پنجشنبه, ۲۸ تیر , ۱۴۰۳ Thursday, 18 July , 2024 ساعت ×

تازه ها

انتشار بیش از یکصد جلد از آثار مدرسه کلامی – فقهی لکهنو  و تدوین۱۲۰ پایان نامه با موضوع امامت آغاز شد سلسله نشست‌های علمی «امامت و ولایت اهل‌بیت» از منظر مذاهب اسلامی(روز اول) برگزار شد نشست‌های علمی دهه امامت و ولایت برگزار می‌گردد نشست علمی«ضرورت تبیین اندیشه‌های سلفی‌گری ایرانی» برگزار شد حقایق امامت را به مردم بگویید که حق جویان هیچ گاه از حق رویگردان نخواهند بود پیش همایش کنگره بین المللی علامه میرحامد حسین در لبنان برگزار می شود کل نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از حوزه ها، دانشگاه ها و آموزش و پرورش، به تلاش علمی و آموزشی و پژوهشی و فرهنگی بنیاد بین المللی امامت نیاز جدی و مبرم دارند. همکاری دبیرخانه کنگره بین المللی بزرگداشت علامه میرحامد حسین با عتبه مقدسه عباسیه در انتشار نخستین ترجمه عربی کامل عبقات الانوار دیدار نماینده آیت الله العظمی سیستانی با مدیران و اساتید بنیاد بین المللی امامت بررسی سندی و دلایلی حدیث «ریان بن شبیب» پیرامون عزاداری نقش عاشورا و عزاداری های عصر ائمّه علیهم السلام در سقوط امویان و پیروزی عباسیان تحلیل شخصیت ایمانی حضرت عباس(علیه السلام) بر اساس زیارتنامه ایشان بررسی تاریخی حضور و شهادت حضرت علی اکبر(علیه السلام) در مقتل های عاشورا بازتاب شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام) در تاریخ نگاری عاشورا عاشورا روز عید یا عزا؟ پژوهشی در چگونگی شهادت حضرت قاسم (علیه السلام) عبدالله بن حسن بن علی

جایگاه نوروز در فرهنگ اهل بیت(ع)
۲۸ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۱:۳۹
شناسه : 8207
8
مقاله؛ نوروز روزي است ‏که قائم ما در اين روز بر دجال پيروز مي ‏شود و او را بر زباله ‏دان کوفه آويزان‏ مي‏ کند و هيچ نوروزي نيست مگر آن‏که ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت،عجل ‏الله تعالي فرجه الشريف، را داريم
نویسنده : جعفر وفا منبع : پیام بهار 1388 شماره 94
پ
پ

موضع دین نسبت به عید نوروز

اشاره‏

فرد يا جامعه مکتبي، در مواجهه با مسائل و آداب و سنن جاري جامعه موظف است ‏با موازين مذهبي موضع‏گيري کند نه از روي هوا و هوس و به دلخواه خود.

عيد نوروز ازموضوعات مهم اجتماعي است که ديرزماني است در ايران اسلامي ردّ پاي آشکاري‏ دارد.

اکنون بايد ديد موضع اسلام در اين باره چيست و آيا مي‏توان در فرهنگ ديني‏جايگاه مناسبي بر آن يافت و پيشوايان معصوم(ع) در اين باره چه سياستي داشتند؟

  1. پيدايش (عيد نوروز)

عيد نوروز برگرفته از دو عامل نوگرايي و سنت‏گرايي است:

۱ – ۱٫ نوگرايي‏

انسان فطرتاً تنوع ‏طلب است، هم در حوزه انديشه و تفکر، هم در حوزه‏ جسم و تن مادّي و هم در امور اجتماعي.

بدين معنا که تجددطلبي و نوگرايي‏ يک امر ذاتي انسان و جامعه ا ست.

آدمي از زندگي يک‏نواخت خسته مي‏شود و دوست مي‏دارد که فضاي زندگي او، هر چند به مدت کوتاه تغيير يابد و صحنه ‏جديدي پيش آيد.

انسان و به تبع آن جامعه با وضعيت جديدي که به خودمي‏گيرد، گويي، تجديد قوا مي‏کند با رغبت و اشتياق بيشتري وارد عرصه زندگي‏ مي‏شود.

