گذار از توهمِ غلو
در پیِ انتشار یادداشت پیشین با عنوان «پدیده جدید غلو»، ابهام هایی پیرامون معیارها و ساحت های تشخیص
آن پدید آمد؛ ابهاماتی که برخی را بر آن داشت تا گمان برند در باور شیعیان به امامت اهلبیت علیهم السلام،
عقاید غالیانه نفوذ کرده و ممکن است در اعتقادات امروزی ما نیز رسوخ یافته باشد. از این رو، بازخوانی
دوباره شاخصه های غلو، ضرورتی است تا روشن گردد که در بطن اعتقادات شیعیان نسبت به اهل بیت علیهم السلام، فارغ
از جریان ها و اشخاصِ تندرو، غلوی وجود ندارد.
فهم شاخصه های غلو و پژوهش در این حوزه، بدون غور در آیات و روایات معتبر ممکن نیست. بدیهی است
کسی که در قرآن و میراث روایی اهل بیت تتبع نکرده باشد، نمیتواند خطوط تمایز میان «غلو» و «تقصیر» را
ترسیم کند؛ چه بسا ادعای غالیانه بودن یک اندیشه، در واقع عین منطق آیات و روایات باشد. اموری همچون
«ولایت تکوینیِ مأذون»علم گسترده لدنی» و «علم غیبِ موهبتی» (نه مستقل، بلکه به اعطای الهی)، جملگی
در شأن اهل بیت علیهم السلام تأیید شده اند. بی تردید، اگر مطلبی مستند به منابع دینی نباشد، انتساب آن به
عترت پیامبر جایز نیست و چنین سخن بی پایه ای یا به وادی غلو می غلتد و یا به بطلان میگراید.
با این حال، اعتقاد به ولایت کلیه، علم موهبتی و عصمت تکوینی اهلبیت، هرگز با الوهیت غالیانه در حق حضرت عیسی
مسیح یا ادعای غلات پیرامون امامان هم تراز نیست. مرز میان غلو و عقیده حق، افزون بر استناد به منابع
معتبر، در «خروج از مرز عبودیت» نهفته است. راستی کدام منطق امامیه، امام را از جایگاه بندگی خدا خارج
می کند؟ آیا اعتقاد به عصمت مطلق و علم ویژه، یا ولایت تکوینی و تشریعی مأذون ویا خلافت و حجیتِ الهی
اهلبیت، ایشان را به ساحت الوهیت میبرد؟ بدیهی است که این امور، وقتی تحت ربوبیت مطلقه و تدبیر الهی
نگریسته شوند، نه تنها غلو نیستند،بلکه عین حقیقت اند.
از سوی دیگر، در پذیرش این مقامات، بهره گیری از مناهجِ گوناگونِ اعتبارسنجیِ روایات، نقشی کلیدی دارد.
چه بسا روایتی از دیدگاه متأخرین ضعیف انگاشته شود، اما با رویکردهای تخصصی دیگر، معتبر و قابل استناد
باشد. افزون بر اینکه «ضعف سند»،ملازم با«مجعولیت خبر» نیست؛ چرا که بسیاری از روایات در عین ضعف
ظاهری، دلالت مضمونی مستحکمی دارند و در تبیین عقلانی معارف دینی راهگشایند. همچنین، تواتر معنوی
بسیاری از مضامین، اطمینانِ صدورِ آنها را تضمین می کند. بنابراین، کسی که در مناهجِ تخصصیِ حدیثی دستی
ندارد، نمی تواند صرفاً بر اساس پیش فرض های خود، مستندات یک نظریه را رد کند. مضافاً اینکه مستندات
امامت پژوهان طراز اول، بر منابعی چون «کتاب الحُجّة »در کافی و آثار شیخ صدوق تکیه دارد که محدثانِ متعهدِ قم بوده و در پالایشِ روایات از رگه های غلو، شهره هستند.
در نهایت، تحقیق منسجم و موشکافانه در عرصه امامت، مجالی فراهم میآورد تا نظریه ای فراگیر ارائه شود؛
نظریه ای که از خلقتِ نوریِ اهلبیت علیهم السلام تا پایان سیر تاریخ، تمامی مقامات و ویژگی های ایشان را به
شکلی نظام مند و به هم پیوسته تبیین کند. از اینرو، پژوهشگری که با این عمق و گستردگی در ساحت امامت
گام برداشته باشد، میتواند مقامات ویژه اهل بیت علیهم السلام را فارغ از توهم غلو بپذیرد و جایگاه رفیع آنان را در
هندسه معرفتی امامیه به درستی ادراک کند.















































































































































































































































































ثبت دیدگاه