شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت ×
چگونه با وجود  هزاران شاهد حق کسی پایمال می گردد؟!
۱۴ تیر ۱۴۰۲ - ۱۷:۴۶
شناسه : 5598
4
یادداشت ماجرای غدیر حجت را بر همه انسان ها تا روز قیامت تمام کرد و در این میان افرادی از بیعت غدیر سرباز زده و مخالفت می کردند که دنیا و اغراض دنیوی و منافع مادی آنان به خطر افتاد و یا بی ایمانی آنان به خدا و پیامبر سبب پشت کردن به ولی خدا در غدیر گردید.
نویسنده : حجت الاسلام والمسلمین سید محمدصادق قماشی منبع : بنیاد بین المللی امامت
پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم

مدتی است پیام های هشدار پیرامون کلاهبرداری های مختلف و پایمال نمودن حق افراد به روش های گوناگون فرستاده می شود که متأسفانه با تورم های موجود در کشور، کلاهبرداران آرامش معامله گران و سرمایه گزاران را بر هم می زنند.

یکی از نزدیکان به تازگی زمینی را خریداری کرده بود، متاسفانه بعد از تورم های اخیر و رشد بیش از حدّ قیمت آن زمین با مالک قبلی به اختلاف خورده و هنگام انتقال سند مالکیت آن زمین از فرد تقاضای مبلغ بیشتری کرده بود که منجر به نزاع شدید گردید. بعد از شکایت و کشیدن نزاع به دادگاه، قاضی دادگاه از خریدار شاهد طلب کرده بود. هنگامی که او از شاهدانی که قرارداد خرید و فروش را امضا کرده بودند خواست تا برای شهادت در دادگاه حاضر شوند، یکی از شاهدان پذیرفت و شهادت بر حق را وظیفه‌ی شرعی خود تلقی نمود، اما دیگری از اینکه در دادگاه حاضر شود و بر حقیقت شهادت دهد، سر باز زده و زیر بار شهادت بر حق نرفت!!!

از آنجایی که من در جریان تمام این اتفاقات بوده و مرحله به مرحله در کنار او بودم، در این اتفاق او را آرام نموده ولی در درون خود می گفتم بیچاره! چگونه حقش با وجود شاهد پایمال شد و از علت این واقعه درعجب بودم!

با مرور این افکار در ذهن خود، ناگهان به یاد روایت امام صادق علیه السلام افتادم که آن حضرت فرمودند: «از آنچه على بن ابى طالب علیه السلام با آن مواجه شد درعجبم! او با ده هزار شاهد و گواه (در روز غدیر) نتوانست حق خود را بگیرد، در حالى که افراد با دو شاهد حق خود را مى گیرند» (علامه مجلسی، بحارالانوار: ج ۳۷، ص۱۴۰؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۳۲) درگیری ذهن من با یادآوری این روایت بیشتر شد!

به راستی چگونه با وجود ده هزار نفر شاهد و گواه در روز غدیر خم و شنیدن جملات «الست اولی بکم من انفسکم؟ قالوا اللهم بلی قال: من کنتُ مولاه فعلیّ مولاه اللهم وال مَن والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل مَنْ خذله» (علامه امینی، الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج ۱، ص ۴۲۷) از دهان مبارک حضرت رسول صلی الله علیه و آله، حق امیرمؤمنان علیه السلام پایمال شده و خلافت و جانشینی قطعی و یقینی حضرت را عده ای تصاحب کردند؟ آیا بعد از رسول الله و غصب خلافت کسی یادآور آن ایام نشد؟ آیا حضرت امیر علیه السلام دیگران را بر آن روز شاهد نگرفتند؟ پاسخ و عملکرد غاصبین خلافت در مقابل شاهدان و حضرت چه بود؟ این سوالات ذهن من را مشغول کرده بود تا تصمیم گرفتم در پی پاسخ آنها جستجو کنم.