انسان با درک فطري خود، هنگامي که مي‏بيند پاييز و زمستان، به تدريج،جهان طبيعت را فرسوده کرد و به اوج پيري رساند و آن را به بستر سفيد بيماري‏ نشاند.

و هر نوع طراوت و شادابي را از جان طبيعت گرفت، ولي با فرا رسيدن ‏فصل بهار، زمين حيات خود را بازيافت و روح تازه بر آن دميده شد و طبيعت ‏مُرده، زنده گشت.

انسان هم به مقتضاي فطرت خود، با طبيعت هماهنگ شد و در زندگي خود تجديد نظر کرد، و پُر طراوت و مسرور گشت و شادمانه به ‏استقبال روز نو رفت.

و همين پديده به تکرار سال، تکرار و به نسل بعدي منتقل ‏شد و سرانجام در قالب (عيد نوروز) جزو فرهنگ مردم گرديد که هر سال به ‏صورت نهال ريشه

‏دار و پر ساق و برگ، اعلان موجوديت مي‏کند.

و اين نخستين آموزش انسان از طبيعت نبود، بلکه او از روزهاي آغازين ‏زندگي با مظاهر طبيعت همراه و هماهنگ شد و رنگ و خاصيّت طبيعت را به ‏خود گرفت.

براي اولين بار قابيل روش خاکسپاري موجودات مرده را از زاغ ‏آموخت،[۱]

و نسل‏هاي بعدي خدايان ذهني و تخيّلي خود را با شکل خورشيد و ماه و ستاره تطبيق دادند و حتي بتهاي خود را به نام انواع جانوران ساختند وگاهي آنها را عقاب و شير نهادند و… .[۲]

۱ – ۲٫ سنت‏گرايي‏

ارج نهادن به روشها و انديشه‏ هاي نياکان گذشته، در فرهنگ مردم، نوعي‏ ارزش تلقي مي‏شود.

آداب و رسومي که از قديم الايام در جامعه ريشه ‏دار شده،نسل نو، مي‏کوشد آنها را همچنان زنده نگه دارد گويا با فطرت و عقل طبيعي ‏خود، دريافته است که گذشته‏ گرايي و احياي سنت‏هاي پيشينيان، احياي نام و ياد نياکان و ارزش ‏شناسي و قدرداني ره‏آورد آنهاست.

بي‏شک عيد نوروز ازسنتهاي گذشتگان اين مرز و بوم است و مردم اين سرزمين هم دوست مي‏دارنداين سنّت همچنان زنده بماند.

اينک بايد ديد رويکرد معالم ديني در مورد فطرت‏گرايي و سنت‏گرايي ‏انسان چيست؟

آيا هر نوع گرايش فطري و گذشته‏گرايي انسان را تأييد مي‏کند واصولاً ملاک اسلام در حرمت نهادن به سنتهاي اجتماعي چيست؟

مبناي سياست اسلامي در سنن اجتماعي‏

سياست فرهنگي اسلام، سنّت‏شکني نيست؛ بدين معنا که بساط آداب و سنن اجتماعي و آثار فرهنگي، نسل‏هاي گذشته را بکلّي برچيند.

بلکه سياست اسلام، در ارتباط با فرهنگ ملّي مردم و آداب و آثار گذشته ‏آنان بر سه محور استوار است: سياست تأييدي، تعطيلي و تعديلي.

الف. سياست تأييدي:

اگر اسلام، سنّتي را مطابق عقل و فطرت يافت وتضادّي ميان آنها و برنامه‏ هاي خود، نيافت مهر تأييد بر آن مي‏زند.

چون ميان‏ يافته‏ هاي فطري و عقلاني انسان و دستورات وحياني اسلام، نوعي انطباق وهماهنگي وجود دارد که به قاعده (ملازمه عقليه) مشهور است:

کُلَّما حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَکَمَ بِهِ الشَّرْعُ وَ کُلَّما حَکَمَ بِهِ الشَّرْعُ حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ.[۳]

هر چيزي که عقل بر آن حکم مي‏کند شرع هم به آن حکم مي‏کند و هر چيزي که‏ شرع به آن حکم مي‏کند عقل هم به آن حکم مي‏کند.

