جمعه, ۲۹ تیر , ۱۴۰۳ Friday, 19 July , 2024 ساعت ×

تازه ها

انتشار بیش از یکصد جلد از آثار مدرسه کلامی – فقهی لکهنو  و تدوین۱۲۰ پایان نامه با موضوع امامت آغاز شد سلسله نشست‌های علمی «امامت و ولایت اهل‌بیت» از منظر مذاهب اسلامی(روز اول) برگزار شد نشست‌های علمی دهه امامت و ولایت برگزار می‌گردد نشست علمی«ضرورت تبیین اندیشه‌های سلفی‌گری ایرانی» برگزار شد حقایق امامت را به مردم بگویید که حق جویان هیچ گاه از حق رویگردان نخواهند بود پیش همایش کنگره بین المللی علامه میرحامد حسین در لبنان برگزار می شود کل نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از حوزه ها، دانشگاه ها و آموزش و پرورش، به تلاش علمی و آموزشی و پژوهشی و فرهنگی بنیاد بین المللی امامت نیاز جدی و مبرم دارند. همکاری دبیرخانه کنگره بین المللی بزرگداشت علامه میرحامد حسین با عتبه مقدسه عباسیه در انتشار نخستین ترجمه عربی کامل عبقات الانوار دیدار نماینده آیت الله العظمی سیستانی با مدیران و اساتید بنیاد بین المللی امامت توصیه به جَزَع در عزاداری امام حسین علیه السلام بررسی سندی و دلایلی حدیث «ریان بن شبیب» پیرامون عزاداری نقش عاشورا و عزاداری های عصر ائمّه علیهم السلام در سقوط امویان و پیروزی عباسیان تحلیل شخصیت ایمانی حضرت عباس(علیه السلام) بر اساس زیارتنامه ایشان بررسی تاریخی حضور و شهادت حضرت علی اکبر(علیه السلام) در مقتل های عاشورا بازتاب شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) در تاریخ نگاری عاشورا عاشورا روز عید یا عزا؟ پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم (علیه السلام)

عزل ابوبکر
۲۸ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۱:۴۴
شناسه : 9526
8
یادداشت؛ یکی از رویدادهای قابل توجه به مناسبت عید قربان، ابلاغ آیات برائت از مشرکان توسط امیرمؤمنان علیه السلام است که پس از عزل ابوبکر این مأموریت در روز اول ذی الحجه، در روز عید قربان توسط حضرتشان ابلاغ گردید.
نویسنده : سید محمدصادق قماشی منبع : بنیاد بین المللی امامت
پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم

ردّ صلاحیت خلیفه اوّل از ابلاغ سوره برائت!

ماه ذی الحجه به ماه ولایت امیرمؤمنان علی علیه السلام شناخته می شود، روزهای این ماه اتفاقات مهم و ویژه‌ای را برای حضرتشان در خود جای داده است.

در این ماه مناسبت هایی چون عزل ابوبکر از قرائت آیات ابتدایی سوره برائت برای مشرکین مکّه، ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها، سدّ الابواب، ابلاغ آیات برائت توسط امیرمومنان علی علیه السلام در روز عید قربان، افشاء سر ولایت توسط عایشه، شقّ القمر، بخشیدن فدک به حضرت زهرا سلام الله علیها، عید غدیر خم، اعلام خلافت ظاهری،  امیرمومنان علیه السلام، روز مباهله، روز خاتم بخشی، نزول سوره هل اتی و اولین نماز جمعه امیرالمومنین علیه السلام وجود دارد.

به راستی برای فرد جستجو کننده حق، در هر یک از مناسبت های یاد شده دلایل متقن و محکمی جهت شناخت حق و باطل وجود دارد.

یکی از رویدادهای قابل توجه به مناسبت عید قربان، ابلاغ آیات برائت از مشرکان توسط امیرمؤمنان علیه السلام است که پس از عزل ابوبکر این مأموریت در روز اول ذی الحجه، در روز عید قربان توسط حضرتشان ابلاغ گردید.

عزل ابوبکر از ابلاغ سوره برائت:

در سال نهم هجری پیامبر صلی الله علیه و آله ابوبکر را به مکّه فرستاد تا آیات ابتدایی سوره‌ی برائت را بر کفار بخواند.

پس از حرکت او جبرئیل نازل شد و گفت: «إن الله یُقرئک السلام و یقول لک: لایؤدّی عنک الاّ أنت أو رجل منک؛ خداوند بر تو درود می‌فرستد و می‌فرماید: جز تو یا کسی که به منزله تو باشد نمی‌ تواند این مأموریت را به انجام رساند».

پیامبر صلی الله علیه و آله امیرمؤمنان علی علیه السلام را که به منزله‌ی جانش بود معیّن کرده و به او فرمودند:

شتاب کن و آیات را از ابوبکر بگیر و در موسم حجّ بر مردمان قرائت کن.

