپردازند.

و السلام علی من اتبع الهدی

 

 

 

 

[۱] . مسلم، صحیح مسلم، ۵/۷۵٫

[۲] . بخاری، صحیح بخاری، ۴/۶۵ و ۶۶٫

[۳] . ابن طاوس، الطرائف، ۴۳۳٫

[۴] . بخاری، صحیح بخاری، ۱/۳۲؛ ۴/۱۲۰،۸۵،۶۵ و ۱۲۱؛ ۶/۱۱؛ ۷/۱۵۶٫

[۵] . مسلم، صحیح مسلم، ۵/۷۵ و ۷۶٫

[۶] . در سه مورد از گزارش های بخاری، نام عمر بن خطاب وجود دارد جمله او چنین یاد می شود: قد غلب علیه الوجع؛ ناخوشی بر پیامبر چیره شده است [سخنان پریشان می گوید] در بقیه موارد که نام عمر برده نشده جمله چنین است: هجر رسول الله رسول خدا هذیان می گوید. (ر.ک: نجمی، سیری در صحیحین، ۳۶۷)

[۷] . ر.ک: سرخه ای،جدیدی، بازخوانی تحلیلی روایات «یوم الخمیس» در صحیحین و شروح آنها، پژوهش نامه علوم حدیث تطبیقی، سال هفتم، ش ۱۲، بهار و تابستان ۹۹٫

[۸] . سلیم بن قیس، کتاب سلیم، ۲/۶۵۸؛ ابن عقده کوفی، فضائل امیرالمومنین، ۱۵۶؛ نعمانی، الغیبه ، ۸۲؛ طبرسی، الاحتجاج، ۱/۱۵۴؛ ابن طاوس، طرف من انباء و المناقب، ۲۵۵٫

[۹]. یکایک این رفتارهای ناشایست از سوی مخالفان در محضر رسول خدا، در منابع اهل سنت وجود دارد که با مراجعه به آن منابع یافت می شود. (عاملی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ۳۲/ ۲۱۴-۲۵۳)

[۱۰] . انفال، ۴۶٫

[۱۱] . نساء، ۵۹٫

[۱۲] . حجرات، ۲٫

[۱۳] . حجرات، ۱۱٫

[۱۴] . احزاب، ۵۸٫

[۱۵] .  طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۱/۳۶؛ طبرانی، المعجم الاوسط، ۵/۲۸۷٫

[۱۶] . انبیاء، ۱۰۷٫

[۱۷] . قلم، ۴٫

[۱۸] . آل عمران، ۱۵۹٫

[۱۹] . احزاب، ۵۳٫

[۲۰] . احزاب، ۵۷٫

[۲۱] . توبه، ۶۱٫

[۲۲] . احزاب، ۳۶٫

[۲۳] . احزاب، ۳۶٫

[۲۴] . نساء، ۶۵٫

[۲۵] . نساء، ۵۹؛ مائده، ۹۲؛ نور ۵۴؛ نور، ۵۶؛ محمد، ۳۳؛ تغابن ، ۱۲؛

[۲۶] . محمد، ۳۳٫

[۲۷] . نساء، ۶۱٫

[۲۸] . آل عمران، ۳۲٫

[۲۹] . نساء، ۱۱۵٫

[۳۰] . حشر: ۷٫

[۳۱] . نساء، ۵۹؛ مائده، ۹۲؛ نور ۵۴؛ نور، ۵۶؛ محمد، ۳۳؛ تغابن ، ۱۲؛

[۳۲] . احزاب، ۲۱٫

[۳۳] . نجم، ۳و ۴٫

[۳۴] . تکویر، ۲۲٫

[۳۵] . انعام، ۵۰٫

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.