حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۱۳ بهمن , ۱۴۰۱ 12 رجب 1444 Thursday, 2 February , 2023 ساعت ×
سومین جلسه درس اخلاق استاد محمدتقی سبحانی با موضوع نصرت ولی خدا برگزار گردید.
۱۴ آذر ۱۴۰۱ - ۱۰:۱۹
شناسه : 3317
بازدید 159
پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین، سیما بقیه الله فی الأرضین عجل الله تعالی فرجه الشریف

مروری بر مطالب پیشین

بحث در باب آداب خدمتگزاری بود. گفتیم از مجموعه­ی آیات و روایات استفاده می­کنیم که در سرلوحه­ی اصل خدمتگزاری نصرت و حمایت از اهل بیت است. گفتیم مفهوم نصرت در قرآن کریم و همین طور در روایات در جایی به کار رفته است که محل نزاع و درگیری است، جایی که مخاطره و مقابله وجود دارد. این را از آیات مختلف استفاده می­کنیم که هر جا بحث نصرت است نصرت در پیکار و نصرت در یک نقطه­ی جدال و حساسیت و خطر است. این را هم اضافه کردیم که در قرآن کریم هر جا بحث نصرت شده است نصرت ولی خدا است. نصرت به صورت کلی نصرت دین بی­معنا است. نصرت دین یعنی نصرت در رکاب ولی خدا در جهت الهی، که از تعبیر قرآن کریم، از کلمات حضرت عیسی بن مریم هم استفاده شد و سایر آیات و روایاتی که نصرت را همیشه بر محور ولی خدا مطرح می­کند.

مؤلفه‌های نصرت

سؤال در این بود که نصرت چگونه تحقق پیدا می­کند؟ و مؤلفه­های نصرت در چیست؟ موارد ذیل را می توان از مؤلفه های نصرت در نظر گرفت:

  1. جهاد

اولین نکته­ای که ما می­توانیم از آیات و روایات استفاده کنیم همچنین در ادعیه و زیارات بر آن تأکید می­شود، این است که رکن اساسی نصرت جهاد و مجاهده است. کسی که می­خواهد نصرت کند باید خودش را برای این اصل آماده کند. اهل جهاد و درگیری برای ولی خدا باشد تا ما بتوانیم او را به عنوان ناصر امام و امامت معرفی کنیم. از آیات مختلف ما این را استفاده می­کنیم و در رأس آن­ها آیه­ی شریفه­ی « إن تنصر الله ینصرکم و یثبت أقدامکم »، عزیزان می­دانند که این آیه ناظر به آیه­ی دیگری است که قبل از این آیه آمده است. خداوند می­فرماید: «هل أدلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب ألیم تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله بأموالکم و أنفسکم»؛ اصلاً نصرت در ظرف مجاهده­ی مؤمنان تعریف شده است، پس نصرت در جایی است که نیازمند به جهاد و پیکار است.

لغت­شناسان و مفسران در باب جهاد بحث­های مختلفی دارند و فرموده‌اند که جهاد از جهد و کوشش می­آید.

تفاوت بین جهاد و جهد

سه تفاوت میان جهاد و جهد هست:

  1. جهاد یعنی جهد توأم با مبالغه، یعنی کوشش در حد توان و وسع، جهاد در جایی است که انسان تمام وسعش را در مسیر کوشش بگذارد، نه یک کوشش عادی، الآن ما هم داریم تلاش می­کنیم، این جهاد نیست.
  2. جهاد آن­جایی است که در آن هدف وجود دارد، در جهد و کوشش هدف نیست، ما هم داریم تلاش می­کنیم و زحمت می­کشیم، اما گفتند جهاد حتماً باید دارای هدف باشد، تا ما مقصد مشخصی نداشته باشیم وصف عنوانی جهاد صادق نیست.
  3. معنای جهاد از نظر قلمروی معنایی اعم از جهد است، چون جهد و کوشش به یک سری کارهای خاص گفته می­شود، اما جهاد به هر نوع کوششی، در هر لایه­ای و در هر موضوعی جهاد اطلاق شده است. در خود آیات شریفه هم داریم، در آن وصیت بلند امیر مؤمنان صلوات الله علیه این تعبیر را داریم که الله الله فی الجهاد باموالکم و انفسکم و السنتکم فی سبیل الله. در روایات دارد که جهاد با زبان، جهاد با دست، جهاد با مال، جهاد با قلب؛ گاهی هیچ کاری از شما برنمی­آید اما در قلب­تان جبهه­بندی می­کنید، حق و باطلش مشخص است، جبهه­ی حق و باطل در قلب­تان قاطی نمی­شود و معلوم است که چه کسی درست می­گوید و چه کسی نادرست می­گوید. بر محور ولی خدا موضع ما مشخص است، این یعنی جهاد، یعنی انسان در درون خودش با شبهات، وسوسه­ها و تحریکات در مقابل جبهه­ی ولایت بایستد. یعنی کوشش در درون قلب برای بودن در جبهه­ی امام و حق. این هم یک نوع جهاد است. در نتیجه جهاد یک معنای خیلی وسیعی دارد.

