یکشنبه, ۱۲ بهمن , ۱۴۰۴ Sunday, 1 February , 2026 ساعت ×
بیست و چهارمین نشست علمی ماه امامت، با موضوع «کارآمدی روش پدیدارشناسی در حل مسائل امامت»  برگزار گردید
۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۸
شناسه : 15450
0
بررسی امکان کاربست پدیدارشناسی در قلمرو امامت؛ نشست بیست و چهارم از سلسله نشست‌های ماه امامت با موضوع «کارآمدی روش پدیدارشناسی در حل مسائل امامت» با حضور صاحب‌نظران و ارائه دیدگاه‌هایی موافق و محتاطانه برگزار شد.
منبع : بنیاد بین المللی امامت
پ
پ

بیست و چهارمین نشست علمی ماه امامت، با موضوع «کارآمدی روش پدیدارشناسی در حل مسائل امامت»  برگزار گردید

 

نشست بیست و چهارم از سلسله نشست‌های ماه امامت با موضوع «کارآمدی روش پدیدارشناسی در حل مسائل امامت» با حضور صاحب‌نظران و ارائه دیدگاه‌هایی موافق و محتاطانه برگزار شد.

به همت گروه مطالعات تبیینی امامت پژوهشکده امامت، بیست و چهارمین نشست علمی ماه امامت، روز یازدهم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در بنیاد بین‌المللی امامت برگزار گردید. هدف از این نشست تخصصی، واکاوی امکان‌سنجی و دامنه کاربست روش پدیدارشناسی، به عنوان یکی از روش‌های فلسفی معناشناختی، در مطالعه و تحلیل مفهوم امامت در اندیشه اسلامی بود.

سخنرانان و محورهای اصلی بحث

  • دکتر مجید کافی(عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه): به تبیین مبانی فلسفی پدیدارشناسی و امکان اقتباس روش‌شناختی آن برای مطالعه امامت پرداخت.
  • دکتر سید ضیاءالدین میرمحمدی(عضو هیئت علمی دانشگاه معارف): با نگاهی انتقادی‌تر، بر ملاحظات معرفت‌شناختی و تناسب‌سنجی روش تأکید کرد.
  • دبیر علمی:دکتر عبدالمجید اعتصامی (پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی).

تبیین مبانی پدیدارشناسی: گذار از ذات اشیا به تجربه زیسته

دکتر مجید کافی با مروری تاریخی، به ریشه‌های شکل‌گیری پدیدارشناسی در تقابل با دو جریان عقل‌گرایی انتزاعی هگل و اثبات‌گرایی (پوزیتیویسم) پرداخت. وی ماهیت این روش را چنین تشریح کرد:

پدیدارشناسی به جای پرداختن به «بود» یا ذات اشیا (نومن)، بر «نمود» (فنومن) آن‌ها در آگاهی و تجربه سوژه متمرکز است. به بیان ساده‌تر، این روش مدعی است که انسان صرفاً تحت تأثیر واقعیت عینی قرار نمی‌گیرد، بلکه تحت تأثیر تلقی، معنا و احساسی است که از واقعیت در ذهن و نفس او شکل می‌بندد. مثال کلاسیک ترس از یک طناب در تاریکی که به تصور مار رخ می‌دهد، مصداق این امر است؛ فارغ از اینکه واقعیت عینی (طناب) چیست، تجربه زیسته فرد از ترس موضوع مطالعه است.

وی دو مفهوم کلیدی این روش را برشمرد:

  1. درون‌ماندگاری:تأکید بر این که فهم، تصمیم‌گیری و قضاوت انسان‌ها عمدتاً بر اساس جهان درونی، پیش‌فرض‌ها و مفاهیم شکل‌گرفته در نفس خودشان صورت می‌پذیرد.
  2. تقلیل پدیدارشناختی:به معنای تعلیق یا «در پرانتز گذاشتن» تمام پیش‌دانسته‌ها، مفروضات و شناخت‌های قبلی (اعم از کلامی، تاریخی، تفسیری) برای نزدیک شدن به تجربه ناب و بی‌واسطه سوژه از پدیده مورد مطالعه.