بر اين اساس، آيين اسلام، برخي از آداب و سنن جوامع قبل از اسلام را مورد تأييد قرار داد همانند:

الف. حرمت ماه‏هاي حرام، که اسلام آن قرار داد دوران جاهلي را محترم‏ شمرد و به پيروانش دستور داد تا در اين چهار ماه – رجب، ذي‏قعده، ذي‏الحجة ومحرم – دست از قتال بشويند و شمشير خود غلاف کنند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ. (مائده: ۲)

ب. پرداخت ديه به مقدار صد شتر،

ج. طواف به دور خانه خدا،

ه . دفن ميّت رو به سوي کعبه و قبله‏گاه مسلمانان،

و. اختصاص ثلث مال به مراسم خاص متوفّي طبق وصيت خودش.[۴]

هر يک از آنها ريشه در آداب و رسوم جاهليت داشته ولي چون موافق‏ معيارهاي مکتبي و الهي بوده است. اسلام آنها را احصاء نموده و جزو آموزه‏هاي‏خود ساخته است.

ب. سياست تعطيلي:

اگر سنت قومي را فسادآميز، خرافي، مخالف فطرت‏ سليم و مصلحت مردم يافت رواج و روند آن را تعطيل و از فرهنگ مردم حذف‏ مي‏کند که مي‏توان از اين نمونه ‏ها نام برد:

  1. مخالفت با حمل و همراه ساختن (صليب) به هر شکل ممکن: رسول خداروزي عديّ بن حاتم را ديد که صليب به گردن دارد فرمود: (اين بت را کناربگذار.)
  2. مخالفت با محرم بودن همسر پسرخوانده: در اين راستا پيامبر اسلام(ص) با زينب همسر زيد (پسر خوانده خود) ازدواج کرد تا نشان دهد، اين سنّت‏ جاهلي که (نمي‏توان با زن پسر خوانده ازدواج کرد) نادرست است و نبايد درميان مسلمانان رواج يابد.[۵]

ج. سياست تعديلي:

برخي از آداب و رسومي که آميخته به حق و باطل است‏و بخشهايي از آن ممدوح و مطلوب اسلام است و بخشهايي از آن نادرست و خرافي‏است.

آن را تعديل مي‏کند مانند: ممنوعيت شرکت زنان حائض در مراسم‏ مذهبي. که از سنن دوره جاهليت بوده به آن اعتدال بخشيد و زنان را مجاز به ‏شرکت در مراسم مذهبي شناخت و تنها از ورود به مساجد و مشاهد مشرفه و قرائت قرآن و اقامه نماز ممنوع کرد و معذور دانست و اين سنت را تعديل نمود.

مراسم عيد نوروز را مي‏توان در رديف اين مقوله ‏ها دانست. با اين تقرير که ‏نوروز گرچه خاستگاه مکتبي ندارد بلکه پيش از ظهور اسلام، در ايران قديم

‏رسميت داشته است، ولي با نظر خصيصه‏ هاي مثبت آن و با نظر به انطباق اصل ‏پيدايش آن با فطرت آدمي و با نظر به عدم تنافي و تضادّ بين آن و موازين عيد وشادماني مي‏توان گفت که اسلام مخالفتي با ايام نوروز و مراسم معمول آن ‏ندارد.

  1. موازين نوروز

با دقت در آيات قرآن، و سيره و سنّت هر يک از پيشوايان ديني وتوصيه ‏هاي آنان در ارتباط با فرا رسيدن فصل بهار، مي‏توان موازين ومعيارهايي را براي ارزيابي نوروز استفاده و برداشت نمود. از جمله:

الف. دريافت و مقايسه طبيعت با رستاخيز؛ در قرآن به صراحت آمده است:

وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَهَا طَلْعٌ نَضِيدٌ رِزْقاً لِلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً کَذلِکَ الْخُرُوجُ.

(ق: ۱۱ – ۱۰)

و خرماهاي بُن بلند را که ميوه ‏ها بر هم نشانده دارند تا روزي بندگان باشد و بدان ‏آب سرزمين مرده را زنده کرديم و اين چنين است بيرون آمدن ]مردم از گور[.

ب. يادآوري قيامت و آخرت؛ چنانکه پيامبر اسلام فرمودند:

اِذا رَأَيْتُمُ الرَّبيعَ فَاَکْثِرُوا ذِکْرَ النُّشُورِ.[۶]

هرگاه فصل بهار را ديديد قيامت و حيات برزخي را بيشتر به ياد بياوريد.

