شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 20 April , 2024 ساعت ×
جایگاه نوروز در فرهنگ اهل بیت(ع)
۲۸ اسفند ۱۴۰۲ - ۲۱:۳۹
شناسه : 8207
2
مقاله؛ نوروز روزي است ‏که قائم ما در اين روز بر دجال پيروز مي ‏شود و او را بر زباله ‏دان کوفه آويزان‏ مي‏ کند و هيچ نوروزي نيست مگر آن‏که ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت،عجل ‏الله تعالي فرجه الشريف، را داريم
نویسنده : جعفر وفا منبع : پیام بهار 1388 شماره 94
پ
پ

موضع دین نسبت به عید نوروز

اشاره‏

فرد يا جامعه مکتبي، در مواجهه با مسائل و آداب و سنن جاري جامعه موظف است ‏با موازين مذهبي موضع‏گيري کند نه از روي هوا و هوس و به دلخواه خود.

عيد نوروز ازموضوعات مهم اجتماعي است که ديرزماني است در ايران اسلامي ردّ پاي آشکاري‏ دارد.

اکنون بايد ديد موضع اسلام در اين باره چيست و آيا مي‏توان در فرهنگ ديني‏جايگاه مناسبي بر آن يافت و پيشوايان معصوم(ع) در اين باره چه سياستي داشتند؟

  1. پيدايش (عيد نوروز)

عيد نوروز برگرفته از دو عامل نوگرايي و سنت‏گرايي است:

۱ – ۱٫ نوگرايي‏

انسان فطرتاً تنوع ‏طلب است، هم در حوزه انديشه و تفکر، هم در حوزه‏ جسم و تن مادّي و هم در امور اجتماعي.

بدين معنا که تجددطلبي و نوگرايي‏ يک امر ذاتي انسان و جامعه ا ست.

آدمي از زندگي يک‏نواخت خسته مي‏شود و دوست مي‏دارد که فضاي زندگي او، هر چند به مدت کوتاه تغيير يابد و صحنه ‏جديدي پيش آيد.

انسان و به تبع آن جامعه با وضعيت جديدي که به خودمي‏گيرد، گويي، تجديد قوا مي‏کند با رغبت و اشتياق بيشتري وارد عرصه زندگي‏ مي‏شود.

انسان با درک فطري خود، هنگامي که مي‏بيند پاييز و زمستان، به تدريج،جهان طبيعت را فرسوده کرد و به اوج پيري رساند و آن را به بستر سفيد بيماري‏ نشاند.

و هر نوع طراوت و شادابي را از جان طبيعت گرفت، ولي با فرا رسيدن ‏فصل بهار، زمين حيات خود را بازيافت و روح تازه بر آن دميده شد و طبيعت ‏مُرده، زنده گشت.

انسان هم به مقتضاي فطرت خود، با طبيعت هماهنگ شد و در زندگي خود تجديد نظر کرد، و پُر طراوت و مسرور گشت و شادمانه به ‏استقبال روز نو رفت.

و همين پديده به تکرار سال، تکرار و به نسل بعدي منتقل ‏شد و سرانجام در قالب (عيد نوروز) جزو فرهنگ مردم گرديد که هر سال به ‏صورت نهال ريشه

‏دار و پر ساق و برگ، اعلان موجوديت مي‏کند.

و اين نخستين آموزش انسان از طبيعت نبود، بلکه او از روزهاي آغازين ‏زندگي با مظاهر طبيعت همراه و هماهنگ شد و رنگ و خاصيّت طبيعت را به ‏خود گرفت.

براي اولين بار قابيل روش خاکسپاري موجودات مرده را از زاغ ‏آموخت،[۱]

و نسل‏هاي بعدي خدايان ذهني و تخيّلي خود را با شکل خورشيد و ماه و ستاره تطبيق دادند و حتي بتهاي خود را به نام انواع جانوران ساختند وگاهي آنها را عقاب و شير نهادند و… .[۲]

۱ – ۲٫ سنت‏گرايي‏

ارج نهادن به روشها و انديشه‏ هاي نياکان گذشته، در فرهنگ مردم، نوعي‏ ارزش تلقي مي‏شود.