امامت به مثابه یک «پدیده زنده» در تجربه دینی

با این مقدمه، دکتر کافی این پرسش را طرح کرد که آیا می‌توان از این روش برای فهم بهتر امامت استفاده کرد. وی استدلال نمود که امامت صرفاً یک مسئله نظری تاریخی یا کلامی منجمد نیست، بلکه پدیده‌ای زنده و حاضر در تجربه دینی و هویت مذهبی مؤمنان است. بنابراین، رویکرد پدیدارشناسی می‌تواند افق تازه‌ای بگشاید:

به جای ورود مستقیم از مجرای استدلال‌های کلامی برای اثبات یا نفی امامت، این روش می‌کوشد تا مسئله را از منظر «تجربه امامان» و «چگونگی پدیدار شدن مفهوم امامت در آگاهی دینی» ایشان بررسی کند. سوال محوری این خواهد بود: «امامت چگونه برای هر امام در دوره امامتش تجربه، ادراک و زیسته می‌شد؟»

نقد و طرح چالش‌های بنیادین: تناسب‌سنجی پیش از کارآمد‌سنجی

دکتر سید ضیاءالدین میرمحمدی در ادامه، با پذیرش طرح مسئله، نکات انتقادی عمیقی را مطرح نمود. مهم‌ترین چالش از نگاه وی، مسئله «تناسب‌سنجی معرفتی» بود. وی تأکید کرد پیش از بحث درباره «کارآمدی» یک روش، باید پرسید آیا اساساً این روش برای چنین موضوعی طراحی شده است؟

پدیدارشناسی عمدتاً برای بررسی تجربه‌های زیسته کنونی و قابل دسترسی مستقیم (مثل تجربه بیماران، معلمان،.) توسعه یافته است. اما آیا می‌توان آن را بر موضوعاتی اعمال کرد که در گذر تاریخ رخ داده و تنها از طریق متون، اسناد و روایات غیرمستقیم به آن‌ها دسترسی داریم؟ این شکاف روش‌شناختی محور ایراد وی بود.

 

وی هشدار داد که مسئله‌های امامت، به ویژه در سیره و سخن معصومان، ماهیتی «تاسیسی» و منحصر به فرد دارند. بسیاری از این مسائل لزوماً در چارچوب مسائل رایج علوم انسانی غربی که روش‌شناسی‌هایی مثل پدیدارشناسی برای آنها ساخته شده، نمی‌گنجند. به باور میرمحمدی، ما بیش از آنکه نیازمند تطبیق روش‌های موجود باشیم، نیازمند «چارچوب نظری و روش‌شناسی تاسیسی» متناسب با خود مسئله امامت هستیم.

امکان مشروط و دامنه محدود کاربست پدیدارشناسی

در پاسخ به این چالش‌ها و در بخش دوم سخنان خود، دکتر کافی به امکان مشروط استفاده از پدیدارشناسی اشاره کرد. شرط اصلی از نگاه وی این است:

آیا در متون و منابع تاریخی (روایات، خطبه‌ها، نامه‌ها، گزارش‌های تعامل) شواهدی وجود دارد که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، بیانگر «تلقی»، «احساس»، «گرایش» یا «تجربه درونی» امام از مقام و مسئولیت امامت در یک شرایط خاص زمانی و مکانی باشد؟ برای مثال، بررسی این که «چرا تجربه امام حسن (ع) از امامت در مواجهه با معاویه به صلح انجامید، در حالی که تجربه امام حسین (ع) از امامت در تقابل با یزید، به قیام منجر شد؟»

وی به صراحت تأکید کرد که این روش، به هیچ وجه نمی‌تواند و نباید جایگزین روش‌های رایج و ضروری شود. پدیدارشناسی در این عرصه:

  • نمی‌تواند ذات الهی، نصب آسمانی، علم لدنی یا عصمت امام را اثبات کند.
  • درصدد نفی این مبانی نیز برنمی‌آید.
  • برای داوری نهایی درباره صدق و کذب تاریخی روایات کافی نیست.