ج. پرهيز از گناه؛ اين سخن صريح اميرالمؤمنين(ع) است که فرمود:

… وَ کُلَّ يَوْمٍ لانَعْصِي اللّهَ فيهِ فَهُوَ يَومُ عَيدٍ.[۷]

و هر روزي که ما نافرماني خدا نکنيم آن روز، عيد است.

د. دوري از آتش خشم خدا: گرچه حشر و نشر با مردم، و شرکت در اجتماعات‏آنان، امر مهم محسوب مي‏شود ولي نه به قيمت جذب آتش دوزخ، چنانکه امام‏حسن مجتبي(ع) مي‏فرمايد:

حَشْرُ مَعَ النّاسِ عيدٌ وَ هَلْ حَشْرٌ مَعَ النّاسِ اِلَي النّارِ عِيدٌ.[۸]

نشست و برخاست و رفت و آمد با مردم، نوعي عيد در حساب است و آيا حشر ونشر با مردم که آدمي را به برزخ فرامي‏خواند، باز هم عيد است؟!

پس عيد نبايد زمينه ‏ساز آتش دوزخ باشد.

ه . احياي امر ائمه؛ ائمه پيوسته توصيه مي‏کردند که پيروانشان براي ديد و بازديد به خانه‏ هاي همديگر بروند و به ديدار آنها در محل کار و مدرسه و دانشگاه ‏بسنده نکنند.

و اين نوع اجتماعات را نوعي احياي امر خودشان تلقي مي‏کردند.امام صادق(ع) فرمودند:

… وَ اَنْ يَتَلاقُوا في بُيُوتِهِمْ فَاِنَّ لِقاءَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً في بُيُوتِهِمْ حَيواةٌ لِاَمْرِنا.[۹]

خيثمه، به ياران ما سلام برسان و بگو: (همديگر را در خانه‏ هاي خود، ديدارکنند زيرا که زيارت آنها از همديگر، سبب احياي مجدد امر ما مي‏شود و امر آنها،تبادل گفتار و بيان روايات آنهاست.

و. همايش ايماني مردم:

اسلام به اجتماع، و تشکّل مسلمانان و معاشرت وزندگي جمعي و منسجم، در کنار هم بودن و به هم پيوستن و به ويژه به صله ارحام وبا خويشان خود، در رفت و آمد بودن اهميت خاصّي قائل است.

امامان شيعه،شيعيان خود را براي تشکيل نشست هاي جمعي فرامي‏خواندند ولي بنيان اصلي‏ گردهمايي را ايمان و تقوا مي‏دانستند و بر اين امر تأکيد داشتند که اين نشستها، تازماني ارزش ديني محسوب مي‏شود که بر پايه معنويت و هدف مثبت، انجام ‏گيرد.

براي نمونه: (ميسر) يکي از ياران امام ششم(ع) مي‏گويد: امام ‏صادق(ع) به من فرمودند:

آيا شما – شيعيان – با هم خلوت مي‏کنيد و با يکديگر در موضوعات که دوست ‏مي‏داريد به گفتگو مي‏پردازيد؟

گفتم آري به خدا ما در کنار هم مي‏نشينيم و به دور ازديد و نظر بيگانگان، با هم حرف مي‏زنيم. حضرت فرمود:

أما وَاللّه لَوَدَدْتُ أنّي مَعَکُمْ في بَعْضِ تِلْکَ الْمَواطِنِ، اَما وَاللّه اِنّي لَاُحِبُّ ريحَکُمْ وَاَرْواحَکُمْ، وَ انَّکُمْ عَلي دينِ اللّهِ وَ دينِ مَلائِکتِه فَاَعْينُوني بِوَرَعٍ وَ اِجْتِهاد.[۱۰]

به هوش! به خدا سوگند دوست مي‏دارم که در بعضي از جاها با شما باشم.

من به‏يقين قدرت و توان و نيز معنويات شما را دوست دارم و شما در دين خدا و ملائکه خداهستيد.

شما هم مرا با تقوا و پرهيزکاري ياريم کنيد.

معيارهاي شش گانه ‏اي که براي (عيدها) و شادماني ‏هاي ممدوح و موردپسند اهل بيت(ع) برشمرديم.

مي‏توان حداقل اکثر آنها را با ايام نوروز انطباق داد زيرا که بخش عظيمي از خواسته ‏ها و هدفهاي اسلام عملي مي‏شود.