آداب و رسومي که از قديم الايام در جامعه ريشه ‏دار شده،نسل نو، مي‏کوشد آنها را همچنان زنده نگه دارد گويا با فطرت و عقل طبيعي ‏خود، دريافته است که گذشته‏ گرايي و احياي سنت‏هاي پيشينيان، احياي نام و ياد نياکان و ارزش ‏شناسي و قدرداني ره‏آورد آنهاست.

بي‏شک عيد نوروز ازسنتهاي گذشتگان اين مرز و بوم است و مردم اين سرزمين هم دوست مي‏دارنداين سنّت همچنان زنده بماند.

اينک بايد ديد رويکرد معالم ديني در مورد فطرت‏گرايي و سنت‏گرايي ‏انسان چيست؟

آيا هر نوع گرايش فطري و گذشته‏گرايي انسان را تأييد مي‏کند واصولاً ملاک اسلام در حرمت نهادن به سنتهاي اجتماعي چيست؟

مبناي سياست اسلامي در سنن اجتماعي‏

سياست فرهنگي اسلام، سنّت‏شکني نيست؛ بدين معنا که بساط آداب و سنن اجتماعي و آثار فرهنگي، نسل‏هاي گذشته را بکلّي برچيند.

بلکه سياست اسلام، در ارتباط با فرهنگ ملّي مردم و آداب و آثار گذشته ‏آنان بر سه محور استوار است: سياست تأييدي، تعطيلي و تعديلي.

الف. سياست تأييدي:

اگر اسلام، سنّتي را مطابق عقل و فطرت يافت وتضادّي ميان آنها و برنامه‏ هاي خود، نيافت مهر تأييد بر آن مي‏زند.

چون ميان‏ يافته‏ هاي فطري و عقلاني انسان و دستورات وحياني اسلام، نوعي انطباق وهماهنگي وجود دارد که به قاعده (ملازمه عقليه) مشهور است:

کُلَّما حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَکَمَ بِهِ الشَّرْعُ وَ کُلَّما حَکَمَ بِهِ الشَّرْعُ حَکَمَ بِهِ الْعَقْلُ.[۳]

هر چيزي که عقل بر آن حکم مي‏کند شرع هم به آن حکم مي‏کند و هر چيزي که‏ شرع به آن حکم مي‏کند عقل هم به آن حکم مي‏کند.

بر اين اساس، آيين اسلام، برخي از آداب و سنن جوامع قبل از اسلام را مورد تأييد قرار داد همانند:

الف. حرمت ماه‏هاي حرام، که اسلام آن قرار داد دوران جاهلي را محترم‏ شمرد و به پيروانش دستور داد تا در اين چهار ماه – رجب، ذي‏قعده، ذي‏الحجة ومحرم – دست از قتال بشويند و شمشير خود غلاف کنند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللّهِ وَلاَ الشَّهْرَ الْحَرَامَ. (مائده: ۲)

ب. پرداخت ديه به مقدار صد شتر،

ج. طواف به دور خانه خدا،

ه . دفن ميّت رو به سوي کعبه و قبله‏گاه مسلمانان،

و. اختصاص ثلث مال به مراسم خاص متوفّي طبق وصيت خودش.[۴]

هر يک از آنها ريشه در آداب و رسوم جاهليت داشته ولي چون موافق‏ معيارهاي مکتبي و الهي بوده است. اسلام آنها را احصاء نموده و جزو آموزه‏هاي‏خود ساخته است.

ب. سياست تعطيلي:

اگر سنت قومي را فسادآميز، خرافي، مخالف فطرت‏ سليم و مصلحت مردم يافت رواج و روند آن را تعطيل و از فرهنگ مردم حذف‏ مي‏کند که مي‏توان از اين نمونه ‏ها نام برد:

  1. مخالفت با حمل و همراه ساختن (صليب) به هر شکل ممکن: رسول خداروزي عديّ بن حاتم را ديد که صليب به گردن دارد فرمود: (اين بت را کناربگذار.)
  2. مخالفت با محرم بودن همسر پسرخوانده: در اين راستا پيامبر اسلام(ص) با زينب همسر زيد (پسر خوانده خود) ازدواج کرد تا نشان دهد، اين سنّت‏ جاهلي که (نمي‏توان با زن پسر خوانده ازدواج کرد) نادرست است و نبايد درميان مسلمانان رواج يابد.[۵]

ج. سياست تعديلي:

برخي از آداب و رسومي که آميخته به حق و باطل است‏و بخشهايي از آن ممدوح و مطلوب اسلام است و بخشهايي از آن نادرست و خرافي‏است.