در واقع، پدیدارشناسی در اینجا بیشتر یک روش «توصیفی-تحلیلی» برای غنا بخشیدن و تکمیل فهم تاریخی است، نه یک روش «اثباتی» کلامی.

جمع‌بندی: دامنه کارآمدی و محدودیت‌ها

در جمع‌بندی نهایی، دکتر کافی محدودیت‌ها و حوزه‌های کارآمدی ممکن را این‌گونه خلاصه کرد:

چه کاری را نمی‌توان با پدیدارشناسی امامت انجام داد؟

  1. اثبات مبانی الهی و کلامی امامت.
  2. داوری نهایی درباره صحت تاریخی گزارش‌ها.
  3. جایگزینی روش‌های کلامی، حدیثی و تاریخی ریشه‌دار.

پدیدارشناسی در چه حوزهای می‌تواند کارآمد باشد؟

  1. فهم تجربه تاریخی امامان از امامتدر بستر شرایط خاص زندگی هر یک.
  2. تحلیل تفاوت‌های ادراکی و تجربیمیان امامان در دوره‌های مختلف و پیوند آن با کنش‌های متفاوت ایشان.
  3. بازسازی جهان معنایی امامتدر ذهن و زندگی هر امام، به شرط وجود شواهد متنی لازم.

گفت‌وگوی پایانی: تأمل در ماهیت «تفاهم» تاریخی

در بخش پرسش و پاسخ، بحث به مفاهیم «تفاهم» و تاریخ اندیشه کشیده شد. دکتر کافی با اشاره به اختلافات مذهبی و سیاسی که با گذر زمان عمیق‌تر شده‌اند، استدلال کرد که بسیاری از تفاهم‌های ظاهری، در بستر زمان به اختلافات بنیادین تبدیل می‌شوند. پدیدارشناسی می‌تواند نشان دهد که این «تفاهم‌ناپذیری» کامل، بخشی از ماهیت تجربه‌های زیسته متکثر و منظر‌بنیاد انسان‌هاست. در مطالعه تاریخ امامت نیز باید به این کثرت در تلقی‌ها توجه داشت.

این نشست علمی که با هدف گشایش افق‌های جدیدی در مطالعات امامت برگزار شد، به این جمع‌بندی کلی رسید:

  • پدیدارشناسی به دلیل تأکیدش بر «تجربه زیسته» و «معناسازی سوژه»، می‌تواند دریچه جالبی برای نگاه به امامت به عنوان یک پدیده دینی زنده بگشاید.
  • اما کاربست آن در این حوزه، باموانع جدی روش‌شناختی، به ویژه مشکل دسترسی به تجربه زیسته تاریخی و مسئله تناسب مبانی فلسفی آن با مفاهیم قدسی روبرو است.
  • استفاده از این روش، اگر هم ممکن باشد،مشروط و محدود است و تنها در صورتی می‌تواند به عنوان یک روش مکمل و غنا‌بخش مورد توجه قرار گیرد که چالش‌های معرفتی و روش‌شناختی آن به دقت مورد توجه قرار گیرد و هرگز جایگزین روش‌های ریشه‌دار علوم اسلامی نشود.

این نشست بر ضرورت دقت نظر روش‌شناختی و پرهیز از تطبیق‌های شتابزده و غیرنقادانه روش‌های فلسفی غرب بر مفاهیم بنیادین دینی تأکید کرد و مسیری برای پژوهش‌های آینده با رویکردی بین‌رشته‌ای و محتاط ترسیم نمود.

 

 

اثبات ایمان ابوطالب علیه السلام در سخنان عالمان اهل سنّت از سده دوم تا پانزدهم

کارآمدی قاعده ید در اثبات مالکیت حضرت زهرا علیها السلام بر فدک

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.