مردم با ديدن بهار و شکوفه طبيعت به ياد قدرت خدا و خلقت او و همچنين به ‏ياد آفرينش مجدد در قيامت مي‏افتند و طبيعي است کسي که

توحيد و معاد رادر دل خود جاي دهد، به انواع گناه و فساد و… کمتر آلوده مي‏شود و از دوزخ و ازآتش خشم خدا دوري مي‏جويد.

در اين ايام مردم با اجتماعات و گردهمايي درخانه‏ هاي همديگر، صله ارحام به جاي مي‏آورند و ديد و بازديدها تازه مي‏شود و

با بحثهاي ديني که طبعاً در همايش‏ هاي خانگي صورت مي‏بندد امر اهل بيت(ع) احيا مي‏شود.

با تأکيد بر اين نکته که مخاطب اصلي در احاديث ياد شده و معيارهاي‏ مذکور شيعيان هستند، يعني کساني که پيرو ائمه هستند.

کساني که پيرو آنان ‏است به يقين جلسات خود را با معصيت و گفتگوهاي نادرست و اعمال نامشروع ‏آلوده نمي‏سازند.

و افرادي که فاسق و فاسدند و تنها شيعه نظري و عقيدتي‏ هستند و نه شيعه عملي و رفتاري، از مدار اين بحث خارجند.

پس بنابر آنچه که‏در دليل اول گفتيم مي‏توان نتيجه گرفت که چون ايام نوروز مخالف موازين‏اسلام نيست، نظر مثبت بر آن دارد.

دليل دوم: تثبيت سنّت ملّي‏

بدون شک نوروز سنتي از گذشتگان است و مخالف سنن الهي نيست و مهمتر آنکه داراي آثار و تبعات مثبت و اسلام پسند است و

اسلام هرگز با آداب ورسوم و سنتهاي مردم مخالفتي ندارد بلکه با نظر به آثار مثبت آن مي‏توان گفت ‏حفظ اين نوع سنّت‏ها، مطلوب و

ممدوح اسلام است به دليل اين کلام اميرمؤمنان که فرمود:

وَلا تَنْقُضْ سُنَّةً عَمَلَ بِها صُدُور هذهِ الْاُمّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْاُلْفَة وَ صَلُحَتْ عَلَيهَاالرَّحْمَةِ وَ لا تَحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَي‏ءٍ مَن ماضِي تِلکَ السُّنَنِ فَيَکُونَ الاَجْرُ لِمَنْ سَنَّهاوَالْوِزْرُ عَلَيْکَ بِما نَقَضت مِنْها.[۱۱]

سنت پسنديده ‏اي را بر هم مريز که بزرگان اين امت بدان رفتار نموده ‏اند و به‏ وسيله آن، مردم به هم پيوسته ‏اند، و رعيّت با يکديگر سازش کرده ‏اند؛

و سنتي مگذار،که چيزي از سنّت نيک گذشته را زيان رساند تا پاداش از آنِ سنّت‏گذار باشد و گناه‏شکستن آن بر تو ماند.

ما در اينجا به برخي از بازتاب‏هاي نوروز اشاره مي‏کنيم تا آن را با دستورات‏اسلامي تطبيق بدهيم:

  1. بازتاب نوروز

عيد نوروز، بازتاب گسترده‏اي در جامعه دارد که به دو شکل ظاهر مي‏شودبازتاب منفي و بازتاب مثبت.

۳ – ۱٫ بازتاب‏هاي منفي‏

از آن‏ها مي‏توان به آفات و آسيبهاي اجتماعي نام برد. اين بازتابها به اختصار به‏ قرار زير هستند:

– تعطيلي زياد در امور اداري، آموزشي، تربيتي و ارگانهاي عمومي کشور.

– بسترسازي قهري جهت گراني شديد و تورّم غير منتظره در سطح کشور.

– تمهيد مخارج تحميلي و هزينه مُسرفانه در امر معاش و رواج مُدپرستي ‏در مسير زندگي مالي مردم.

– توديع ناگوار و آتشين با سال سپري شده در روز چهارشنبه آخر سال همراه‏با خطرات جاني و مالي.

– گرامي‏داشت روز سيزده بدر و ترک خانه‏ها در اين روز، به عنوان روز نحس وپناه بردن عده‏اي از مردم به دامن طبيعت.