آن را تعديل مي‏کند مانند: ممنوعيت شرکت زنان حائض در مراسم‏ مذهبي. که از سنن دوره جاهليت بوده به آن اعتدال بخشيد و زنان را مجاز به ‏شرکت در مراسم مذهبي شناخت و تنها از ورود به مساجد و مشاهد مشرفه و قرائت قرآن و اقامه نماز ممنوع کرد و معذور دانست و اين سنت را تعديل نمود.

مراسم عيد نوروز را مي‏توان در رديف اين مقوله ‏ها دانست. با اين تقرير که ‏نوروز گرچه خاستگاه مکتبي ندارد بلکه پيش از ظهور اسلام، در ايران قديم

‏رسميت داشته است، ولي با نظر خصيصه‏ هاي مثبت آن و با نظر به انطباق اصل ‏پيدايش آن با فطرت آدمي و با نظر به عدم تنافي و تضادّ بين آن و موازين عيد وشادماني مي‏توان گفت که اسلام مخالفتي با ايام نوروز و مراسم معمول آن ‏ندارد.

  1. موازين نوروز

با دقت در آيات قرآن، و سيره و سنّت هر يک از پيشوايان ديني وتوصيه ‏هاي آنان در ارتباط با فرا رسيدن فصل بهار، مي‏توان موازين ومعيارهايي را براي ارزيابي نوروز استفاده و برداشت نمود. از جمله:

الف. دريافت و مقايسه طبيعت با رستاخيز؛ در قرآن به صراحت آمده است:

وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَهَا طَلْعٌ نَضِيدٌ رِزْقاً لِلْعِبَادِ وَأَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً کَذلِکَ الْخُرُوجُ.

(ق: ۱۱ – ۱۰)

و خرماهاي بُن بلند را که ميوه ‏ها بر هم نشانده دارند تا روزي بندگان باشد و بدان ‏آب سرزمين مرده را زنده کرديم و اين چنين است بيرون آمدن ]مردم از گور[.

ب. يادآوري قيامت و آخرت؛ چنانکه پيامبر اسلام فرمودند:

اِذا رَأَيْتُمُ الرَّبيعَ فَاَکْثِرُوا ذِکْرَ النُّشُورِ.[۶]

هرگاه فصل بهار را ديديد قيامت و حيات برزخي را بيشتر به ياد بياوريد.

ج. پرهيز از گناه؛ اين سخن صريح اميرالمؤمنين(ع) است که فرمود:

… وَ کُلَّ يَوْمٍ لانَعْصِي اللّهَ فيهِ فَهُوَ يَومُ عَيدٍ.[۷]

و هر روزي که ما نافرماني خدا نکنيم آن روز، عيد است.

د. دوري از آتش خشم خدا: گرچه حشر و نشر با مردم، و شرکت در اجتماعات‏آنان، امر مهم محسوب مي‏شود ولي نه به قيمت جذب آتش دوزخ، چنانکه امام‏حسن مجتبي(ع) مي‏فرمايد:

حَشْرُ مَعَ النّاسِ عيدٌ وَ هَلْ حَشْرٌ مَعَ النّاسِ اِلَي النّارِ عِيدٌ.[۸]

نشست و برخاست و رفت و آمد با مردم، نوعي عيد در حساب است و آيا حشر ونشر با مردم که آدمي را به برزخ فرامي‏خواند، باز هم عيد است؟!

پس عيد نبايد زمينه ‏ساز آتش دوزخ باشد.

ه . احياي امر ائمه؛ ائمه پيوسته توصيه مي‏کردند که پيروانشان براي ديد و بازديد به خانه‏ هاي همديگر بروند و به ديدار آنها در محل کار و مدرسه و دانشگاه ‏بسنده نکنند.