اطاعت از ولی خدا، جهاد در راه خدا

یک نکته­ی مهم در قرآن کریم این است که در ذیل آیه­ی «اولوا الامر»، «یا ایها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی الامر منکم» اگر دوستان مشاهده بفرمایند تمامش آیات جهاد است. یعنی بزرگترین بسته­ی آیات مربوط به جهاد در ذیل آیه­ی «اولوا الامر» است. یعنی آیه­ی ۵۱ سوره­ی نساء که آیه­ی اولوا الامر است تا آیه­ی ۱۰۵، یعنی ۵۰ آیه همه آیات جهاد است. قرآن کریم می­فرماید نقطه­ی برجسته و اساسی اطاعت از اولی الامر این است که کسی با ولی خدا پای کار بیاید. هم بزرگترین بسته­ی آیات جهاد در ذیل آیه­ی اولوا الامر و ناظر به اولوا الامر است، چون دائم در آیات دوباره برمی­گردد به ولی امر و رسول و متابعت و ایستادگی اشاره می­کند، و هم مهم­ترین آیات جهاد در ذیل این آیه است. حالا بحث­های مختلفی دارد که چون وقت کم است بنده به بعضی از این نکات اشاره می­کنم. یکی از آن آیات شریفی که آمده است این آیه است که «ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا أخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا»؛ می­دانید یکی از آیات مشکله­ای است، برای اصحاب ائمه هم این سؤال بود که مستضعفین چه کسانی هستند؟ «المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان الذین یقولون ربنا أخرجنا من هذه القریه الظالم»؛ راوی از امام باقر یا امام صادق علیه السلام می­پرسد که مستضعفین چه کسانی هستند که خداوند در کنار خودش آن­ها را به عنوان مقاتل در راه آن­ها قرار داده است. حضرت فرمودند «نحن أولئک»؛ مستضعفین ما هستیم، ما هستیم رجال و نساء و ولدانی که … . می­گوییم خدایا ما را از دست این جامعه­ای که مسیرش مسیر ظلم به ولایت است نجات بده. در یک روایت دیگری دارد که این­ها چه کسانی هستند؟ حضرت می­فرمایند این­ها اهل ولایت ما هستند. یعنی مسأله­ی جهاد در راه اهل بیت، برای احقاق حقوق آن­ها، «قریه الظالم اهلها»، جامعه، تمدن و فرهنگی، و روش منشی که خطش خط ظلم به خط حق است، خط طاغوت است. انسانی که در مسیر نصرت قرار می­گیرد یک کار اساسیش این است.

تحقق جهاد

حالا سؤال اساسی این است که جهاد چگونه تحقق پیدا می­کند؟

همیشه جهاد هست، چون همیشه حق و باطل هست، همیشه محور حق برگزیده­ی خدا است، ولی خدا است، امام است، پیشوا است، بقیه هم قرار است به دنبال او اطاعت کنند و در این صف پیکار بایستند. یکی از وظایف جهادگری در روایات ما و در سیره­ی اصحاب و در زیارات به ما یاد دادند اعلام آمادگی است. کسی که جهاد می­کند، یعنی مبالغه­ در کوشش، مبالغه در سرمایه­گذاری، یعنی با تمام وجود پای کار ایستاده‌است، هر چه دارد، در این راه بگذارد.

این جهاد چگونه تحقق پیدا می­کند؟ نقطه­ی اولش اعلام آمادگی است، همیشه سر صف بودن، همیشه اعلام حضور کردن. با همه­ی امکانات­ در این مسیر ایستاده‌ایم. شما در زیارات ببینید، یکی از مضامین زیارات «بأبی أنت و أمی!» است، یعنی پدر و مادرم فدایت. این مثال کنایه است، یعنی بزرگترین سرمایه­ی انسان از دیدگاه قرآن پدر و مادر هستند به عبارتی از خود فرد و خانواده آن مهم‌تر پدر و مادر اوست. چون پدر و مادر حتی اگر کافر هم باشند ( اف ) گفتن به آن­ها جایز نمی‌باشد. شما دائم در زیارات خطاب به ائمه علیهم الصلاه و السلام اعلام می­کنید «بأبی أنت و أمی!»؛ اصلاً همه­ی سرمایه­ی من و بالاترین سرمایه­ی وجودی من فدای شما! یعنی ایستادم و آماده هستم.