– سفرهاي تحميلي و پرهزينه، در ابعاد شخصي و دولتي، سفرهاي ناشي ازتبليغات کاذب، و تأمين نيازهاي آنان در

نقاط مختلف کشور و مأموريت سنگين ‏و پرخرج راهنمايي و رانندگي و… .

۳ – ۲٫ بازتاب مثبت:

نوروز گرچه خاستگاه ديني ندارد ولي براساس خواسته فطري همراه بااعمال و مراسم دين ‏پسند بوده و هست همانند:

– نظافت ملّي، و عمومي.

– ديد و بازديد و رفت و آمد بيشتر مردم به خانه همديگر.

– دادن عيدي به خويشاوندان نزديک.

– زيارت جمعي مزار درگذشتگان و گلزار شُهدا.

– ايجاد صلح آشتي ميان افرادي که از هم فاصله گرفته‏اند.

شايد گفته شود عيدي که همراه با آفات اجتماعي و مالي و امنيّتي است‏ چگونه مي‏توان گفت مورد تأييد و تصويب اسلام است؟!

بازتابهاي سلبي و منفي نوروز جزو ماهيّت آن نيست بلکه از عوارض ‏اختياري آن است.

مردم و حکومت مي‏توانند با هماهنگي و سازماندهي‏ سنجيده و با مديريت قوي، آن‏ها را برطرف سازند.

در هر حال جزو لاينفک اين ‏سنت ملي نيست تا مورد تصويب اسلام واقع نشود.

دليل سوم: روايات اهل بيت(ع)

رواياتي که درباره نوروز وارد شده بر دو دسته است:

دسته اول رواياتي که موافق نوروز است و آن را تأييد مي‏کند و دسته دوم‏مخالف آن است و به نوروز بها نمي‏دهد.

  1. دسته اول‏

۱/۱ معلي بن خنيس از امام صادق(ع) ، روايتي را نقل کرده که در آن ضمن‏ بزرگداشت نوروز، وقايع مختلف تاريخي بر نوروز منطبق شده است.

ترجمه متن ‏روايت ياد شده از اين قرار است:

(۲) معلي بن خنيس گويد: در روز نوروز بر امام صادق عليه‏السلام وارد شدم،ايشان فرمودند که آيا اين روز را مي‏شناسي؟

عرض کردم: فدايت گردم اين روز،روزي است که غير عربها (ايرانيان) آن را گرامي داشته و به يکديگر هديه ‏مي‏دهند، امام صادق، عليه‏السلام، فرمودند: قسم به خانه عتيقي که در مکه ‏هست اين (تعظيم و هديه دادن) ريشه طولاني و قديمي دارد و براي تو آن راتوضيح مي‏دهم تا از آن مطلع شوي،

گفتم: اي آقاي من چنانچه اين مطلب را ازشما بياموزم براي من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است.

حضرت فرمود: اي معلي! نوروز، روزي است که خداوند در آن از بندگان خويش‏ ميثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به ‏فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدي ايمان بياورند.

نوروز اولين روزي است‏ که خورشيد در آن طلوع کرد و باد در آن وزيدن گرفت و در آن روز درخشندگي ‏زمين خلق شد.نوروز

روزي است که کشتي نوح بر کوه جودي کناره گرفت و نوروز روزي است که افرادي که از خانه‏ هاي خود خارج شده و به آزمايش الهي از دنيارفتند، مجددا به دنيا بازگشتند.

در اين نوروز است که جبرئيل بر پيامبر اکرم،صلي ‏الله عليه وآله، نازل شد و درست در همين روز است که پيامبر اسلام،حضرت علي را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاي قريش را از بيت الحرام پايين‏ کشيد و آنها را در هم شکست.

نوروز روزي است که پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مؤمنان با حضرت علي عليه ‏السلام بيعت کنند و در همين نوروز بود که ‏پيامبر، صلي الله عليه وآله، علي، عليه‏السلام، را به سوي جنيان فرستاد تا براي ‏او از آنان بيعت بگيرد.