عید غدیر در بین اعیاد موجود از اهمیت بالایی برخوردار است و ائمه اطهار در بزرگداشت این روز سفارش های فراوانی نموده اند. باید به همگان توجه داد که رسول الله صلی الله علیه و آله در این روز وظیفه‌ی بزرگی به دوش تمام افرادی که در صحرای غدیر حاضر بوده و سخنان حضرت را شنیده بودند گذاشته و فرمودند حاضران به غائبان از اتفاقات غدیر خم یعنی امامت بلافصل امیرمومنان علیه السلام خبر دهند. در حقیقت امر رسول الله صلی الله علیه و آله در رساندن پیام بزرگ غدیر خم تنها نسبت به حاضران آن زمان نبوده بلکه این وظیفه‌ی من و شما و تمام مسلمانان در هر زمان و مکان است که پیام رسان واقعه‌ی غدیر بوده و مهمترین دلیل انتصاب حضرت علی علیه السلام بر امامت را بر همگان بیان کنیم.

همانگونه که در کتب و منابع فریقین نقل شده، در روایت امام صادق علیه السلام که یادآوری کردیم نیز بیان گردیده که ده هزار نفر در هنگام بیان امامت بلافصل حضرت علی علیه السلام در روز غدیر حضور داشتند. این افراد نسبت به امری که رسول خدا صلی الله علیه و آله بر دوششان گذاشته بود چگونه عمل نمودند؟ آیا به فرمان رسول خدا گوش فرا داده و پیام غدیر را رساندند و در هنگام غصب خلافت حضرت امیر علیه السلام یا هنگام نیاز به شهادت بر اتفاقات آن روز، گواهی دادند؟

وضعیت شاهدان غدیر خم هنگام تصاحب خلافت

دسته اول: تمام افرادی که در غدیر خم حاضر بودند در هنگام غصب خلافت حضرت  امیر علیه السلام در مدینه حاضر نبودند بلکه در ادامه روایتی که در ابتدا بیان شد حضرت صادق علیه السلام بیان می کنند از ده هزار نفری که در غدیر حضور داشتند، پنج هزار نفر از آنان اهل مدینه بودند. در نتیجه عده ای از شاهدان غدیر در هنگام غصب خلافت حضرت امیر در مدینه حضور نداشتند تا دست یاری به حضرت بدهند.

دسته دوم: با توجه به آنچه از واقعه غدیر خم و حوادث قبل و بعد آن در تاریخ بیان شده باید گفت تمام افرادی که در روز غدیر حاضر شده بودند مسلمان واقعی نبوده و در بین آنان افرادی منافق نیز وجود داشت تا آنجا که خداوند در قرآن کریم از ویژگی های آنان و اهداف شومشان سخن به میان آورده و سوره منافقین را نازل نمودند.

به طور کلی جریان نفاق در عصر پیامبر به اندازه ای پررنگ بود که آیات فراوانی در قرآن مربوط به منافقان و جریان نفاق نازل گردید به گونه ای که بیشتر آیات سوره توبه و مائده، دو سوره نازل شده در سال­های پایانی عمر پیامبر مربوط به منافقان است.  منافقان طبق فرمایش امام زمان عجل الله تعالی به سعد بن عبدالله قمی از همان ابتدا به طمعِ رسیدن به مقام و جایگاه دنیایی ایمان آورده بودند.

کسانی که به ظاهر خود را مسلمان واقعی نشان داده و در روز غدیر حضرت علی علیه السلام را مولای خود و مولای همه مؤمنین خطاب کرده و به آن حضرت تبرک می گفتند اما در باطن به دنبال برکناری حضرت بودند.