و اين نوع اجتماعات را نوعي احياي امر خودشان تلقي مي‏کردند.امام صادق(ع) فرمودند:

… وَ اَنْ يَتَلاقُوا في بُيُوتِهِمْ فَاِنَّ لِقاءَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً في بُيُوتِهِمْ حَيواةٌ لِاَمْرِنا.[۹]

خيثمه، به ياران ما سلام برسان و بگو: (همديگر را در خانه‏ هاي خود، ديدارکنند زيرا که زيارت آنها از همديگر، سبب احياي مجدد امر ما مي‏شود و امر آنها،تبادل گفتار و بيان روايات آنهاست.

و. همايش ايماني مردم:

اسلام به اجتماع، و تشکّل مسلمانان و معاشرت وزندگي جمعي و منسجم، در کنار هم بودن و به هم پيوستن و به ويژه به صله ارحام وبا خويشان خود، در رفت و آمد بودن اهميت خاصّي قائل است.

امامان شيعه،شيعيان خود را براي تشکيل نشست هاي جمعي فرامي‏خواندند ولي بنيان اصلي‏ گردهمايي را ايمان و تقوا مي‏دانستند و بر اين امر تأکيد داشتند که اين نشستها، تازماني ارزش ديني محسوب مي‏شود که بر پايه معنويت و هدف مثبت، انجام ‏گيرد.

براي نمونه: (ميسر) يکي از ياران امام ششم(ع) مي‏گويد: امام ‏صادق(ع) به من فرمودند:

آيا شما – شيعيان – با هم خلوت مي‏کنيد و با يکديگر در موضوعات که دوست ‏مي‏داريد به گفتگو مي‏پردازيد؟

گفتم آري به خدا ما در کنار هم مي‏نشينيم و به دور ازديد و نظر بيگانگان، با هم حرف مي‏زنيم. حضرت فرمود:

أما وَاللّه لَوَدَدْتُ أنّي مَعَکُمْ في بَعْضِ تِلْکَ الْمَواطِنِ، اَما وَاللّه اِنّي لَاُحِبُّ ريحَکُمْ وَاَرْواحَکُمْ، وَ انَّکُمْ عَلي دينِ اللّهِ وَ دينِ مَلائِکتِه فَاَعْينُوني بِوَرَعٍ وَ اِجْتِهاد.[۱۰]

به هوش! به خدا سوگند دوست مي‏دارم که در بعضي از جاها با شما باشم.

من به‏يقين قدرت و توان و نيز معنويات شما را دوست دارم و شما در دين خدا و ملائکه خداهستيد.

شما هم مرا با تقوا و پرهيزکاري ياريم کنيد.

معيارهاي شش گانه ‏اي که براي (عيدها) و شادماني ‏هاي ممدوح و موردپسند اهل بيت(ع) برشمرديم.

مي‏توان حداقل اکثر آنها را با ايام نوروز انطباق داد زيرا که بخش عظيمي از خواسته ‏ها و هدفهاي اسلام عملي مي‏شود.

مردم با ديدن بهار و شکوفه طبيعت به ياد قدرت خدا و خلقت او و همچنين به ‏ياد آفرينش مجدد در قيامت مي‏افتند و طبيعي است کسي که

توحيد و معاد رادر دل خود جاي دهد، به انواع گناه و فساد و… کمتر آلوده مي‏شود و از دوزخ و ازآتش خشم خدا دوري مي‏جويد.

در اين ايام مردم با اجتماعات و گردهمايي درخانه‏ هاي همديگر، صله ارحام به جاي مي‏آورند و ديد و بازديدها تازه مي‏شود و

با بحثهاي ديني که طبعاً در همايش‏ هاي خانگي صورت مي‏بندد امر اهل بيت(ع) احيا مي‏شود.

با تأکيد بر اين نکته که مخاطب اصلي در احاديث ياد شده و معيارهاي‏ مذکور شيعيان هستند، يعني کساني که پيرو ائمه هستند.

کساني که پيرو آنان ‏است به يقين جلسات خود را با معصيت و گفتگوهاي نادرست و اعمال نامشروع ‏آلوده نمي‏سازند.