آن حضرت ناقه‌ی عضباء (ناقه مخصوص خودشان) را به امیرمومنان علیه السلام دادند و حضرت علی علیه السلام همراه جابر بن عبدالله حرکت نمود.

حضرت در روز دوّم در «ذی الحلیفه» به ابو بکر رسیدند و آیات برائت را از وی گرفته و اختیار آمدن یا برگشتن را به خود او واگذار کردند.

ابوبکر که از این کار دلگیر و ناراحت شده بود، سوره برائت و پیمان‌نامه رسول خدا صلی الله علیه و آله را به علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام سپرد، ولی از همراهی وی خودداری کرد و به ناچار به سوی مدینه منوره بازگشت.

ابوبکر به محض بازگشت به مدینه، نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و به آن حضرت عرض کرد:

«مرا برای کاری لایق دانستی که دیگران مشتاق آن بودند، ولی مقداری که رفتم مرا معزول نمودی؟ آیا از من خطایی سر زده و آیه‌ای در مورد من نازل شده است؟»

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

«من تو را عزل نکردم بلکه خدا تو را عزل کرده است».

بنا به روایتی وی به پیامبر اعتراض کرد و گفت: یا رسول الله! ما کنت تری انّی مؤدٍّ عنک هذه الرسالة؟ ای رسول خدا صلی الله علیه و آله! چه می‌شد تو را که من این رسالت را از جانب تو به انجام می‌رساندم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: أبی الله یؤدّیها الاّ علی بن ابی طالب؛ خداوند سبحان امتناع فرمودند که غیر از علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام کسی آن را ابلاغ کند.

ابوبکر از گفتار رسول خدا قانع و ساکت نشد و با آن حضرت به مشاجره پرداخت، به طوری که رسول خدا صلی الله علیه و آله ناچار شد در پاسخش بفرماید: کیف تؤدّیها و انت صاحبی فی الغار؟ تو چگونه می‌توانستی آن را ابلاغ کنی و حال آن که در راه هجرت به مدینه همراه من در غار ثور بودی؟ (الاقبال بالاعمال الحسنة، سید بن طاووس، ج ۲، ص ۳۸)

پیامبر صلی الله علیه و آله به وی گوشزد کرد که در آن غار از شدت ترس مشرکان، آرامش نداشتی؟ چگونه شایستگی ابلاغ این سوره مهم و پیمان‌نامه مشرکان را داری؟

امیرمؤمنان علیه السلام آیات را در سه روز ایّام تشریق در مِنی که مجمع کفّار و مشرکین بود و از بغض و عداوت علی علیه السلام آکنده بودند، هر صبح و شام همراه با فرمایشات پیامبر صلّی الله علیه و آله بر مردم قرائت می نمود و سپس به مدینه مراجعت فرمود.

(علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۲۱، ص ۲۷۳، ۲۷۴، ج ۳۵، ص ۲۹۵، ج ۹۵، ص ۱۹۰ و…)

از هنگامی که علی علیه السلام به مکّه رفته بود، از فراق او آثار حزن بر صورت مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله ظاهر گشته بود.

صحابه با خود می گفتند: شاید خبر فوت آن حضرت از آسمان رسیده، یا از ما دلتنگ شده باشد.

ابوذر نزد پیامبر صلی الله علیه و آله دارای مقام و منزلتی بود، لذا او را نزد آن حضرت فرستادند.

ابوذر کلمات اصحاب را عرضه داشت، و آن حضرت فرمود:

«حزن و اندوه من برای مفارقت علی علیه السلام است»

ابوذر برای اطّلاع از حال علی علیه السلام از مدینه به استقبال آن حضرت حرکت کرد، و در میانه راه به امیرمؤمنان علیه السلام رسید و به ایشان عرض کرد:

پدر و مادرم فدای شما باد، آهسته تشریف بیاورید تا پیشتر بروم و بشارت آمدن شما را به پیامبر صلّی الله علیه و آله بدهم.

ابوذر به سرعت خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله رسانید و آمدن علی علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله بشارت داد.

آن حضرت با اصحاب به استقبال علی علیه السلام آمدند و چون به آن جناب رسیدند، پیاده شده آن حضرت را در آغوش گرفتند و صورت مبارک خود را بر شانه ی علی علیه السلام گذاشتند و از شوق دیدار گریستند و امیرمؤمنان علیه السلام نیز گریستند.

