سه شنبه, ۸ اسفند , ۱۴۰۲ Tuesday, 27 February , 2024 ساعت ×
آیا  امیر المومنین علی علیه السلام در خطبه ۲۲۸ نهج البلاغه از خلفا ستایش می‌کند؟
۱۱ آذر ۱۴۰۲ - ۱۳:۳۲
شناسه : 6955
1
پاسخ به پرسش؛ پرسش کلیدی در پاسخ به این شبهه آن است که آیا این خطبه به درستی به امیرمومنان نسبت داده شده است؟ یا فرد دیگری به نام خيثمه قائل آن است؟ برخی مصدر این خطبه را منابع تاریخی اهل سنت از جمله طبری می دانند که سید رضی از آن نقل نموده است.
نویسنده : حجت الاسلام والمسلمین کریم مومنی منبع : بنیاد بین‌المللی امامت
پ
پ

ستایش بی اساس

برخی که علاقه وافری به ساختن روابط حسنه بین  اهل بیت و خلفا دارند به هر سخنی تمسک می کنند از جمله به خطبه ۲۲۸ نهج البلاغه که به زعم برخی حضرت در آن خطبه در جایگاه ستایش از خلفا است. در حالی که این سخن از اساس نادرست است:

یکم: مواضع امیرمومنان نسبت به خلفا

بر خلاف ادعای شبهه کنندگان برخی از نقل های اهل سنت، به شکاف شدید بین امیرمومنان و عمر بن خطاب تصریح دارند که از اصول بنیادین در تشیع است از جمله کراهت از همنشینی با عمر (۱)  ؛ درغگو، گناهکار، پیمان‌شکن و خائن دانستن عمر (۲) خطبه شقشقیه و ناراحتی امیرمومنان از غصب خلافت (۳) اعتراض به عمر و ابوبکر در غصب خلافت (۴) مخالفت با سیره و روش ابوبکر و عمر (۵)  نپذیرفتن شرط ربیعه در رفتار بر طبق سنت ابوبكر و عمر (۶)  این موارد تنها نمونه ای کوچک از گزارش های اختلاف شدید بین امیرمومنان و عمر بن خطاب است كه به همين اندازه بسنده مي كنيم.

دوم: بررسی گوینده سخن

پرسش کلیدی در پاسخ به این شبهه آن است که آیا این خطبه به درستی به امیرمومنان نسبت داده شده است؟ یا فرد دیگری به نام خيثمه قائل آن است؟ برخی مصدر این خطبه را منابع تاریخی اهل سنت از جمله طبری می دانند که سید رضی از آن نقل نموده است. (۷) که در آن نقل قائل آن را دختر حنتمه می داند حال  این سوال متوجه اهل سنت است که با وجود اختلافی که در بین دانشمندان آن ها در قائل این سخنان وجود دارد چگونه می توانند به قطع و یقین به امیرمومنان نسبت دهند؟

سوم: بررسی مصداق «فلان»

آن چه روشن است در نهج البلاغه فردی برای مصداق این خطبه مشخص نشده، بلکه كلمه «فلان» آمده است؛ برخی از اهل سنت و به ويژه ابن أبي الحديد معتزلي و محمد عبده معتقد اند كه مقصود از «فلان» عمر بن خطاب است درحالی که گفتار دانشمندان اهل سنت و فردی مانند ابن أبي الحديد و محمد عبده براي ما معتبر نیست به ويژه اگر راوی آن مغيرة بن شعبه باشد که از دشمنان سرسخت اهل بیت (علیهم السلام) است.

و در صورتی که مصداق عمر بن خطاب باشد امام از جهت تقیه چنین مطلبی را بیان نموده است و ناظر به شرایط حاکم بر جامعه است، که حضرت علی(علیه السلام) از روی ناچاری به تعریف خلفا پرداخته باشد.

دیدگاه سوم جارودیه معتقدند مراد حضرت تعریض بر عثمان است. (۸) این احتمال گرچه طرفدارانی دارد؛ ولی چون دلیل محکمی بر اثبات آن وجود ندارد، پس نمی‌توان آن را با قاطعیت پذیرفت.
دیدگاه چهارم برخي از شارحان نهج البلاغه و انديشه ورزان شيعه و سني تصريح كرده اند كه مقصود از كلمه «فلان» يكي از اصحاب آن حضرت است. صبحي صالح از دانشمندان بنام اهل سنت، و قطب الدين راوندي از عالمان شيعه نيز اعتقاد دارد كه مقصود از «فلان» برخي از اصحاب آن حضرت است (۹) که برخی سلمان یا مالک اشتر بیان کرده اند که احتمال مالک ترجیح دارد.

چهارم: مخالفت ویژگی های مطرح در خطبه با روش عمر

فرازهائی که در این خطبه وجود دارد قابل تطبیق با رفتار و سیره عمر بن خطاب نیست و چگونه می توان پذیرفت که علی علیه السلام ، عمر را «بر پادارندۀ سنت پیامبر» خوانده باشد، درحالی که تاریخ نمونه های بسیاری را از مخالفت آشکار وی با سنت پیامبر صلی الله علیه و آله حکایت کرده است.

چگونه می توان پذیرفت که عمر «با جامه ای پاک و کم عیب از دنیا رفته باشد» و حال آن که امام به کثرت خطا و لغزش هایش تصریح کرده است (او (ابو بکر) خلافت را در اختیار کسی (عمر) قرار دارد که جوّی از خشونت بود، سخنش تند بود و ملاقات با او رنج آور، اشتباه و لغزش های بسیاری از او سر می زد و زیاد عذرخواهی می نمود. (۱۰) جمله‌ی «أدّی إلی الله طاعته» چگونه طاعت الاهی را انجام داده است در حالی که از جنگ فرار کرده است (آل عمران(۳) : ۱۵۳) و چگونه او را به صفت « چنانكه بايد از كيفر الهى مى‏‌ترسيد» ستود در حالی که تاریخ نویسان می نویسند: عمر نخستین کسی بود که با تازیانه زنان را می زد که به سبب تکرار این عمل مطابق نقل کتب تاریخی، کودکان نیز هرگاه او را می دیدند وحشت زده فرار می کردند(۱۱). بر این اساس هیچ یک از عناوین مطرح شده در این خطبه، با سیره و رفتار عمر سازگار نیست.

 

————-

  1. بخاری، صحیح بخاری، ۵/۱۳۹، ح۴۲۴۰٫
  2. قشیری، صحیح مسلم، ۳/۱۳۷۷٫
  3. نهج البلاغه، ۴۸، خ۳٫
  4. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۶/۹۵٫
  5. تفتازانی، شرح المقاصد، ۵/۲۸۸٫
  6. طبری، تاریخ طبری، ۳/۱۱۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۳/۲۱۵٫
  7. مصادر نهج البلاغه و اسانیده، ۳/۱۶۰؛ استناد نهج البلاغه، ۵۱
  8. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۲/۴؛ خوئی، منهاج البراعه، ۱۴/۳۷۲
  9. خوئی، منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، ۱۴/۳۷۳
  10. نهج البلاغه،۴۸، خ۳
  11. ابن سعد، طبقات الکبری، ۳/۸۹٫

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.