نوروز روزي است که براي حضرت علي بيعت مجدد گرفته شد و نوروز روزي ‏است که حضرت علي، عليه‏السلام، بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را کشت و نوروز

 روزي است که قائم ما در آن روز ظاهر مي‏گردد و

بالاخره نوروز روزي است ‏که قائم ما در اين روز بر دجال پيروز مي‏شود و او را بر زباله ‏دان کوفه آويزان‏ مي‏کندو هيچ نوروزي نيست مگر آن‏که

ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت،عجل‏الله تعالي فرجه الشريف، را داريم چرا که اين روز، از روزهاي ما و شيعيان ما است که عجم (ايرانيان) آن را گرامي داشته ولي شما آن را ضايع نموديد….[۱۲]

گرچه اين حديث سزاوار تفسير و توجيه و توضيح زيادي است ولي ما به ‏رعايت اختصار صرف نظر مي‏کنيم.

۱/۲٫ امام صادق(ع) فرمود:

إذا کانَ يَوْمُ النَّيْرُوزِ، فَاغْتَسِلْ وَاَلْبِسْ اَنْظَفَ ثِيابِکَ وَ تَطَتَبْ طِيبَکَ وَ تَکون ذلِکَ‏الْيَوْمَ صائِماً.[۱۳]

هرگاه عيد نوروز فرا رسيد، غُسل بکن و تميزترين لباسهايت را بپوش و بهترين‏عطرهايت را استعمال کن، و اين روز را روزه بدار.

روزي براي علي(ع) فالوده هديه آوردند، فرمود:

ما هذا؟ قالوا: يَوْمُ نَيْرُوز، قال(ع) فَنَيْرِزُوا اِنْ قَدَرْتُمْ کُلَّ يَوْمٍ يَعْني تَهادُواوَ تَواصَلُوا فِي اللّهِ.[۱۴]

اين چيست؟ گفتند امروز، نوروز است. فرمود اگر مي‏توانيد هر روز را نوروز سازيد.(يعني به خاطر خداوند، به همديگر هديه بدهيد و به ديدار يکديگر برويد.)

۱/۳٫ (عيد نوروز، هديه ‏اي خدمت اميرالمؤمنين(ع) آوردند: حضرت ‏پرسيد اين چيست؟ عرض کردند: اي اميرالمؤمنين! امروز نوروز است امام ‏عليه‏السلام فرمود:

اِصْنَعُوا لَنا کُلَّ يَوْمٍ نَيْرُوزاً.[۱۵]

هر روزمان را نوروز کنيد.

با دقت در دلالت و محتواي اين روايات مي‏توان گفت که اسلام مخالفت ندارد که ‏قومي اول بهار را به عنوان عيد اعلام نموده و

در برنامه زندگي خود، تجديد نظرکرده و تغييراتي ايجاد کنند.

افزون بر اين احاديث، در راستاي گراميداشت نوروز، از پيشوايان ديني،دستورالعمل ‏هايي صادر شده است که

به نوبه خود، مُشعر بر مشروعيّت و رسميّت عيد نوروز، از منظر اهل بيت عليهم‏السلام است از جمله آنهادستورالعملي است از شيخ صدوق (م ۴۶۰ ق) که در کتاب (مصباح‏المتهجّد) آورده است:

امام صادق(ع) فرمود: هنگامي که نوروز شد، غسل کن و لباس پاکيزه ‏بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را نوروز بدار،

هنگامي که نماز ظهر و عصرو نافله ‏هاي آن را به جاي آوردي چهار رکعت نماز بگزار، که در رکعت اول، سوره ‏حمد و ده مرتبه سوره قدر را بخوان، در رکعت دوم سوره حمد، و ده مرتبه سوره‏ کافرون را بخوان، در رکعت سوم پس از حمد ده مرتبه سوره توحيد و در رکعت ‏چهارم سوره حمد را با سوره ‏هاي فلق و ناس قرائت کن.

پس از نماز، سجده شکربه جاي آور و دست به دعا بردار.[۱۶]

پذيرش و نقل اين دستورالعملها، آن هم از شخصيّتي همانند شيخ طوسي،حکايت از اهميّت نوروز در پيشگاه اهل بيت(ع) مي‏کند.