و افرادي که فاسق و فاسدند و تنها شيعه نظري و عقيدتي‏ هستند و نه شيعه عملي و رفتاري، از مدار اين بحث خارجند.

پس بنابر آنچه که‏در دليل اول گفتيم مي‏توان نتيجه گرفت که چون ايام نوروز مخالف موازين‏اسلام نيست، نظر مثبت بر آن دارد.

دليل دوم: تثبيت سنّت ملّي‏

بدون شک نوروز سنتي از گذشتگان است و مخالف سنن الهي نيست و مهمتر آنکه داراي آثار و تبعات مثبت و اسلام پسند است و

اسلام هرگز با آداب ورسوم و سنتهاي مردم مخالفتي ندارد بلکه با نظر به آثار مثبت آن مي‏توان گفت ‏حفظ اين نوع سنّت‏ها، مطلوب و

ممدوح اسلام است به دليل اين کلام اميرمؤمنان که فرمود:

وَلا تَنْقُضْ سُنَّةً عَمَلَ بِها صُدُور هذهِ الْاُمّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْاُلْفَة وَ صَلُحَتْ عَلَيهَاالرَّحْمَةِ وَ لا تَحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَي‏ءٍ مَن ماضِي تِلکَ السُّنَنِ فَيَکُونَ الاَجْرُ لِمَنْ سَنَّهاوَالْوِزْرُ عَلَيْکَ بِما نَقَضت مِنْها.[۱۱]

سنت پسنديده ‏اي را بر هم مريز که بزرگان اين امت بدان رفتار نموده ‏اند و به‏ وسيله آن، مردم به هم پيوسته ‏اند، و رعيّت با يکديگر سازش کرده ‏اند؛

و سنتي مگذار،که چيزي از سنّت نيک گذشته را زيان رساند تا پاداش از آنِ سنّت‏گذار باشد و گناه‏شکستن آن بر تو ماند.

ما در اينجا به برخي از بازتاب‏هاي نوروز اشاره مي‏کنيم تا آن را با دستورات‏اسلامي تطبيق بدهيم:

  1. بازتاب نوروز

عيد نوروز، بازتاب گسترده‏اي در جامعه دارد که به دو شکل ظاهر مي‏شودبازتاب منفي و بازتاب مثبت.

۳ – ۱٫ بازتاب‏هاي منفي‏

از آن‏ها مي‏توان به آفات و آسيبهاي اجتماعي نام برد. اين بازتابها به اختصار به‏ قرار زير هستند:

– تعطيلي زياد در امور اداري، آموزشي، تربيتي و ارگانهاي عمومي کشور.

– بسترسازي قهري جهت گراني شديد و تورّم غير منتظره در سطح کشور.

– تمهيد مخارج تحميلي و هزينه مُسرفانه در امر معاش و رواج مُدپرستي ‏در مسير زندگي مالي مردم.

– توديع ناگوار و آتشين با سال سپري شده در روز چهارشنبه آخر سال همراه‏با خطرات جاني و مالي.

– گرامي‏داشت روز سيزده بدر و ترک خانه‏ها در اين روز، به عنوان روز نحس وپناه بردن عده‏اي از مردم به دامن طبيعت.

– سفرهاي تحميلي و پرهزينه، در ابعاد شخصي و دولتي، سفرهاي ناشي ازتبليغات کاذب، و تأمين نيازهاي آنان در

نقاط مختلف کشور و مأموريت سنگين ‏و پرخرج راهنمايي و رانندگي و… .

۳ – ۲٫ بازتاب مثبت:

نوروز گرچه خاستگاه ديني ندارد ولي براساس خواسته فطري همراه بااعمال و مراسم دين ‏پسند بوده و هست همانند:

– نظافت ملّي، و عمومي.

– ديد و بازديد و رفت و آمد بيشتر مردم به خانه همديگر.

– دادن عيدي به خويشاوندان نزديک.

– زيارت جمعي مزار درگذشتگان و گلزار شُهدا.

– ايجاد صلح آشتي ميان افرادي که از هم فاصله گرفته‏اند.

شايد گفته شود عيدي که همراه با آفات اجتماعي و مالي و امنيّتي است‏ چگونه مي‏توان گفت مورد تأييد و تصويب اسلام است؟!