از اینرو تمام تلاش خود را برای تصاحب حقوق حضرت امیر علیه السلام از خلافت انجام دادند. خداوند در آیه دوم و سوم سوره صف که در قسمتی از خطبه غدیر توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن اشاره شده، پرده از عمل آنان برداشته و می فرمایند: «ای کسانی که ایمان آورده اید چرا سخنی می گویید که خود به آن عمل نمی کنید؟ خداوند به شدت  خشمگین است از اینکه چیزی بگویید که خود عمل نمی کنید» در روایتی شأن نزول این آیات  را برخی از اصحاب پیامبر معرفی کرده اند: «مخاطب این آیات اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند، کسانی که وعده داده بودند که او را یاری کنند و مخالفت با دستور او نداشته باشند و عهدی که نسبت به امیرمومنان علیه السلام بسته بودند را نقض نکنند، اما خداوند می داند که نسبت به آنچه می گویند وفادار نیستند» (عروسی، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۳۱۰)

دسته سوم: در میان شاهدان غدیر افراد اندکی نیز بودند که بر ولایت و امامت حضرت علی علیه السلام و اعلان رسمی پیامبر صلی الله علیه و آله گردن نهاده و بعد از شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله در کنار حضرت علی علیه السلام بر عهد غدیر ایستادند که شامل افرادی چون عمار، مقداد، سلمان، ابوذر و…. می شود.

دسته چهارم: افرادی که کاملا در جریانات واقعه غدیر حضور داشتند و حقیقت را می دانستند با این حال، به خاطر ترس و یا وعده های دنیوی دست از یاری حضرت علی علیه السلام کشیدند. از عمر بن خطاب در کتاب طبری نقل شده است که بیعت مردم با خلیفه اول را ناممکن می دانست تا زمانی که قبیله بنی اسلم را در مدینه دید و با دیدن آن ها به پیروزی اطمینان یافت. (طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۲، ص۴۵۸-۴۵۹) همچنین در گزارشی بیان شده که گروهی از بنی اسلم با وعده‌ی عمر بن خطاب بر اعطای خوراک و خواربار به بیعت وادار شدند و با همین وعده توانستند مخالفان را با چوب و چماق به بیعت وادار کنند. (جوهری بصری، ابوبکر، السقیفة و فدک، ص۴۸؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۲۲۰). ابن ابی حدید معتزلی سنی مذهب نسبت به خلافت ابوبکر به نکته ای اشاره می کند که به وضوح خفقان بعد از شهادت رسول الله صلی الله علیه و آله را می رساند، او در شرح ابن ابی الحدید خطبه سوم می گوید: «اگر شلاق و تازیانه عمر نبود خلافت ابوبکر پا برجا نمی شد».

دسته پنجم: همیشه در هر زمانی عده‌ای وجود دارند که نسبت به مسائل ضروری و مهم به راحتی عبور کرده و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند و ماجرای غدیر و غصب خلافت حضرت علی علیه السلام نیز از این قاعده استثناء نبوده و یقینا عده ای در میان صحرای غدیر خم وجود داشته اند که از اتفاقات بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله بی تفاوت عبور کرده و هیچ عملکردی نسبت به حق خلافت امیرالمومنین علیه السلام انجام ندادند.