زیارت جامعه چهار بخش دارد؛

  1. یک بخش از آن عرض معرفت است، شروع می­کنیم از اول، مقامات ائمه را می­شماریم.
  2. یک فراز مهم از زیارت جامعه بعد از این که اقرار به مقامات امام نمودیم بیان می داریم که در چه ساحتی ایستادیم و سپس شروع به عرض ارادت می­کنیم. و بیان می داریم در چه مکان با شرافتی هستیم، می‌خواهیم چه کار کنیم. در اول هر فراز در زیارت جامعه، قبل از این که اعلام آمادگی کنیم بیان می‌داریم «بأبی أنت و أمی!» و هر چه هم در زیارت جلوتر می­رویم این عبارت بیشتر خواهد ­شد. «بأبی أنت و أمی و أهلی و نفسی و مالی و اسرتی!»؛ مالم، خانواده­ام، جانم، هر چه دارم به فدای شما اهل بیت باد. این را می­گوییم بعد می­گوییم من شهادت می­دهم، کسی که به شما کفر ورزید کفر می­ورزم، آماده هستم تا در رکاب کسی که بخواهد خون بهای شما را بگیرد بجنگم، هر چه می­گویم و اعلام آمادگی می­کنم اولش «بأبی أنت و أمی!» است، یعنی اول می­گویم آقا ایستادم! در خط جهاد هستم! قرار است هر چه دارم در این راه تحویل بدهم!

با این اندیشه است که مسأله­ی نصرت اتفاق می­افتد. من از این­جا چون وقت کم و تمام است عرض می­کنم. حالا در پرتو اصل جهاد به این معنا، جهاد یعنی مایه گذاشتن از همه چیز، در این راه همه‌ی هستی خویش را فدا نمودن، و اعلام آمادگی کردن در صف اول برای این امر به طور دائم ایستادگی کردن، حالا معنای نصرت قدری خودش را نشان می­دهد. عرض کردیم اولین نقطه و مؤلفه­ی نصرت آمادگی برای جهاد و ایستادن در تقابل است. هر جا خط امام و حق است من هم هستم و بر اساس آن حاضر هستم همه چیز را فدا کنم. از این­جا ما ارزش آن نصرت را می­فهمیم. «اللهم انصر من نصره»، چون گاهی اوقات می­گوییم ما نصرت می­کنیم خب ما هم داریم درس می­خوانیم یا داریم درس می­دهیم، دعوت برای تبلیغ کردند و داریم تبلیغ می­کنیم، برداشت من این است که این­ها ممکن است در مقدمه­ی نصرت باشد اما این­ها نصرت نیست. حالا شاید در جلسات بعدی دو تا نکته عرض کنم، عرض کردم جهاد هدف دارد، تمام عنصر جهاد این است که برنامه­ریزی برای تحقق هدف باشد. آن هدف چیست؟ در دعای ندبه این هدف روشن است. در آن­جا می­خوانیم: «بأبی أنت و أمی و نفسی لک الوقاء و الحمی»؛ پدرم، مادرم، جانم فدای شما باد، «لک الوقاء و الحمی»؛ هدف وقایت  از امامت است، نگهداری است، سپر شدن برای امامت است، من جایگاه امامت، خط امامت، شعار امامت، عَلَم امات را باید وقایه کنم و نگه دارم. تمام جان خودم و امکانم در خط حمایت از شما است: «لک الوقاء و الحمی». اگر این هدف تحقق پیدا کند فعل و حرکت ما حرکت توأم با نصرت است. اگر در خط یاری و نصرت باشیم، آبرو بگذاریم، عمر بگذاریم، خانواده بگذاریم، پای حضور امامت و ولایت باشد که آقا همه چیز فدای شما! این می­شود معنای مجاهده و آمادگی و نصرت. إن شاء الله خداوند متعال ما را یکی از یاران و یاوران ولایت امیرمؤمنان و آقا امام عصر قرار دهد، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

 

برای دریافت صوت کامل اینجا کلیلک کنید

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.