  1. دسته دوم رواياتي که مخالف نوروز است از جمله: حديثي از امام موسي ‏بن جعفر (عليهما السلام) است:
  2. نقل شده است که منصور از موسي بن ‏جعفر(ع) تقاضا کرد که در روز نوروز در خانه خود بنشيند، تا مردم براي ‏تبريک گويي پيش ايشان روند و هدايايي که برايش مي‏برند نيز بپذيرد.امام(ع) فرمود:

اِنّي قِدْ فَتَّشْتُ الاَخْبارَ عَنْ جَدّي رَسُولِ اللّهِ فَلَمْ أجِدْ لِهذَا الْعَبْدِ خَبْراً وَ اِنَّهُ سُنَّةُالفُرُسِ وَ مَحاهَا الْاِسْلام، وَ مَعاذَ اللّهِ اَنْ نُحيِيَ ما مَحاهَا الاسلامُ.[۱۷]

من در اخبار جَدّم پيامبر خدا صلي الله عليه وآله جستجو کردم، اما براي اين روز،خبري پيدا نکردم، نوروز سنّت ايرانيان است و

اسلام آن را منسوخ کرده است پناه به‏ خدا از اين که ما چيزي زنده کنيم که اسلام از بين برده است.

منصور گفت: ما اين کار را فقط براي نظاميان انجام مي‏دهيم (و يک سياست‏لشکري است) [۱۸]

بنابراين تو را به خداي بزرگ سوگند مي‏دهم که جلوس کني،حضرت پذيرفت و جلوس فرمود.

اين حديث با حديث معلي بن خنيس ناسازگار است و نشان مي‏دهد که نوروز اعتبار شرعي ندارد، پس بين اين دو حديث چگونه مي‏توان صلح ثمربخش ‏ايجاد کرد؟!

در جواب بايد گفت: اين خبر طبق تصريح علامه مجلسي(ع) ازنظر سند ضعيف است و چندان شهرتي ندارد.

ولي خبر معلّي از امام‏ صادق(ع) سندش قوي‏تر و شُهرتش در ميان اصحاب، بيشتر است.[۱۹]

ثانياً اين حديث را مي‏توان حمل بر تقيّه نمود.

ثالثاً کيفيت صدور و متن و محتوا و سياق و لحن، حديث با شيوه گفتار و فصاحت و بلاغت امامان(ع) هماهنگي ندارد.

زيرا نوعاً ائمّه(ع) براي‏ نفي يک مقوله جعلي از تعاليم اسلامي با اين لحن و آهنگ سخن نمي‏گفتند.

براي نمونه در اين حديث از قول امام(ع) مي‏گويد من در اخبار جدم تفتيش ‏و جستجو کردم و خبري در تأييد آن نيافتم.

امام معصوم در موارد مشابه از کلمه (فتَّشْتُ) استفاده نمي‏کند. چون‏تفتيش بار منفي دارد نه بار مثبت.

ثانياً، ائمه تعاليم خود را منحصر به رسول ‏خدا نمي‏کردند و نقش آموزشي پدران معصوم خود را نيز در احاديثي که نقل ‏مي‏کنند ناديده نمي‏گرفتند

بلکه آنان را در تعاليم مکتبي پيامبر اسلام سهيم‏ مي‏دانستند از اين رو امام(ع) در اين حديث قاعدتاً بايد مي‏فرمود:

من درتعاليم رسول خدا و پدران خود در اين مورد چيزي نيافتم.

ثالثاً لازم نيست امام معصوم(ع) در نفي و اثبات يک مقوله ديني، حتماً به ‏نياکان معصوم خود تکيه زند زيرا هر يک از ائمّه(ع) علم لدني دارند و

مي‏توانندمستقيماً خير را نفي يا اثبات کند.

در مجموع اين نوع تکلم بيشتر شبيه يک عالم و فقيه است، نه امام معصوم(ع) و اين خود مؤيّد ضعيف بودن حديث و احتمال جعلي بودن آن‏است.

وظايف ما در مورد نوروز

در پايان به اختصار به تکاليف ديني مردم به ويژه افراد نُخبه و اثرگذار در ارتباطبا نوروز اشاره کنيم:

– تفکر در آيات هستي.

– تعديل تعطيلات در مراکز آموزشي و… .

– حذف رسومات بدآموز و ضد ارزش همانند آتش‏بازي و… .

– اعتلاي فرهنگ عمومي و مذهبي مردم در مورد خريدهاي غير ضرور وپرهيز از مدگرايي و تبديل و تغيير دکور و…

 

 

بازخوانی سند نوروز در روایات اسلامی مطالعه موردی: روایت مُعَلّی بن خُنَیس

ارتباط رسوم اصحاب رس با نوروز و واکاوی سندی و دلالی روایات نوروز

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.