عاشورا؛ آوردگاهِ مبارزه با جبت و طاغوت
عاشورا واقعهای پایانناپذیر است که به گسترهی تاریخ حیات دارد و در بستر زمان استمرار یافته است. رازِ این بقا، در پویاییِ ذاتیِ این حماسه نهفته است؛ حادثهای که پیامهایش همواره زنده و برای زندگی فردی و اجتماعیِ بشر، در هر عصر و نسلی، کارآمد است. عاشورا مکتب دینداری است و شاخصی دقیق برای بازشناسی حق از باطل. این رویداد، در تداومِ راهِ پیامبران و اولیای الهی گام برداشته و طریقِ عبودیت را به تمامی انسانها آموخته است؛ و از همینروست که همواره حیّ و حاضر است.
فرمان الهی به پیامبران: پیکار با جبت و طاغوت
از بنیادینترین دستوراتِ خداوند به پیامبران، مبارزه با طاغوت بوده است. این فرمانِ الهی در آیات متعددی از قرآن کریم متجلی است؛ چنانکه میفرماید: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت» (نحل/ ۳۶). بررسی تاریخ انبیا نشان میدهد که همواره در برابرِ هر پیامبری، جریانهای معاندی قد علم کردهاند (انعام/ ۱۱۲: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ») که غالباً با عناوین «جبت» و «طاغوت» از آنان یاد میشود.
طاغوت، در حقیقت آن جریانِ باطلی است که مردمان را از مسیر بندگیِ خداوند منحرف کرده و به پرستشِ خویش یا بندگیِ جبت فرامیخواند. بنابراین، هر جریانی که در برابرِ پیامبران صفکشی کرده، همواره دارای جلوهای از «جبت» بوده است تا مردم را به جای خدا، به خود دعوت کند. سیره تمامی پیامبران، از جمله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، مبارزه قاطع با این جریانهای منحرف بوده است.
امامت؛ استمرارِ رسالت در پیکار با طاغوت
در روایاتِ اهلبیت علیهم السلام به روشنی تبیین شده که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز این مبارزه با جدیت ادامه یافت. امیرمؤمنان علیه السلام با جبت و طاغوتِ برآمده از سقیفه مبارزه کردند و دیگر ائمه طاهرین علیهم السلام نیز همین رسالت الهی را به اجرا درآوردند؛ چرا که امامت، امتدادِ رسالت است و امام، مسئولِ تداومبخشی به آرمانهای انبیاست.
هر امامی در عصرِ خویش، موظف به رویارویی با جبت و طاغوتِ زمانه بود. امیرمؤمنان علیه السلام بر اساس فرمان الهی، با جبتِ برآمده از سقیفه به ستیز برخاست و بطلانِ آنان و حقانیتِ راه خویش را بر جهانیان ثابت کرد. ایشان در یک موقعیت تاریخی، با طاغوتی که عامل تفرقه و انحراف جامعهی یکدستِ زمان پیامبر بود، مبارزه کرد و حقیقتِ انحراف و گمراهی آنان را آشکار ساخت. ایشان با تمام توان در برابر این انحراف ایستاد و در این راه، همسر خود حضرت زهرا سلام الله علیها و فرزندش حضرت محسن علیه السلام را نیز فدا کرد. ایشان در دوران حکومت خود، در جنگهای جمل، صفین و نهروان، با جریانهای طاغوتی که با غصبِ خلافت، قصدِ گمراهیِ انسانها و نابودیِ شریعتِ پیامبر را داشتند، به نبردی همهجانبه پرداخت. مبارزه امام در جنگ جمل و صفین حقیقتاً نمودِ آشکارِ مبارزهِ با جبت و طاغوت زمان خویش بود؛ جبتی که بر شترِ سرخ مو سوار بود و و طاغوتی که پیراهن عثمان را بر سر دست گرفته بود تا جامعهِ گرفتارِ امواجِ تلاطمِ فتنه ها را به انحرافی عمیق تر بکشاند. پس از ایشان، امام مجتبی علیه السلام و در ادامه، سیدالشهدا علیه السلام نیز جبت و طاغوتِ زمانهی خود را در پیشگاهِ تاریخ رسوا کردند و دیگر امامان نیز، هر یک به فراخورِ شرایط، این ستیزِ مقدس را به شیوهای مقتضی پی گرفتند.
عاشورا؛ آوردگاهِ نبرد با جبت و طاغوت
واقعه عاشورا و کربلا، تجلیِ رویاروییِ مستقیمِ امام حسین علیه السلام با جبت و طاغوتِ زمانه خویش است. در آن روز سرنوشتساز، سیدالشهدا علیه السلام با تمامیِ توان و با فدا کردنِ همه هستیِ خویش، نقاب از چهره کریهِ طاغوت برداشت و بطلانِ آنان را بر عالمیان آشکار ساخت. عاشورا روزِ تحققِ اهدافِ امامت بود و سیدالشهدا با دقیقترین وجه، رسالتِ سنگینِ خویش را به سرانجام رساند.
ایشان با جانفشانیِ اصحابِ باوفا، شهادتِ فرزندان و خویشان، تحملِ مصائبِ جانکاهِ عطش، داغِ پارهپاره شدنِ بدنها، اسارتِ خاندانِ نبوت و آوارگیِ آنان، حقانیتِ خویش و فسادِ طاغوتِ زمان را به منصه ظهور گذاشت. امام علیه السلام با پذیرشِ این رنجها، مسئولیتی را که خداوند بر دوشِ انبیا و ائمه علیهم السلام نهاده بود، به کمال رساند.
