با امامان در ماه رمضان
شرح وارهای بر فرازهای امام شناسی دعای افتتاح
{آيَتِكَ الْكُبْرى}
{آيَتِكَ الْكُبْرى}
مفهوم شناسی آیة
آیه در لغت به معنای نشانه و علامت است. هر چیزی که برای راهنمایی مردم نصب شده باشد نشانه و علامت گفته می شود. در قرآن خداوند نشانه های مختلفی را برای راهنمای به خالق متعال معرفی کرده است. از آسمانها و زمین و ابر و باد و باران گرفته[۱] تا معجزات انبیا[۲]. قرآن کارهای خارق العاده انبیا و معجزات ایشان را اضافه بر آیه، بینه نیز گفته است[۳]. همه اینها نشانه هایی است که می تواند خلق را به خالق نشان داده است. هرچه که بتواند نشانه ای برای رسیدن خلق به خالق گردد را آیه الهی می نامند.
بزرگترین نشانه الهی
در این فراز از دعای افتتاح، امیرمؤمنان در میان نشانه های الهی بزرگترین نشانه معرفی شده است. این سخن در دیگر روایات نیز آشکار است. در حدیثی از امیرمؤمنان نقل شده که فرمودند «مَا لِلَّهِ آيَةٌ ٌ أَكْبَر مِنِّي» خداوند نشانه ای بزرگتر از من ندارد[۴]. سبب اینکه امیرمؤمنان بزرگترین نشانه الهی در میان نشانه ها هستند این است که نشانه های الهی گویاو سخنگو نبوده و به صورت شفاف و رسا خدا را نشان نمی دهند. نشانه ای که بتواند کامل و دقیق مردم را راهنمایی کند بهترین نشانه خداوند است. امیرمؤمنان نشانه ای است که با زبان و عمل خود خدا را به خلق نشان می دهند. از اینرو امیرمؤمنان برترین وسیله ای است که می تواند خدا را معرفی کند. این آیه به دلالت التزامی بر علم و عصمت امیرمؤمنان دلالت دارد؛ چراکه فرد غیر معصوم، با خطا و اشتباه و گناهی که ممکن است در قول و فعل خود داشته باشد نمی تواند نشانه ای برای خدا باشد اضافه بر آنکه افضلیت ایشان بر همه خلق را نیز آشکار می سازد. این تعبیر در آیات دیگر با واژه «علامات» نشان داده شده است. خداوند در آیه ۱۶ سوره نحل امامان معصوم را علامت های الهی معرفی کرده است« عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ» مقصود از علامات در این آیه طبق سخن امام صادق و امام رضا علیهما السلام امامان هستند.[۵] علت اینکه امامان علامت های الهی معرفی شده اند بدین جهت است که ایشان اسباب هدایت خلق به سوی خدای متعال و دلائل الهی بر عظمت و قدرت و حکمت پروردگار هستند.[۶] بدین رو تعبیر آیة بزرگ الهی اضافه بر امیرمؤمنان بر سایر امامان نیز انطباق داشته و اطلاق آن بر دیگر افراد نادرست است.
[۱] . بقره: ۱۶۴؛ آل عمران: ۱۹۰٫
[۲] . هود: ۹۶٫
[۳] . بقره: ۹۲؛ اعراف:۱۰۱٫
[۴] . تفسیر فرات کوفی، ص۵۳۳؛ بصائر الدرجات، ص۷۷، مختصر البصائر، ص۱۵۵٫
[۵] . کافی، ج۱، ص۲۰۷٫
[۶] . مرآة العقول، ج۲، ص۴۱۴٫


































































































































































































































































ثبت دیدگاه