بازتابهاي سلبي و منفي نوروز جزو ماهيّت آن نيست بلکه از عوارض ‏اختياري آن است.

مردم و حکومت مي‏توانند با هماهنگي و سازماندهي‏ سنجيده و با مديريت قوي، آن‏ها را برطرف سازند.

در هر حال جزو لاينفک اين ‏سنت ملي نيست تا مورد تصويب اسلام واقع نشود.

دليل سوم: روايات اهل بيت(ع)

رواياتي که درباره نوروز وارد شده بر دو دسته است:

دسته اول رواياتي که موافق نوروز است و آن را تأييد مي‏کند و دسته دوم‏مخالف آن است و به نوروز بها نمي‏دهد.

  1. دسته اول‏

۱/۱ معلي بن خنيس از امام صادق(ع) ، روايتي را نقل کرده که در آن ضمن‏ بزرگداشت نوروز، وقايع مختلف تاريخي بر نوروز منطبق شده است.

ترجمه متن ‏روايت ياد شده از اين قرار است:

(۲) معلي بن خنيس گويد: در روز نوروز بر امام صادق عليه‏السلام وارد شدم،ايشان فرمودند که آيا اين روز را مي‏شناسي؟

عرض کردم: فدايت گردم اين روز،روزي است که غير عربها (ايرانيان) آن را گرامي داشته و به يکديگر هديه ‏مي‏دهند، امام صادق، عليه‏السلام، فرمودند: قسم به خانه عتيقي که در مکه ‏هست اين (تعظيم و هديه دادن) ريشه طولاني و قديمي دارد و براي تو آن راتوضيح مي‏دهم تا از آن مطلع شوي،

گفتم: اي آقاي من چنانچه اين مطلب را ازشما بياموزم براي من بهتر از زنده شدن مردگانم و مردن دشمنان من است.

حضرت فرمود: اي معلي! نوروز، روزي است که خداوند در آن از بندگان خويش‏ ميثاق گرفت که جز او را عبادت و پرستش نکرده و به او شرک نورزند و به ‏فرستادگان و پيامبرانش و نيز ائمه هدي ايمان بياورند.

نوروز اولين روزي است‏ که خورشيد در آن طلوع کرد و باد در آن وزيدن گرفت و در آن روز درخشندگي ‏زمين خلق شد.نوروز

روزي است که کشتي نوح بر کوه جودي کناره گرفت و نوروز روزي است که افرادي که از خانه‏ هاي خود خارج شده و به آزمايش الهي از دنيارفتند، مجددا به دنيا بازگشتند.

در اين نوروز است که جبرئيل بر پيامبر اکرم،صلي ‏الله عليه وآله، نازل شد و درست در همين روز است که پيامبر اسلام،حضرت علي را بر شانه خود گذاشت تا او بتهاي قريش را از بيت الحرام پايين‏ کشيد و آنها را در هم شکست.

نوروز روزي است که پيامبر به اصحابش دستور داد تا در مورد خلافت و ولايت مؤمنان با حضرت علي عليه ‏السلام بيعت کنند و در همين نوروز بود که ‏پيامبر، صلي الله عليه وآله، علي، عليه‏السلام، را به سوي جنيان فرستاد تا براي ‏او از آنان بيعت بگيرد.

نوروز روزي است که براي حضرت علي بيعت مجدد گرفته شد و نوروز روزي ‏است که حضرت علي، عليه‏السلام، بر اهل نهروان پيروز شد و ذوالثديه را کشت و نوروز

 روزي است که قائم ما در آن روز ظاهر مي‏گردد و

بالاخره نوروز روزي است ‏که قائم ما در اين روز بر دجال پيروز مي‏شود و او را بر زباله ‏دان کوفه آويزان‏ مي‏کندو هيچ نوروزي نيست مگر آن‏که

ما در آن روز توقع ظهور حضرت حجت،عجل‏الله تعالي فرجه الشريف، را داريم چرا که اين روز، از روزهاي ما و شيعيان ما است که عجم (ايرانيان) آن را گرامي داشته ولي شما آن را ضايع نموديد….[۱۲]

گرچه اين حديث سزاوار تفسير و توجيه و توضيح زيادي است ولي ما به ‏رعايت اختصار صرف نظر مي‏کنيم.