معیارِ بازشناسیِ جبت و طاغوت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله
پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، جبت و طاغوت، نه به شکلِ آشکارِ دورانِ جاهلیتِ پیشین، بلکه در قالبهای فریبندهتر و در بستری برآمده از جریانِ «سقیفه» نمود یافت. حدیثِ شریفِ «مَن ماتَ وَ لَم یَعرِف إمامَ زَمانِهِ ماتَ میتَةً جاهِلیَّة» نشان میدهد که سرپیچی از ولایتِ اهلبیت علیهم السلام، بازگشت به همان جاهلیت است؛ هرچند در ظاهر رنگ و بویی متفاوت داشته باشد.
در میانِ ائمه علیهم السلام، مبارزه سیدالشهدا علیه السلام شفافترین و صریحترینِ آنها بود. در حالی که مبارزاتِ سایر امامان به دلیلِ تقیه و مقتضیاتِ زمان، با پوششهای سیاسی همراه بود، عاشورا خطِ بطلانِ عریان و بیپردهای بر چهره طاغوت کشید. به همین دلیل، ائمه علیهم السلام همواره بر زنده نگاه داشتنِ یادِ عاشورا تأکید داشتند؛ چرا که عزاداری و زیارتِ امام حسین علیه السلام، فریادِ برائت از جریانی است که خلافتِ الهی را غصب کرد.
مخالفتِ مخالفان با لعنِ قاتلانِ سیدالشهدا علیه السلام نیز از همینجا ناشی میشود؛ چرا که آنان دریافتهاند لعنِ یزید، به ناچار راه را به سوی لعنِ مسببانِ اصلیِ انحراف در مسیرِ خلافت میگشاید (تحامياً عن أن يرتقى إلى الأعلى فالأعلی(شرح المقاصد،۵/۳۱۱)). سیدالشهدا علیه السلام خود در روز عاشورا با پیکری خونین فرمودند: « هكذا أكون حتى ألقى جدّي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و أنا مخضوب بدمي، و أقول: يا رسول اللّه، قتلني فلان و فلان».(مقتل خوارزمی،۲/۳۹)؛ این کلام، گواهی است بر اینکه پیکارِ امام، تنها با یزید نبود، بلکه مبارزه با جریانی ریشهدار بود که از سقیفه آغاز شد و در هر عصری با لباسی نو ظاهر میشود. حتی کسانی چون «عمر بن عبدالعزیز» که در ظاهرِ دنیایی، چهرهای مصلح دارند، اگر بر جایگاهِ غصبیِ اهلبیت علیهم السلام تکیه زنند، در لسانِ معصوم علیه السلام، مصداقِ طاغوتاند؛ چنانکه امام باقر علیه السلام در وصفِ آنها فرمودند: «يَمُوتُ فَيَبْكِي عَلَيْهِ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ يَلْعَنُهُ أَهْلُ السَّمَاء» زمینیان در مرگ او گریه می کنند ولی اهل آسمان او را لعنت می کنند حضرت تفاوت میان رفتار زمینیان و آسمانیان را چنین فرمودند« يَجْلِسُ فِي مَجْلِسِنَا وَ لَا حَقَّ لَهُ فِيه»(الخرائج، ۱/۲۷۶)
پرچمِ سرخِ مهدوی
در حقیقت، پرچمِ سرخِ عاشورا، شاخصِ حقطلبی و معیارِ مبارزه با طاغوت در تمامِ اعصار است. انتقامِ حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه در زمان ظهور نیز، انتقام از جریانِ «جبت و طاغوت» است؛ جریانی که تا ظهورِ آن حجتِ الهی باقی میماند. اگر امامان علیهم السلام همواره بر برپاییِ عَلَمِ سیدالشهدا علیه السلام تأکید داشتند، بدین جهت است که این پرچم، نمادِ سقیفه ستیزی و طاغوتستیزی است. عاشورا معیارِ تشخیصِ حق از باطل است و از اینرو، زیارت، عزاداری و بزرگداشتِ این حماسه باید پویاترین و شورانگیزترین حرکتِ شیعه در مسیرِ زمینهسازی برای ظهورِ منجیِ موعود باشد.
امروز، وظیفه ما شناختِ «جبت و طاغوت» زمانه و پیروان جبت و طاغوت عصر امیرمؤمنان و امامان علیهم السلام بر اساسِ الگوی رفتاری و سیره مبارزاتیِ ائمه معصومین علیهم السلام است؛ تا در پرتوِ این بصیرت، توفیق نصرت امام عصر را داشته باشیم و دوشادوشِ امامِ عصر عجل الله تعالی فرجه، پرچمِ پیکار با جریانهای باطل را برافرازیم.
تحلیل نقش «رهایی از بیعت طاغوتها» در علت غیبت امام زمان عجاللهفرجه






















































































































































































































































































ثبت دیدگاه