قیاسهای ناروا، چرا اهل بیت علیهمالسلام همتا ندارند؟
شناخت مقامات و ویژگی های اهلبیت علیهمالسلام برای عموم مردم بهتمامی ممکن نیست و فراتر از درک بشر است. اهل بیت بارها و بارها به گونه های مختلفی بیان کرده اند که شما به تنهایی توان شناخت مقامات ویژه ایشان را ندارید. حضرت رضا سلام الله علیه در حدیثی که در مسجد مرو ایراد داشتند فرمودند «ضَلَّتِ الْعُقُولُ وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ وَ خَسَأَتِ الْعُيُونُ وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ وَ تَحَيَّرَتِ الْحُكَمَاءُ وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ وَ كَلَّتِ الشُّعَرَاءُ وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ وَ عَيِيَتِ الْبُلَغَاءُ عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ أَوْ فَضِيلَةٍ مِنْ فَضَائِلِه» عُقلا و بزرگان و حکیمان و خطیبان و شعراء و اُدبا و بلیغان و… همه و همه از درک و فهم وصفی از اوصاف و فضیلتی از فضائل امام معصوم وامانده اند. زیرا آنچه ایشان را ممتاز میسازد تنها ظاهر افعال نیست، بلکه باطن، حقیقت، و حسن فاعلی آنان است. چهبسا یک عمل در ظاهر در دیگران نیز دیده شود، اما همان عمل در وجود معصوم، به سبب نیت، طهارت باطن، و اتصال به مقام ولایت، حقیقتی دیگر پیدا میکند.
از همین روست که افعال اهلبیت علیهمالسلام با افعال دیگران قابل قیاس نیست. نمونههایی چون انفاق انگشتر امیرالمؤمنین علیهالسلام در رکوع، ضربت خندق، ایثارهای سوره هل أتی، خوابیدن در بستر پیامبر، عبادت های ایشان، نماز و بندگی حضرت زهرا و نیز شهادت و مصائب سیدالشهدا علیهالسلام، هرچند از نظر صورت ممکن است با نمونههای مشابه ظاهری سنجیده شوند، اما از جهت حقیقت، همتایی ندارند؛ زیرا ارزش اصلی این افعال در قصد، اخلاص، و مقام فاعل آنهاست.
بر همین اساس، اوصافی مانند «سیدة نساء العالمین» یا «سیدالشهداء» و مانند آن، همچنین ویژگی های مصائب ایشان اوصافی نیستند که بهسادگی قابل تسری به دیگران باشند؛ زیرا این عنوانها از حقیقتی برخاستهاند که ویژه اهلبیت علیهمالسلام است. بنابراین، بهکارگیری تعابیری مانند «علی زمان» یا «حسین زمان» برای افراد غیرمعصوم، نهتنها شایسته نیست، بلکه با ادب و خضوع لازم مؤمنان در محضر اهل بیت و سفارشهای معصومان نیز سازگار نمینماید؛ چرا که این تعابیر ناخواسته نوعی قیاس میان اولیای معصوم و دیگران ایجاد میکند؛ چیزی که خود اهل بیت از آن نهی کردند و فرمودند هیچ کسی با ما قابل قیاس نیست و نباید کسی با اهل بیت مقایسه و مشابهت سازی شود. بی جهت نیست که اهل بیت بارها فرموده اند که کسی با ما مقایسه نمی شود«إِنَّهُ لَا يُقَاسُ بِنَا آلَ مُحَمَّدٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ، وَ لَا يُسَوَّى بِنَا مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُنَا عَلَيْهِم»؛ با ما اهل بیت هیچ یک از این امت مقایسه نمی شود و کسانی که نعمت ما به ایشان رسیده با ما برابر نخواهند شد. چراکه مقایسه باب مشابهت سازی و یکسان پنداری را ایجاد می کند در حالی که این قیاس اساس باطلی دارد.اساسا امام صادق علیه السلام مشابهت میان اهل بیت و مردم را صرفا در اصل مخلوق بودن می داند ولی در کمالات و صفات الهی هیچ مشابهتی وجود ندارد(کافی،ج۱، ص۱۶۸).
اهلبیت علیهمالسلام از عالم نور و پیش از این عالم شناخته شدهاند، و در عالم ذر، ولایت و امامت ایشان بر خلق عرضه شده است. در این جهان نیز پذیرش دین و عمل، بدون معرفت و ولایت ایشان پذیرفته نیست. افزون بر این، در قیامت نیز مقام شفاعت، حاکمیت و داوری به اذن الهی در اختیار آنان است. پس جایگاه ایشان صرفاً یک جایگاه تاریخی یا اخلاقی نیست، بلکه مقامی قدسی، الهی و منحصر بهفرد است.
نباید تصور کرد که این سخن، غلو در مقام اهل بیت محسوب می شود که این سخن عین حقیقت و واقعیت است. اساساً موضوع سخن ما پیرامون مقامات الهی و ثابت شده اهل بیت علیهم السلام است نه سخنی که قابل اثبات نبوده و یا مایه خداانگاری اهل بیت شود. بنابراین محل سخن در مقام واقعی و ثابت اهلبیت است، نه مبالغه یا غلو. یعنی: اهلبیت مخلوقاند،اما بهترین و برگزیدهترین مخلوقات،و فضائلشان از سنخ مقامات الهیِ عطاشده به آنان است، نه استقلال از خدا.
علل بطلان قیاس با اهل بیت
ریشه بطلان قیاس مردم عادی با اهل بیت موضوعی است که بر اساس آیات و روایات معتبر و متعدد علت های متعددی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
- اصطفاء
اهل بیت علیهم السلام در رتبه انبیا بلکه بالاتر از انبیا بوده و از برگزیدگان عالم هستند. کسانی که خداوند آنان را برای انتشار فضائل و کرامات در عالم برگزید و ایشان را بهترین افراد عالم قرار داد. اهل بیت طبق آیات و روایات بر انبیا و ملائکه افضلیتی دارند که دیگران وامانده اند.