پس پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:

«پدر و مادرم به قربانت، در مکّه چه کردی؟»

امیر المؤمنین علیه السلام از آنچه انجام شده بود به آن حضرت خبر داد. (شیخ عباس قمی، فیض العلام، ص ۱۰۷)

 

استدلال بر این واقعه در کلام معصومین علیهم السلام:

در سخنان نورانی اهل بیت علیهم السلام از این اتفاق به مناسبت های مختلف سخن به میان آمده است:

منقبتی مخصوص حضرت علی علیه السلام: حضرت علی علیه السلام هنگام بر شمردن فضائل هفتادگانه خود، پنجاهمین فضیلت و برتری که به آن اشاره نموده‌اند از این قرار است:

«رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سوره‌ی توبه را همراه با ابوبکر روانه نمود و چون وی رهسپار گشت جبرئیل آمد و گفت: «ای محمّد! کسی از جانب تو پیامی را ابلاغ نمی‌گرداند مگر خود تو یا مردی از خود تو»، پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا سوار بر شترش عضباء روانه کرد و من در ذو الحلیفه به او رسیدم و سوره را از وی گرفتم و خداوند مرا به این منقبت مخصوص گرداند.»

(العروسى الحويزى، عبد على بن جمعة، تفسیر ثقلین، ج ۲، ص ۱۷۷)

برترین فضیلت در سخن امام صادق علیه السلام: امام صادق علیه السلام فرموند حضرت علی علیه السلام در پاسخ به آنکه برترین فضیلت شما کدام است فرمودند:

«برترین فضیلت من آن چیزی است که من در آن دستی نداشته‌ام». سپس فضیلت­ها ی فراوانی را ذکر کرد، از جمله‌ی آن‌ها عبارت است از اینکه؛ «زمانی‌که خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) وحی نمود تا از مشرکین برائت بجوید، ایشان ابوبکر را به‌سوی اهل مکّه فرستاد و هنگامی که ابوبکر خارج شد، جبرئیل نازل شد و گفت: «ای محمّد! فقط علی (علیه السلام) می­تواند این پیام را از طرف تو ابلاغ نماید»، پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا فرا خواند و دستور داد تا بر شتر ایشان سوار شوم و خود را به ابوبکر برسانم و ابلاغ را از او بگیرم، من نیز چنین کردم». ابوبکر گفت: «مرا چه شده؟ آیا من مورد خشم خداوند و رسول او قرار گرفتم»؟ گفتم: «نه! بلکه جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد و فرمود: فقط شخصی که از او باشد باید این پیام را ابلاغ کند»…

(علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج۹۵، ص۱۹۰؛ قاضی نعمان، دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۴۰)

نالایقی بر امامت به سبب ردّ صلاحیت از ابلاغ سوره: حضرت علی علیه السلام در قسمتی پاسخ به پرسش سلمان و جندب نسبت به معرفت نورانیه بیان می کنند:

«… به همین دلیل که من و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از نور واحد هستیم فرموده اند: «عليّ منّي و أنا منه»، «لا يؤدّي عنّي إلّا عليّ»؛ علی از من است و من از علی هستم، کسی این کار را از طرف من ادا نمی کند مگر علی.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابوبكر را با سوره برائت به مكه فرستاد، جبرئيل نازل شد و گفت؛ اى محمّد! خداوند مي فرمايد بايد اين كار را تو انجام دهى يا مردى از خودت، آنگاه مرا فرستاد تا از ابوبكر بگيرم، از او گرفتم اما او ناراحت شد.

او از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) پرسيد آيا در اين مورد آيه قرآن در باره من نازل شده فرمود نه ولى نبايد اين كار را انجام دهد مگر من و علی.

ای سلمان و ای ابوذر اینک فکر کنید کسی که صلاحیت ندارد چند آیه را از طرف پیامبر برساند چگونه صلاحیت برای امامت دارد.

(علوى، محمد بن على بن الحسين، المناقب( للعلوي)، ص ۷۱)

برتری حضرت علی علیه السلام از صحابه برای خلافت:

در کتاب الاحتجاج  طبرسی  بیان شده است حضرت علی علیه السلام برای اثبات برتری خویش بر دیگر صحابه و استحقاقش برای خلافت  به این واقعه استدلال نموده و فرموده است:

«قال: أفيكم من أوتمن على سورة براءة و قال له رسول الله (صلی الله علیه و آله): إنه لا يؤدي عني إلا أنا أو رجل مني غيري؟ قالوا: لا» آیا در میان شما کسی هست که هنگام نزول سوره برائت، پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد او گفته باشد: «همانا کسی به جز من و یا فردی از من (علی علیه السلام) نمی تواند این سوره را ابلاغ کند» همه گفتند: خیر کسی جز شما نیست.

(طبری، الاحتجاج، ج ۱، ص ۱۸۸)

از مجموع روایات بیان شده می توان فهمید آنچه در این واقعه رقم خورده است دلیلی محکم و غیر قابل انکار بر امامت و خلافت و برتری حضرت علی علیه السلام بر دیگر افرادی است که به طور مستقیم و توسط خداوند تبارک و تعالی نسبت به این ابلاغ ردّ صلاحیت شدند.