عملکرد شاهدان غدیر نسبت به غصب خلافت

گروه اول یاران واقعی حضرت: در کتاب احتجاج طبرسی از امام صادق علیه السلام بیان شده است که دوازده نفر از کسانی که از همان ابتدا در کنار امیرمومنان علیه السلام ایستادند و تلاش نمودند خلافت و امامت بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله به حضرت برسد، تصمیم گرفتند هنگامی که خلیفه اول از منبر پیامبر صلی الله علیه و آله بالا رفت آن را از منبر پایین بیاورند. بعد از آنکه با حضرت امیر علیه السلام مشورت کردند حضرت با توجه به شرایط سیاسی آن زمان، آنان را از این عمل نهی کرده و فرمود: «به خدا سوگند كه اگر اين كار را كرده بوديد راهى جز جنگ نداشتيد» حضرت در ادامه فرمودند: «راه این است همگى نزد ابوبكر رفته و آنچه از پيامبرتان پیرامون من و امامتم شنيده‌ايد بازگو کنید كه اين كار مایه اتمام حجّت و بستن راه عذر می شود» آنان دستور حضرت را عملی کرده؛ اولین نفری که مقابل ابوبکر بر حقانیت حضرت نسبت به خلافت شهادت داد خالد بن سعید بود که عمر او را ساکت کرد. بعد از آن سلمان فارسی برخواسته و بر حقانیت حضرت شهادت داد و بعد از آن ابوذر و سپس مقداد بن اسود و بعد از او بُریده اسلمی و بعد عمار بن یاسر تا جایی که بنا به فرمایش امام صادق دوازده نفر بر حقانیت امیرمؤمنان نسبت به خلافت و امامت حضرتش در آن روز شهادت دادند. امام صادق علیه السلام در ادامه فرمود: «أبو بكر بسيار ناراحت و متحيّر گرديد و پاسخی برای ایشان نداشت و گفت: من خلیفه شما شدم درحالی كه از شما برتر و بهتر نيستم! مرا رها كنيد! مرا رها كنيد!! عمر به او گفت: اى ناتوان در سخنرانی !! از منبر پایین بیا! تو وقتى در برابر سخنان قریشيان تاب نمى آورى چگونه خود را بر اين مقام قرار دادی؟! سپس أبوبكر از منبر پایین آمد و همراه عمر به سمت منزل رفته و تا سه روز هيچ كس به مسجد النّبىّ صلّى اللَّه عليه و آله نيامد. چون روز چهارم شد ابتدا خالد بن وليد با هزار تن به خانه او شتافته و گفت: چرا نشسته ای! به خدا سوگند، بنى هاشم درباره خلافت به طمع افتاده اند!. در پى او سالم مولی حذيفه با هزار نفر و سپس معاذ بن جبل با هزار نفر آمدند تا كم كم تعدادشان به چهار هزار نفر رسيد، و همه به سركردگى عمر با شمشيرهاى برهنه به سوى مسجد النبى حركت كرده تا بدان جا رسيدند، عمر رو به طرفداران حضرت امیر عليه السلام كرده و گفت: اى ياران على، به خدا سوگند اگر يكى از شما مانند روز گذشته از جاى برخاسته و سخنى بگويد سخت مجازاتش مى كنيم» (طبرسی، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏۱، ص۷۵)

گروه دوم منافقان و دشمنان: با توجه به روایت بیان شده عملکرد این گروه یعنی منافقین نیز روشن خواهد شد. کلام امام صادق علیه السلام به روشنی می رساند آنان برای بر کناری حضرت امیر علیه السلام از خلافت قبل از شهادت رسول الله صلی الله علیه و آله و قبل از واقعه غدیر برنامه ریزی کرده بودند. از جمله اقدامات آنان می توان به ترور رسول خدا صلی الله علیه و آله در جنگ تبوک و عهد و پیمان از پیروان خود برای همکاری در غصب خلافت اشاره کرد. مفاد این پیمان چنین بود که قسم یاد می کردند هر اقدامی می توانند انجام دهند تا حضرت امیر علیه السلام به خلافت نرسد. (شیخ مفید، الفصول المختارة، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۳۲، سلیم بن قیس، اسرار آل محمد، ۱۴۱۶ق، ص۲۳۲)

گروه سوم سکوت کنندگان: این گروه کسانی هستند که با خلافت حضرت امیر علیه السلام با سکوت خود در شهادت دادن به”غدیر خم” مخالفت نمودند. این افراد برای سکوت خود دلایلی را بیان نموده اند که هیچ یک قابل پذیرش نیست. مثلا در ماجرای مناشده حضرت امیر علیه السلام در رحبه آمده است که حضرت در زمان خلافتشان و بعد از گذشت ۲۵ سال از واقعه غدیر، در میان صحابه پیامبر و دیگران سوگند دادند که هر که با گوشِ خود از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث غدیر را شنیده برخیزد و بر آن گواهی دهد. از آن جمع، بین ۱۲ تا ۳۰ نفر بر شنیدن این حدیث شهادت دادند که برخی از  آنان مجاهدان جنگ بدر بودند. (سیوطی، تاریخ الخلفاء، ج۱، ص۱۵۰) از آنجا که مدت زیادی از این احتجاج گذشته طبیعی است که تعدادی از صحابه که حدیث غدیر را شنیده بوده اند رحلت کرده و برخی در جنگ ها شهید شده و برخی نیز در شهرهای دیگر و خارج از کوفه بودند، اما با این حال، این تعداد برای اتمام حجت نسبت به خلافت و امامت حضرت امیر علیه السلام کافی است. یکی از کسانی که سکوت کرد در پاسخ به حضرت علی علیه السلام گفت: من پیر شده ام و واقعه غدیر را فراموش کرده ام. (امینی، الغدیر، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۳۹)