۱/۲٫ امام صادق(ع) فرمود:

إذا کانَ يَوْمُ النَّيْرُوزِ، فَاغْتَسِلْ وَاَلْبِسْ اَنْظَفَ ثِيابِکَ وَ تَطَتَبْ طِيبَکَ وَ تَکون ذلِکَ‏الْيَوْمَ صائِماً.[۱۳]

هرگاه عيد نوروز فرا رسيد، غُسل بکن و تميزترين لباسهايت را بپوش و بهترين‏عطرهايت را استعمال کن، و اين روز را روزه بدار.

روزي براي علي(ع) فالوده هديه آوردند، فرمود:

ما هذا؟ قالوا: يَوْمُ نَيْرُوز، قال(ع) فَنَيْرِزُوا اِنْ قَدَرْتُمْ کُلَّ يَوْمٍ يَعْني تَهادُواوَ تَواصَلُوا فِي اللّهِ.[۱۴]

اين چيست؟ گفتند امروز، نوروز است. فرمود اگر مي‏توانيد هر روز را نوروز سازيد.(يعني به خاطر خداوند، به همديگر هديه بدهيد و به ديدار يکديگر برويد.)

۱/۳٫ (عيد نوروز، هديه ‏اي خدمت اميرالمؤمنين(ع) آوردند: حضرت ‏پرسيد اين چيست؟ عرض کردند: اي اميرالمؤمنين! امروز نوروز است امام ‏عليه‏السلام فرمود:

اِصْنَعُوا لَنا کُلَّ يَوْمٍ نَيْرُوزاً.[۱۵]

هر روزمان را نوروز کنيد.

با دقت در دلالت و محتواي اين روايات مي‏توان گفت که اسلام مخالفت ندارد که ‏قومي اول بهار را به عنوان عيد اعلام نموده و

در برنامه زندگي خود، تجديد نظرکرده و تغييراتي ايجاد کنند.

افزون بر اين احاديث، در راستاي گراميداشت نوروز، از پيشوايان ديني،دستورالعمل ‏هايي صادر شده است که

به نوبه خود، مُشعر بر مشروعيّت و رسميّت عيد نوروز، از منظر اهل بيت عليهم‏السلام است از جمله آنهادستورالعملي است از شيخ صدوق (م ۴۶۰ ق) که در کتاب (مصباح‏المتهجّد) آورده است:

امام صادق(ع) فرمود: هنگامي که نوروز شد، غسل کن و لباس پاکيزه ‏بپوش و خودت را خوشبو ساز و آن روز را نوروز بدار،

هنگامي که نماز ظهر و عصرو نافله ‏هاي آن را به جاي آوردي چهار رکعت نماز بگزار، که در رکعت اول، سوره ‏حمد و ده مرتبه سوره قدر را بخوان، در رکعت دوم سوره حمد، و ده مرتبه سوره‏ کافرون را بخوان، در رکعت سوم پس از حمد ده مرتبه سوره توحيد و در رکعت ‏چهارم سوره حمد را با سوره ‏هاي فلق و ناس قرائت کن.

پس از نماز، سجده شکربه جاي آور و دست به دعا بردار.[۱۶]

پذيرش و نقل اين دستورالعملها، آن هم از شخصيّتي همانند شيخ طوسي،حکايت از اهميّت نوروز در پيشگاه اهل بيت(ع) مي‏کند.

  1. دسته دوم رواياتي که مخالف نوروز است از جمله: حديثي از امام موسي ‏بن جعفر (عليهما السلام) است:
  2. نقل شده است که منصور از موسي بن ‏جعفر(ع) تقاضا کرد که در روز نوروز در خانه خود بنشيند، تا مردم براي ‏تبريک گويي پيش ايشان روند و هدايايي که برايش مي‏برند نيز بپذيرد.امام(ع) فرمود:

اِنّي قِدْ فَتَّشْتُ الاَخْبارَ عَنْ جَدّي رَسُولِ اللّهِ فَلَمْ أجِدْ لِهذَا الْعَبْدِ خَبْراً وَ اِنَّهُ سُنَّةُالفُرُسِ وَ مَحاهَا الْاِسْلام، وَ مَعاذَ اللّهِ اَنْ نُحيِيَ ما مَحاهَا الاسلامُ.[۱۷]

من در اخبار جَدّم پيامبر خدا صلي الله عليه وآله جستجو کردم، اما براي اين روز،خبري پيدا نکردم، نوروز سنّت ايرانيان است و

اسلام آن را منسوخ کرده است پناه به‏ خدا از اين که ما چيزي زنده کنيم که اسلام از بين برده است.

منصور گفت: ما اين کار را فقط براي نظاميان انجام مي‏دهيم (و يک سياست‏لشکري است) [۱۸]

بنابراين تو را به خداي بزرگ سوگند مي‏دهم که جلوس کني،حضرت پذيرفت و جلوس فرمود.

اين حديث با حديث معلي بن خنيس ناسازگار است و نشان مي‏دهد که نوروز اعتبار شرعي ندارد، پس بين اين دو حديث چگونه مي‏توان صلح ثمربخش ‏ايجاد کرد؟!

در جواب بايد گفت: اين خبر طبق تصريح علامه مجلسي(ع) ازنظر سند ضعيف است و چندان شهرتي ندارد.

ولي خبر معلّي از امام‏ صادق(ع) سندش قوي‏تر و شُهرتش در ميان اصحاب، بيشتر است.[۱۹]

ثانياً اين حديث را مي‏توان حمل بر تقيّه نمود.

ثالثاً کيفيت صدور و متن و محتوا و سياق و لحن، حديث با شيوه گفتار و فصاحت و بلاغت امامان(ع) هماهنگي ندارد.

زيرا نوعاً ائمّه(ع) براي‏ نفي يک مقوله جعلي از تعاليم اسلامي با اين لحن و آهنگ سخن نمي‏گفتند.

براي نمونه در اين حديث از قول امام(ع) مي‏گويد من در اخبار جدم تفتيش ‏و جستجو کردم و خبري در تأييد آن نيافتم.

امام معصوم در موارد مشابه از کلمه (فتَّشْتُ) استفاده نمي‏کند. چون‏تفتيش بار منفي دارد نه بار مثبت.

ثانياً، ائمه تعاليم خود را منحصر به رسول ‏خدا نمي‏کردند و نقش آموزشي پدران معصوم خود را نيز در احاديثي که نقل ‏مي‏کنند ناديده نمي‏گرفتند

بلکه آنان را در تعاليم مکتبي پيامبر اسلام سهيم‏ مي‏دانستند از اين رو امام(ع) در اين حديث قاعدتاً بايد مي‏فرمود:

من درتعاليم رسول خدا و پدران خود در اين مورد چيزي نيافتم.

ثالثاً لازم نيست امام معصوم(ع) در نفي و اثبات يک مقوله ديني، حتماً به ‏نياکان معصوم خود تکيه زند زيرا هر يک از ائمّه(ع) علم لدني دارند و

مي‏توانندمستقيماً خير را نفي يا اثبات کند.

در مجموع اين نوع تکلم بيشتر شبيه يک عالم و فقيه است، نه امام معصوم(ع) و اين خود مؤيّد ضعيف بودن حديث و احتمال جعلي بودن آن‏است.

وظايف ما در مورد نوروز

در پايان به اختصار به تکاليف ديني مردم به ويژه افراد نُخبه و اثرگذار در ارتباطبا نوروز اشاره کنيم:

– تفکر در آيات هستي.

– تعديل تعطيلات در مراکز آموزشي و… .

– حذف رسومات بدآموز و ضد ارزش همانند آتش‏بازي و… .

– اعتلاي فرهنگ عمومي و مذهبي مردم در مورد خريدهاي غير ضرور وپرهيز از مدگرايي و تبديل و تغيير دکور و…

 

 

بازخوانی سند نوروز در روایات اسلامی مطالعه موردی: روایت مُعَلّی بن خُنَیس

ارتباط رسوم اصحاب رس با نوروز و واکاوی سندی و دلالی روایات نوروز

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.