ارزیابی حکومت امیرالمؤمنین(ع) تنها با استناد به وجود جرم، فقر یا اختلافات اجتماعی، تحلیلی ناقص است؛ زیرا معیار اصلی، نحوه مواجهه حکومت با این مسائل است. سیره حضرت بر عدالت، مبارزه با فساد، نظارت بر کارگزاران، حمایت از محرومان و مقابله با تبعیض استوار بود.
امام حسن(ع) پس از نقض پیمان معاویه جنگ را از سر نگرفت، زیرا علت اصلی پذیرش صلح همچنان باقی بود. امام به دلیل اعتماد به معاویه صلح نکرده بود؛ بلکه به دلیل فروپاشی انسجام جبهه خودی، خیانت برخی فرماندهان، سستی بخش مهمی از سپاه، خطر خوارج و بیم از کشته شدن خود و نابودی خاندان و شیعیان، صلح را پذیرفته بود.
اهلبیت علیهمالسلام از عالم نور و پیش از این عالم شناخته شدهاند، و در عالم ذر، ولایت و امامت ایشان بر خلق عرضه شده است. در این جهان نیز پذیرش دین و عمل، بدون معرفت و ولایت ایشان پذیرفته نیست. افزون بر این، در قیامت نیز مقام شفاعت، حاکمیت و داوری به اذن الهی در اختیار آنان است. پس جایگاه ایشان صرفاً یک جایگاه تاریخی یا اخلاقی نیست، بلکه مقامی قدسی، الهی و منحصر بهفرد است.
گریه های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در فراق پسرشان ابراهیم پیامبر در فراق فرزندشان ابراهیم فرمودند: «ای ابراهیم، کاری از ما برای تو ساخته نیست، تقدیر الهی برگشت پذیر نیست، چشم پدرت در مرگ تو گریان و دلش محزون و غمگین است، ولی هرگز سخنی که مایه خشم خداست، بر زبان جاری نمیسازد، اگر وعده صادق و حتمی خدا نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراقت بیش از این گریه میکردم و محزون میشدم.»
ارزیابی حکومت امیرالمؤمنین(ع) تنها با استناد به وجود جرم، فقر یا اختلافات اجتماعی، تحلیلی ناقص است؛ زیرا معیار اصلی، نحوه مواجهه حکومت با این مسائل است. سیره حضرت بر عدالت، مبارزه با فساد، نظارت بر کارگزاران، حمایت از محرومان و مقابله با تبعیض استوار بود.
امام حسن(ع) پس از نقض پیمان معاویه جنگ را از سر نگرفت، زیرا علت اصلی پذیرش صلح همچنان باقی بود. امام به دلیل اعتماد به معاویه صلح نکرده بود؛ بلکه به دلیل فروپاشی انسجام جبهه خودی، خیانت برخی فرماندهان، سستی بخش مهمی از سپاه، خطر خوارج و بیم از کشته شدن خود و نابودی خاندان و شیعیان، صلح را پذیرفته بود.
اهلبیت علیهمالسلام از عالم نور و پیش از این عالم شناخته شدهاند، و در عالم ذر، ولایت و امامت ایشان بر خلق عرضه شده است. در این جهان نیز پذیرش دین و عمل، بدون معرفت و ولایت ایشان پذیرفته نیست. افزون بر این، در قیامت نیز مقام شفاعت، حاکمیت و داوری به اذن الهی در اختیار آنان است. پس جایگاه ایشان صرفاً یک جایگاه تاریخی یا اخلاقی نیست، بلکه مقامی قدسی، الهی و منحصر بهفرد است.
گریه های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در فراق پسرشان ابراهیم پیامبر در فراق فرزندشان ابراهیم فرمودند: «ای ابراهیم، کاری از ما برای تو ساخته نیست، تقدیر الهی برگشت پذیر نیست، چشم پدرت در مرگ تو گریان و دلش محزون و غمگین است، ولی هرگز سخنی که مایه خشم خداست، بر زبان جاری نمیسازد، اگر وعده صادق و حتمی خدا نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراقت بیش از این گریه میکردم و محزون میشدم.»