- علم ویژه
اهل بیت علیهم السلام بر اساس روایات متواتر دارای علمی الهی و ویژه هستند که دانشی مافوق بشر را برای ایشان رقم می زند. دانشی که قلمروش فراتر از دنیا و انسان است و ماوراء دنیا را در بر می گیرد.
- عصمت بی مانند
دلیل بر عصمت اهل بیت آیات متعددی از قرآن است که ایشان را معصوم از هر خطا و اشتباه دانسته و ایشان را افرادی بی همتا معرفی می کند.
- ولایت گسترده در نظام تکوین و تشریع
آیه ۵۵ سوره مائده، اهل بیت علیهم السلام را مجرای تحقق ولایتی که برای خدای سبحان در این عالم وجود دارد معرفی می کند و اهل بیت خود دارای ولایت الهی هستند.
- خلقت نوری
نور اهل بیت اولین مخلوق این عالم بوده و همه مخلوقات از طفیل نور اهل بیت خلق شده اند. از شعاع نور ایشان عرش و کرسی و بهشت و ملائکه و حور العین خلق شده اند. آیا با چنین اوصافی که در اهل بیت علیهم السلام است سزاست که کسی خود را مشابه اهل بیت معرفی کند؟ و یا کسی می تواند علی زمان یا حسین زمان باشد.؟
تجلی معرفت در کلام اولیای الهی
این مرتبه از معرفت در سیره و کلامِ کسانی که خود واصلِ به مقام قرب شدهاند، بهوضوح دیده میشود. حضرت امالبنین (س) در اوج فاجعه کربلا، آنگاه که خبر شهادت فرزندانش را میشنود، تمام هستیِ خود و فرزندانش را در برابر وجود مقدس امام حسین (ع) ناچیز میشمارد. این نشاندهنده آن است که ایشان، فرزند رشید خود حضرت عباس (ع) را هرگز در مقام قیاس با امامِ زمانش نمیدید.
ادبِ تقاص؛ درسی از مختار
شاهد دیگر، کلام مختار ثقفی است؛ آنگاه که در پی قصاص قاتلان کربلا، سخنی بر زبان جاری ساخت که گویی میان قتل عمر بن سعد و شهادت امام حسین (ع) و پسر عمر بن سعد و حضرت علی اکبر تناسبی برقرار کرده است، بلافاصله به خود نهیب زد و آن سخن را سخیف شمرد که «حتی اگر تمام مردم عالم کشته شوند، ارزشِ یک بند انگشتِ امام حسین را ندارند.». این توبه و استغفارِ فوری، درسی بزرگ در ادب محضر امامان و باور به مقام الهی و ربانی ایشان است.
تبیین جایگاه واژه «امام» در سیره رهبران انقلاب
در این میان، نکتهای ظریف درباره کاربرد واژه «امام» برای بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر شهید وجود دارد که باید از هرگونه سوءبرداشتِ معرفتی مصون بماند:
- تفاوت معنای لغوی و اصطلاحی: واژه «امام» برای این بزرگان، در معنای لغوی (بهعنوان پیشوا و رهبر اجتماعی/سیاسی) به کار رفته است، نه در معنای اصطلاحیِ کلامی، قرآنی و حدیثی (بهعنوان امامِ معصوم واجب الطاعة که ولایت تشریعی و تکوینیِ الهی دارد).
- ادبِ ابراز ارادت: خودِ این بزرگواران همواره بر این تفاوت تأکید داشته و خود را در برابر ساحت قدسی اهلبیت، «خاکپا» و «کوچکتر از قنبر» معرفی میکردند. لرزه بر اندام ایشان هنگام مقایسه یا همردیف دانستنِ نامشان با اهلبیت، نشاندهنده همین درکِ عمیق از تفاوت مرتبه است که وقتی خود چنین باوردارند چرا ما ایشان را از مقام و مرتبه و حدی که خودشان باور دارند بالاتر ببریم.
- ادب ما نسبت به اهل بیت: ما نیز وقتی عالمان، رهبران و بزرگان دینی را یاد می کنی باید بدانیم که خطاب ما به ایشان به گونه ای باشد که مراتب و منازل موجود بین امامان و اهل بیت علیهم السلام با افراد غیر معصوم حفظ شود و مقایسه و مشابهت سازی صورت نگیرد که خود نشان از رعایت نشدن ادب در محضر اهل بیت است.
بنابراین بدانیم بخشش اوصاف و القاب اهل بیت علیهم السلام به غیرمعصومین با آموزه های دینی ما و ادب محضر امامان و درس های بزرگانمان ناسازگار است. همه ما وظیفه داریم تابع دستورات اهل بیت باشیم از ایشان الگو پذیر باشیم ولی عمل به سیره و رفتار ایشان به معنای این نیست که مانند و شبیه اهل بیت باشیم.





















































































































































































































































































ثبت دیدگاه