سر گذشت کتمان کنندگان شاهدان غدیر

از نکات تأسف برانگیز در مناشده رحبه، انکار و تحریف حقیقت از سوی برخی از صحابه است. بزرگان عامه ضمن نقل روایت به صورت آشکارا نصریح کرده اند که: »عده ای برخاستند و شهادت دادند و برخی حقیقت را کتمان کردند. اینان از دنیا نرفتند تا آن که به نابینایی و برص مبتلا شدند« (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۲، ص۲۰۸) یکی از آنان انس بن مالک خادم منزل پیامبر است که با توجه به حضورش در واقعه غدیر خم از دستور حضرت امیر علیه السلام سرپیچی نموده و شهادت نداد که به برص و پیسی مبتلا گردید. (مزی، تهذیب الکمال، ج۳، ص۳۷۵)

اتمام حجت بر همه امت

با این حال، ولی پیامبر و بعد از ایشان اهل بیت پیامبر حجت را بر مردم تمام کردند. پیامبر با اجتماع عظیم امت در غدیر حجت را تمام ساخت و امیر مؤمنان و سایر امامان با احتجاج و استدلال به غدیر خم در مناسبت ها و موقعیت های مختلف حجت را بر همه تمام کردند. در همین زمینه نیز حضرت زهرا سلام الله علیها تعجب خود را از فراموشی غدیر اظهار داشتند. محمود بن لبید مى‏گوید به حضرت زهرا سلام الله علیها عرض کردم: آیا رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله‏ قبل از وفات خود، تصریحى بر امامت امیرمؤمنان علیه ‏السلام داشت؟ حضرت فرمود: «وا عجبا! آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید!؟» (الامالى، شیخ مفید، چاپ کنگره جهانى هزاره شیخ مفید، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۳) یا بعد از ایراد خطبه فدکیه در مسجد رافع بن رفاعة به ایشان عرض کرد اگر علی بن ابی طالب قبل از بیعت با ابوبکر از غدیر و امامت خود صحبت کرده بود با او بیعت می کردیم و با ابوبکر بیعت نمی کردیم؛ حضرت زهرا فرمودند : « فَمَا جَعَلَ اللهُ لِأحَدٍ بَعدَ غَدِيرِ خُمٍ‏ مِن‏ حُجَّةٍ وَ لا عُذرٍ»  یعنی خداوند بعد از غدیر خم عذر و بهانه‌ای را برای هیچ کسی باقی نگذاشت و راه عذر را بر همه بست. (دلائل الامامة، ص۱۲۲)

 

 

با توجه به آنچه که بیان شد ماجرای غدیر حجت را بر همه انسان ها تا روز قیامت تمام کرد و در این میان افرادی از بیعت غدیر سرباز زده و مخالفت می کردند که دنیا و اغراض دنیوی و منافع مادی آنان به خطر افتاد و یا بی ایمانی آنان به خدا و پیامبر سبب پشت کردن به ولی خدا در غدیر گردید. از اینرو رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم حجت را بر همه تمام کرده و به گواهی حاضران  با اعلام آن حضرت در غدیر و با جمله متواتر و غیر قابل انکار«مَن کُنتُ مَولَاهُ فَعَلیٌ مَولَاهُ»، امامت و خلافت  حضرت امیر علیه السلام  بر همگان روشن گردید هرچند عده ای از شاهدان به شهادت بر غدیر و ولایت ایشان تن ندهند.

صریح‌ترین الفاظ در رساندن مهم‌ترین دستور

آیا مسلمانان صدر اسلام، واقعه غدیر را فراموش کردند؟

انتشار در خبرگزاری:

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.