سخن بزرگان شیعه نسبت به عزل ابوبکر:

شیعیان این واقعه تاریخی از آنجا که بیانگر یکی دیگر از فضائل امیرمومنان علیه السلام است، تبدیل به یکی از مباحث پر چالش در منازعات بین فرقه‌ای شده است.

بر اساس این روایت، امیرمؤمنان علیه السلام نزدیکترین شخص به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بوده است.

چنانچه خداوند از زبان حضرت ابراهیم می فرماید: ﴿فَمَنْ تَبِعَنی فَإِنَّهُ مِنِّی﴾ (ابراهیم/۳۶) در این روایت نیز آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «لایذْهَب بها الّا رَجُلٌ مِنّی و أنَا منه»

شایسته نیست که این مأموریت را کسى انجام دهد؛ مگر شخصى که از من است و من از اویم و این یعنى اینکه امیرمؤمنان علیه السلام جان پیامبر صلی الله علیه و آله است.

در حقیقت این واقعه به نوعی حضرت علی علیه السلام را نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله به مانند آیه مباهله «نفس پیامبر» معرفی نموده است.

از طرف دیگر، این روایت نشان می دهد که خلیفه اوّل داراى چنان ویژگى نبوده و قاعدة «فمن تبعنى فإنّه منّی» شامل حال او نمی شود.

همچنین شیعیان با تمسک به همین گزارش رد صلاحیت خلیفه اول برای جانشینی پیامبر صلی الله علیه وآله استدلال نموده‌اند.

به راستی چگونه ممکن است که خداوند کسی را برای ابلاغ چند آیه در یک شهر شایسته نداند، اما او را برای جانشینی پیغمبر صلی الله علیه و آله بر گزیند؟

لذا عالمان شیعی بر خلاف بزرگان اهل سنت در این واقعه حقیقت را نمایان نموده و آنچه با هر عقل سلیم سازگار است را بیان نموده‌اند:

شیخ مفید در وصف این ماجرا می گوید: «و کان ذلک عزلاً لأبی‌بکر من السّماء، و ولایةً لأمیرالمؤمنین علیه‌السلام من السّماء»؛این ماجرا از طرفی عزل ابوبکر (از وظیفه ابلاغ) بود از جانب آسمان (و به امر خدا) و از طرف دیگر تأیید ولایت و سرپرستی أمیرمؤمنان علی علیه‌السلام بود از جانب خداوند تبارک و تعالی. (شیخ مفید، مسارالشیعه، ص ۱۷)

بیشتر بزرگان شیعه چون علامه حلی و علامه مجلسی و … نسبت به این واقعه بیان نموده‌اند:

کسی که برای بیان نمودن یک سوره به اهل یک شهر صلاحیت ندارد، به طور یقین برای ریاست عامه‌ای که دربردارند رساندن جمیع احکام به عموم افراد در سایر شهرها است، صلاحیت نخواهد داشت.

(علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۳۵ ص ۳۱۰؛ علامه حلی، منهاج الکرامة، ص ۱۸۱؛ علامه حلی، نهج الحق، ص ۲۶۵؛ سید جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیره الامام علی علیه السلام، مجلد ۷، صفحه ۳۱)

بنابراین در این واقعه خداوند تبارک و تعالی علاوه بر آنکه تنها حضرت علی علیه السلام را نسبت به رساندن آیات ابتدایی سوره توبه به مشرکان مانند رسول الله صلی الله علیه وآله نشان داده است، نالالیقی و ردّ صلاحیت دیگران را نیز بیان نموده است.

این اتفاق تنها در این واقعه نبوده و در رویدادهای دیگری چون جنگ خیبر به وضوح دیده می شود.

چراکه در آن جنگ نیز ابتدا پیامبر صلی الله علیه و آله پرچم را به افرادی چون ابوبکر و عمر داده و بعد از نمایان نمودن ناتوانی آنان، پرچم را به حضرت علی علیه السلام سپردند و ایشان پیروز آن میدان گشتند.

برخورد خلیفه اوّل نیز نسبت به این اتفاق قابل تأمل است، چراکه بنابر بیشتر نقل های موجود در این زمینه او پس از دیدار با حضرت علی علیه السلام با ناراحتی به مدینه بازگشت و از علّت این اتفاق و نزول آیه در مورد خودش سؤال نمود. به راستی چرا خلیفه اوّل بیم و ترس نزول آیه پیرامون خود را داشت؟

 

 

برائت یا تقیه؛ وظیفه چیست؟

 

بررسی تاریخی لعن در سیره و سنت معصومین علیهم السلام

 

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.